مهمان
نویسنده: نگار افتخار
زمان انتشار: ۱۳۹۵/۰۸/۲۰ ساعت

159

🔹 خانم دکتر جنیدی درجات کارشناسی حقوق قضایی، کارشناسی ارشد و دکتری حقوق خصوصی خود را از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با احراز رتبه اول در همه مقاطع کسب کرده است. ایشان با زبان های انگلیسی ، عربی و فرانسه آشنا هستند و در سال های ۸۱ و ۸۲ در دوره تحقیقاتی دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد (معادل فوق دکتری) بورس تحصیلی خود را گذرانده اند. ایشان هم اکنون عضو هیات علمی (دانشیار) دانشگاه تهران هستند.

 

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© دانشجوی تراز اول از نظر شما چه ویژگی هایی باید داشته باشد و به طور کلی چه چیزهایی غیر از حقوق باید بداند؟

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

© از نظر من دانشجوی تراز اول، دانشجوی چند بُعدی است و به همه ابعاد فکر می کند هم دانش، چون اسمش اینه! در عین حال به افزایش اطلاعات عمومی و شاخه های مرتبط با حقوق مثل جامعه شناسی، تا حدی اقتصاد، تاریخ، ادبیات فکر می کند ولی در عین حال به خیلی چیزهای دیگری که شاید به ما درست تعلیم داده نشده؛ به هنر، به حضور در مجامع هنری، به موسیقی، سینما و ورزش (به طور جدی) فکر می کند. این ها همه از نظر من به تراز اول بودن در یک عُمر کمک می کند نه فقط در دانشجو بودن! در واقع دانشجوی تراز اول باید در همه ابعاد در زندگی از دانش، پژوهش، بینش، طرز رفتار و اخلاق و از علوم و اطلاعات مرتبط به همه این ها با هم فکر می کند.

 

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© به نظرتان در زمینه تولید علم و شکستن مرزهای دانش حقوق در سال های اخیر چه تحولاتی رخ داده است؟

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

© در این تحولات ما شرکت داشتیم، دانشکده ما مسلماً مشارکت داشته و کشور هم مشارکت داشته ولی نمی توانم بگویم چقدر! یک نوع مشارکت داوطلبانه ای بوده، به نظر من آن قدر تحولی که در دنیا اتفاق می افتد سریع است که همه را به دنبال خودش می کشاند. این فضای مجازی با این وسعتی که به وجود آمده هرگز مقصور هم نبود، یعنی به نسبت ۲۰ سال پیش، هیچ چیزی قابل مقایسه نیست. فضای مجازی آن قدر ارتباطات را متحول کرده که شما به ناچار بایستی یک حقوق جداگانه ای برای فضای مجازی در نظر بگیرید و این حقوق به نظر من در کوتاه مدت زمانی که خیلی سریع اتفاق خواهد افتاد (من فقط به عنوان نمونه عرض می کنم) یک حقوق غیرملی را ایجاد خواهد کرد. امروز فضای فیسبوک حقوق مخصوص به خودش را دارد، شما با ورود به آن قبول می کنید که با rule این فضا کار کنید و این مقررات ساخته دست دولت مشخصی نیست. در واقع شما یک حقوق غیر ملی را ایجاد می کنید که شکل می گیرد و روابط را تنظیم می کند. همان طوری که در هر سرزمینی که باشید، تحت حقوق آن سرزمین هستید، عملا در فضای مجازی، مرزها شکسته می شود و دانش جدیدی می آید، آن دانش جدید منشا ایجاد یک حوزه جدید صنعت و تجارت و فعالیت می شود و آن حوزه جدید صنعت و تجارت و فعالیت رژیم حقوقی ویژه خودش را می طلبد، پس بنابراین مرز های سنتی حقوق به تبع آن شکسته می شود و شما به ناچار نظامات متناسب با فعالیت های حاصل از یک شاخه جدید، دانش را باید تولید کنید. مثل این در حوزه حقوق مالکیت فکری مکرر در حال اتفاق افتادن است، مثل این در حوزه حقوق بانکی، در حوزه بورس و … بنابراین ما می بینیم که مکرر شکستن مرزهای حقوقی تابع پیدایش شاخه های جدید دانش است. حال در حوزه های علوم پزشکی و علوم طبیعی و ژنتیک و … با این شبیه سازی هایی که می شود، آنها هم مسلما مقتضیات خاص خودش را خواهد داشت.

 

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© در زمینه ی تخصصی خودتان (حقوق تجارت و داوری) در زمینه تولید علم چه گام هایی برداشته شده و چه گام‌هایی نیاز است تا برداشته شود؟

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

© همیشه توجه کنید که به هر حال حقوق به درجه ی یک دانش مبتنی بر باید و نباید است، یعنی دانشی است که حتی بعضی ها در دانش بودن آن تردید می کنند و می گویند اگر علم هم هست، علم دستوری است و علم اصیل نیست. بنابراین حقوق تجارت و تجارت بین‌الملل و داوری های تجاری بین‌المللی هم به میزان زیادی متاثر از شاخه های دیگر دانش هستند. اینجا بایدها و نبایدها را ما داریم بحث می‌کنیم ولی منابع آن عمدتا از جای دیگری می‌آید، یعنی این منابع از خود مقتضیات تجارت می آید، از جامعه شناسی می آید و از حتی همین حوزه های تجارت الکترونیک می آید؛ پس حوزه های جدید از آنجا می آیند و در حقوق بایستی نظام مند شوند. اگر ما مسامحتاً حقوق را به عنوان یک دانش بپذیریم حوزه های جدید دانش در حوزه تجارت و تجارت بین الملل و داوری های تجاری بین المللی آن نظاماتی است که در طی این دو دهه ی اخیر برای نظام مند کردن این بخش های جدید و فعالیت های جدید و جنبه های جدید زندگی بشر به وجود آمده، نظاماتی است که به این منظور به وجود آمده.

© بله، در این زمینه تلاش های قابل توجهی شده. شما الان دارید مثلا در حوزه حقوق بانکی می بینید که چه حوزه های جدید تری بحث می شود. دانشجویی پیش من آمده بود، راجع به یک شیوه پرداخت الکترونیک صحبت می کرد که حتی اعتبارات اسنادی را که خودشون جزء ابزار های مدرن هستند را کنار بگذاریم و بیایم از یک شیوه ی پرداخت الکترونیک بانکی که در حال جایگزینی با اعتبارات اسنادی و چار چوب سنتی که می شناسیم است، استفاده کنیم. حالا توجه کنید که خود اعتبارات اسنادی یک روزی آمدند تا حدی جایگزین اسناد تجاری قبلی در حدودی و در جاهایی شوند (ولی، همه جا نمی توانستند جایگزین بشوند). حال این شیوه هایی که مبتنی بر تجارت است پرداخت های بانکی را انجام می دهد و ما هم داریم در این حوزه کار می کنیم. یکی دو تا از دانشجویان من در همین حوزه با من رساله گرفتند، حتی یکی از دانشجویان من داوری آنلاین را با من کار کرده و شما می بینید که چقدر تحولاتی که اتفاق می افتد باعث می شود که در این حوزه های دانش هم پیشرفت حاصل شود و به تبع تولید یک شاخه ی دیگر دانش (در حوزه ی اقتصاد، تجارت، جامعه شناسی و…) شاهد تولید جدید در دانش حقوق هم هستیم.

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© از دیدگاه شما بزرگترین ایراد نظام آموزش حقوق در دوره کارشناسی چیست و در حوزه عمل برای رفع نواقص نظام آموزشی در رشته حقوق چه کارهایی می توان انجام داد؟

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

© به نظر می‌رسد بازبینی درستی براساس نیازها و مقتضیات به طور مستمر انجام نمی‌شود. این یکی از نقص‌هاست که تحولات خیلی سریع‌تر اتفاق می افتند، انتظارات از دانشجویان حقوق حتی با گرفتن لیسانس بر اساس فضای جدید و فعالیت و تجارت و کار هست ولی دروسی که ما تدریس می‌کنیم تقریبا از دوره ای که خود من دانشجو بودم تا حالا تفاوت فاحشی نکرده است. بنابراین ما حتما نیازمند به روز رسانی عناوین دروس و سرفصل‌های ذیل آن هستیم. این یکی از کارهاست. دوم: فرهنگ عدم اصالت دانش؛ به نظر می‌رسد که دانشجویان به دلیل اوضاع و احوالی که وجود دارد به دیده اصیل به یک منطق نگاه نمی‌کنند و هر مقطعی را خیلی گذرا از کنارش می‌گذرند و انگار که اهداف شده‌اند یک چیزهایی در دور دست که تمام مقاطع تحصیلی لیسانس، فوق لیسانس، دکتری و همه چیز بایستی برای رسیدن به آن باشند. بله! اهداف دراز مدت می‌توانند باشند ولی مقاطع تحصیلی خودشان اصیل هستند مثل بخشی از راه هستند که در یک سفر خود راه هم اصالت دارد. امروز، به نظر من نگاه دانشجویان ما این نیست به همین علت است که شما متوجه می‌شوید که بحث نمره محوری متعلق به همین نگاه است. یعنی احساس عمومی این نیست که این دروس خودشان اصالت دارند و قدرت تحلیل حقوقی به درک و استنباط بایستی در طی این مقطع تحصیلی پیدا بکنند، بنابراین این قدرت تحلیل و این مقطع را باید در مرکز این موضوع خیلی پررنگ ببینیم.

 

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© یعنی شما فکر می کنید که این بحث نمره محوری که پیش آمده ناشی از این موضوع می‌باشد؟

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

© به نظر من گذرا نگاه کردن به هر مقطع، همه چیز را فقط در حد عنوان بیرونی آن دیدن اصلا باعث شده که نمره محوری پیدا شود به نظر من دانشجویی که در گذشته وارد می‌شد هر مقطع و حتی هر درس از یک مقطع را (حداقل دانشجویانی که خیلی علمی فکر می کردند و آدم های علم گرایی بودند که اتفاقا فکر می کردند باید تحصیلاتشان را در مقاطع بالا ادامه دهند) دارای اصالت می دیدند و فکر میکردند که این دانش را اینجا اگر به خوبی و نیکی و به طور عمیق به دست نیاورند هیچ وقت دیگری به دست نمی‌آورند. اگر این اصول و مبانی را نیاموزند، هیچ وقت دیگری نمی‌آموزند. بنابراین خود آموختن، خود دانستن ارزش بود. احساس می‌کنیم این امور در حال کمرنگ شدن است: اصالت خود دانستن و ارزش بودن خود دانستن. این یکی دیگر از نواقص است که شاید مقصر ما هستیم باید دید چه نوعی از آموزش را می‌گوییم و چه فرهنگی در این زمان ایجاد شده و الا این دانشجویان مستعد، باهوش، بسیار خوب که در یک گزینش خیلی سخت گیرانه می‌آیند و انتخاب می‌شوند و در اختیار ما قرار می‌گیرند بهترین‌ها هستند. باید دید “چه چیزی” باعث این نقص می‌شود؟ حتما بخشی از آن در فرهنگ عمومی است که شاید ما اگر سهمی در ایجاد آن نداشتیم (که شاید هم داشتیم) ولی حداقل سهم جدی در از بین بردن، در اصلاح این فرهنگ نداریم. یعنی شاید مجموعه “ما” نتوانستیم سهم جدی در اصلاح این فرهنگ داشته باشیم. سومین چیزی که من تصور می‌کنم خیلی جدی است این است که باید در کنار آموزش به نحوه عمل هم فکر کرد. دانشجویان ما احتیاج دارند که حرفه‌ای شوند. یکی از تفاوت هایی که باید ایجاد کرد از حالت تئوری محض درآمدن است. (البته باید درس های تئوریک باشد، من آدم بیش از حد عملگرا نیستم باید درس هایی که به ما بینش می‌دهند وجود داشته باشند، باید درس هایی که فلسفه و تاریخ کار ما را به ما آموزش می دهند وجود داشته باشند، باید درس هایی که نقد دانش حقوق را به ما می‌آموزند و دانش انتقادی حقوق هستند وجود داشته باشند) ولی در عین حال حقوقدان قرار است در جامعه practice بکند در مقام قاضی، در مقام وکیل، مشاور حقوقی و داور قرار است ظاهر شود، بنابراین نیاز هست که آموزش‌های ما عمل‌گرایانه‌تر و حرفه‌ای‌تر بشود.

 

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© چطور باید این عملگرایی را به وجود آورد؟ آیا اساتید باید ما را به دادگاه ها ارجاع دهند؟

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

© شبیه سازی دادگاه ها باید باشد، باید تا حد زیادی پرونده محور و مسئله محور در کلاس‌ها، درس‌ها آموزش داده شوند و بایستی دانشجویان را آماده کنیم برای به عهده گرفتن وظایف حرفه‌ای که در آینده باید در این مقام ظاهر شوند.

 

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© یکی از مسائلی که دانشجویان حقوق با آن درگیر می شوند، مسئله پژوهش کردن است. دیدگاه حضرتعالی در خصوص ارتقای سطح مهارت‌های پژوهشی دانشجویان چیست؟

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

© دو چیز مد نظر بنده است:

اول: پژوهش روش دارد باید روش استاندارد پژوهش آموزش داده شود. ما نه در لیسانس نه در فوق لیسانس نه دکتری متاسفانه روش تحقیق را بر اساس مبانی علمی آموزش نمی‌دهیم. ما فقط در دوره فوق لیسانس یک درس یک واحدی سمینار داریم و آن هم خیلی کوتاه و ۳-۴ جلسه حضوری در حد یک روش نگارشی که بیشتر مبتنی بر آموزش نحوه ی ویراستاری یا حداقل‌های تنظیم پلان یک تحقیق است، آموزش داده می شود و این اصلا کفایت نمی‌کند. بنابراین (روش) تحقیق خودش باید خیلی خیلی جدی گرفته شود و آموزش داده شود، حتی مکاتب کلی که در این حوزه هستند آموزش داده شود و بچه ها به انتخاب خودشان بر اساس هر چارچوبی که در آن رویکرد کلی‌شان هست، باید به تبع آن روش‌های تحقیق منطبق را یاد بگیرند.

دوم: که بسیار مهم است و برای ارتقای پژوهش ضرورت دارد، در سوال قبلی اشاره کردم، اصیل کردن دانش است. یعنی دانش و فضیلت باید فی نفسه یک ارزش باشد از نظر من یکی از دلایل ضعف پژوهش، نگاه گذرا به مقاطع تحصیلی است. دانشجوی ما هنوز انگیزه درونجوش را برای پژوهش اصیل ندارد، حتی آموزش روش تحقیق به شیوه علمی هم فرع بر این است که شما در درونتان این انگیزه ایجاد شده باشد؛ یعنی امری درون‌جوش در دانشجویان ما باشد که به دنبال یافتن حقیقت این حوزه از دانش باشند. تا این نباشد حتی آن آموزش مفید نیست. دوباره تاکید می کنم، ما یک اصلاح فرهنگ در خصوص آموزش حقوق لازم داریم چون تا زمانی که اراده ایجاد نشود حتی خود روش تحقیق هم هر قدر اصیل آموزش داده شود و توسط بهترین محقق هم آموزش داده شود برای این یاد گرفته می شود که آن دوره را با یک نمره خوب قبول شویم و نمره‌اش را بگیریم و برویم!

 

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© یک تفاوت عمده‌ای که زمان تحصیل ما با دوره خودتان دارد که می توان از آن به عنوان یک امتیاز یاد کرد، به نظرتان چه می‌تواند باشد؟

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

© شما در یک دوران عبور بسیار آزادتر و بهتر اطلاعات قرار دارید و در دوران دسترسی به منابع اطلاعات، چیزی که در دوره ما خیلی خیلی محدودتر بود و اطلاعات را باید در کتابخانه‌ها و در مخزن کتابخانه دانشکده‌ها پیدا می‌کردید. ابزارهایی که می‌توانند data را سریع‌تر مبادله کنند و این شما را در مقابل دریایی از اطلاعات قرار می‌دهد که باید آن را انتخاب کنید و ما درست می‌شود گفت در دوره ی عکس آن بودیم. بسیار سخت دسترسی پیدا می کردیم. به علاوه به تبع این وضعیت شما می‌توانید دیدگاه‌های خیلی گسترده و وسیع داشته باشید، افق دید وسیع داشته باشید و به طور طبیعی هوشتان و به ویژه هوش اجتماعی‌تان بالاتر خواهد بود، چون هوش احتماعی قدرت تطبیق شما با شرایط است و شما در موقعیتی قرار دارید که این اطلاعات گسترده به شما دیدی می‌دهد نسبت به شرایط مختلف؛ بنابراین هوش شما هم در فضای واقعی و هم در فضای مجازی بالا می‌رود و در نتیجه از این جنبه‌ها شما ممتازترید، علاوه بر این که اساسا خودتان بهترید! ولی شاید یک امتیازی که در دوره ی ما بود و من الان می‌خواهم اذعان بکنم همان چیزی است که دو بار اشاره کردم: در کلاسهای درس ما “دانش” موضوعیت داشت، دانستن فی نفسه ارزش بود. دانستن و قدرت تحلیل کمال جدی به حساب می‌آمد، تقریبا مهم‌تر از عمده ارزش‌های دیگر. ولی امروزه تصور می رود که “بودن مدارک” مهم باشد ولی قدرت تحلیل و تبیین فی‌نفسه ارزش نباشد، و این ایراد قابل توجهی است که با اصلاح فرهنگ می‌توانید جبران بکنید. در این صورت اصلا با دوره ما قابل مقایسه نخواهید بود و از هر جهتی پیش‌ترید. یک مقدار هم در دوره ی ما بعضی از ارزشهای اخلاقی (نه همه) قوی‌تر بود. من فکر می‌کنم که شاید خیلی تعلق خاطر به خاک قوی بود، در دوره ی ما و هنوز هم هست. این‌ها در جای خود مسلما ارزش است ولی این تعلق و این انگیزه بزرگ می‌تواند به ارتقای جمعی و ارتقای کشور هم کمک کند. ممکن است دانشجویان تک به تک به اینها احتیاج نداشته باشند ولی کشور به تقویت این انگیزه‌ها احتیاج دارد. شاید دانشجویان برایشان راحت‌تر باشد که در هر کجای دنیا که شرایط را مناسبتر دیدند خودشان را آماده کنند که در آنجا زندگی کنند و پیشرفت کنند ولی کشور به تقویت این انگیزه در دانشجویان، در ایرانیان نیاز دارد.

 

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© سوالی که تقریبا همه دانشجویان از شما دارند این است که چطور می‌شود در حقوق “صاحب نظر” شد؟ و شما چه کارهای ویژه‌ای برای رسیدن به این مقام انجام دادید؟

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

© خب شما لطف دارید، بگذارید فردی صحبت نکنم. اولین چیزی که مهم است: نداشتن ذهنیت است، یعنی ذهن دارای گرایش خاص در ابتدای مطالعه نباشد. ذهنی که تعصب نداشته باشد به جانب یک ایده، نظر، نگرش. ذهن آزاد از این قید که من برای خودم پیش فرض‌هایی باید داشته باشم که حتما همین هست و جز این نیست …

و بعد از آن با داشتن یک ذهن آزاد برای یافتن هر ایده‌ای و بدون تعصب مرحله رفتن به سراغ اندیشه‌های متعارض است در مطالعه، یعنی مطالعه گسترده و مطالعه از منظر و افق دید افراد مختلف نسبت به یک موضوع و بعد از آن قدرت مقایسه، تجزیه و تحلیل. این حتما در آن موضوع خاص به شما نوعی از صائب نظر بودن را می‌دهد: صاحب نظر شدن و صائب نظر، هم شما را صاحب اندیشه می کند و هم اندیشه صواب را به شما می‌دهد. به غیر از این که به صورت عام گفتم در حقوق خیلی مهم است که شما اصول را بدانید، مبادی را بدانید، قواعد و مکاتب تفسیر را بدانید، روش تحقیق را بدانید یعنی هم متدولوژی سنتی ما (اصول فقه) و هم روش تحقیق جدید را بدانید. این ابزار مطالعه و قدرت استنتاج است و بعد از اینکه این ابزارها را به دست آوردید به خودتان این تحمیل را بکنید که هر موضوعی را از منظر افراد متعدد ببینید. شما محتوا را بر اساس اصولی که دارید با مقایسه و ارزیابی بازتولید می‌کنید. در آن شکلی که خودتان صائب می دانید و این است که به نظر من خیلی ارزشمند است. در این صورت این تولید اصالت پیدا می‌کند و مختصات طرز تفکر و اندیشه شما را می‌گیرد. این بازتولید حتی اگر در بخشی برگرفته از اندیشه‌های دیگران باشد دیگر اختصاصات هویت علمی شما و طرز اندیشه شما را پیدا کرده و از اینجا به بعد وقتی که بیرون می‌آید حتی اگر نگوییم ۱۰۰% اصیل است، بخش‌های اصیل خودش را دارد. یعنی کاملا مختصات اندیشه و طرز تفکر و تلقی و بینش شما را دارد.

 

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© به نظر شما چه میزان از مشکلات اقتصادی کشور ما با توسعه حقوق تجارت بین‌الملل می‌تواند رفع شود؟

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

© مسلما اگر ما استفاده از ابزارهای تجاری و به تبع حقوق تجارت بین‌الملل را تسهیل کنیم که نظامات مربوط به آن ابزارهای تجاری جدید هستند: مثلا ما بتوانیم از نهاد فاکتورینگ به میزان زیادی استفاده بکنیم برای وصول مطالبات داخلی و خارجی خودمان. حقوق تجارت و حقوق تجارت بین‌الملل، هر دو را با هم، چون خیلی نباید این دو را از هم تفکیک بکنیم. هر مقداری که ما بتوانیم از نهادهای جدید تجارت استفاده بکنیم، ولی نه بی سامان و هرج و مرج، چون اگر بی سامان و هرج و مرج باشد منجر به فسادهایی می‌شود. مثلا ما اعتبار اسنادی ریالی را آوردیم داخل ولی چون نظامات آن را دقیق استفاده نکردیم و حاکم نکردیم پس به اقتصادمان لطمه خورد و بخش قابل توجهی از منابع ما از بین رفت. بنابراین وقتی شما ابزارهای جدید را می‌آورید و استفاده می کنید باید نظامات مربوط به آن ابزارها و استفاده از آنها را با  خود بیاورید چون آن نظامات هستند که به این ابزارها امنیت می دهند و بدون این نظامات عملا ابزارهای جدید برای شما ریسک‌های جدید ایجاد می‌کند. بنابراین حقوق تجارت و حقوق تجارت بین‌الملل، نظاماتی که به دست می‌دهند به شما در استفاده از ابزارهای جدید کمک شایانی می‌کند. ابزارهای جدید خلق شده‌اند برای رونق و شکوفایی اقتصاد و تجارت. اما از وسایل و ابزارهای جدید بایستی با نظاماتشان استفاده بکنید که امن باشند والا نه تنها به شما رونق و شکوفایی نمی دهند بلکه هرج و مرج ایجاد می کنند، منشا فساد می‌شوند، امنیت اقتصادی موجود را از بین می‌برند. بنابراین حقوق تجارت و حقوق تجارت بین‌الملل کمک می‌کنند به نظام‌مند کردن حوزه های نهادهای جدید و ابزارهای جدید که این نهاد ها و ابزارها کمک می‌کنند به شکوفایی اقتصاد و تجارت امروز.

 

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© از بین فعالیت‌های مختلفی که تا به حال داشته‌اید و در همه هم الحمدلله سوابق درخشان و موفقیت آمیزی دارید، از جمله وکالت، سرپرستی اداره ی تنقیح قوانین، تدریس، داوری و … نسبت به کدام یک تعلق خاطر بیشتری دارید و چرا؟

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

© بله، من در جاهای مختلفی خدمت کردم. مدتی مدیر کل حقوقی دانشگاه تهران بودم بعد از آن مدیر کل اداره تنقیح قوانین وزارت علوم بودم نه سرپرست. پیش از همه و اول از همه معلم دانشکده حقوق شدم، شغلی که بیشتر از هر چیزی و بیشتر از هر کاری دوستش دارم. معلمی و تحقیق را بیشتر از هر کاری به آن تعلق خاطر دارم چون در تحقیق، تولید دانش هست و در معلمی، آموزش دانش تولید شده و در واقع انتقال دانش به دیگران هست و تمام practice حقوق، استفاده آن دانش است در عمل. پس این بخش از همه اصیل‌تر است. من دانشی را که از پژوهش به دست آوردم، در مقام معلمی به دیگری انتقال دادم و همزمان در درون خودم آن را کامل هضم کردم، چون معلمی است که شما دانش را با آن محک می‌زنید، در مقام انتقال می‌بینید که چقدر آن دانش برای تو درونی شده و چقدر راحت و سهل می‌توانی به دیگری منتقلش بکنی، این خیلی اثر گذار است. به غیر از اینکه معلمی زیبایی‌های خودش را دارد ولی محک پژوهش هم هست. در این دو، دانش به وجود می‌آید و درونی می‌شود و در همه حوزه های دیگر این دانش ایجاد شده درونی شده به کار گرفته می‌شود، پس در ذات خودش این حوزه اصیل ترین است و بقیه از ثمر آن استفاده می‌کنند. شما در مقام یک مدیر کل حقوقی، آموزه‌هایی را که ابتدا با آموزش در دانشکده یاد گرفتید، سپس با پژوهش تقویت کردید و به کمال رساندید و بعد با آموزش آنها را درونی کردید، در پرونده ها اعمال می کنید و راهکار می‌دهید. بنابراین اگر بخواهم دسته بندی کنم: پژوهش و بعد آموزش و بعد practice حقوق در مقام داوری و وکالت: چون داوری نوعی از قضاوت است و زیبایی‌های خودش را دارد. چون بهترین جایی است که شما آن بندهای وکالت را ندارید. در مقام داوری شما در واقع قاضی هستید، فقط قاضی خصوصی هستید بنابراین نظر بی طرفانه کارشناسانه‌تان را بر اساس دانش حقوق می گویید ولی در وکالت همان دانش را practice می‌کنید. ولی بخواهی نخواهی در مقام وکیل بایستی جانب موکلتان را داشته باشید، پس آن دانش را به نوعی فیلتر می‌کنید و آن بخشی را که به کار موکلتان می‌آید را به کار می‌گیرید و نمی توانید بگویید دانش کاملا بی طرفانه و به عنوان نظر کارشناسی محض به کار گرفتید. از این جنبه در مرحله بعد از آموزش و پژوهش داوری است که شاید خیلی جالب است و البته وکالت هم به دلیل اینکه ذهن شما را خیلی به کار می‌گیرد که از آن دانش به نفع موکل خود استفاده کنید به نظر من خیلی ارزش دارد. کار مدیریت‌های اجرایی مهم ترین ارزش آن در خدمت عمومی است به دلیل اینکه برای منافع ملی کار می‌کنید. در آن مقام نه برای ارزش‌های معنوی‌ای که شخص شما را به شکوفایی می رسانند مثل پژوهش و نه در مقام منافع مادی که تا حدی در داوری و بیشتر از آن در وکالت برای شخص شما حاصل شود، در آنجا فقط برای منفعت عموم کار می‌کنید. بخشی از وقتتان، عمرتان، تفکر و اندیشه تان را اختصاص می دهید برای بهتر اداره کردن جامعه ای که در آن زندگی می‌کنید و تا زمانی که راهکارهایی که شما ارائه می‌دهید بپذیرند و حاضر باشند مدیران ارشد که اجرا کنند برای اداره ی بهتر کشور به شما انگیزه ی تحمل آن شغل اجرایی را می دهد و الا واقعا مشاغل اجرایی تحمل می‌خواهد و جاذبه ی زیادی ندارد. حداقل برای کسانی با روحیات من فقط از نظر نفع عمومی ای که ایجاد می کنند ارزش دارد و الا هیچ ارزش دیگری ندارند. اگر فقط به هدفتان که تامین منفعت عمومی و اصلاح ساختار یک نهاد است برسید آن وقت است که برای شما اقناع و ارضاء دارند در غیر این صورت شاید خیلی از اوقات حتی احساس بکنید که این وقت را برای چه دارید صرف می کنید؟!

 

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© به طور کلی فضای علمی دانشگاه ها را چه طور ارزیابی می کنید؟ به نظر شما هر چه جلوتر می رویم اوضاع علمی مطلوب تر می شود یا از نظر شما در حال پسرفت هستیم؟

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

  • © اینجا فاکتورهای متعارضی کار می‌کند. مسلما خواسته یا ناخواسته ما در بخشی در حال پیشرفت هستیم یعنی نمی‌توانم بگویم فضای عمومی ما در حال پسرفت است. آنقدر موضوعات نو به نو و موج‌های نو به نو می آید و دانشی که در دانشکده ها هست بخواهد یا نخواهد بایستی سوار بر این موجها شود و آنها را کنترل و مهار کند که خود به خود یک پیشرفت اجتناب‌ناپذیر بر حسب پدیده های نو و دانشی که لا محال باید پاسخگوی این پدیده‌های نو باشد به وجود بیاید. دوم فضای جدیدی که عرض کردم، فضای دسترسی به اطلاعات و فضای انتقال آسانتر اطلاعات هم هست. باز پایگاه و مبنای دیگری است برای رو به پیشرفت بودن دانشکده ها. با این همه ۲-۳ چیز است که در حالت متعارض است. یک: اشکال فرهنگی که عرض کردم، اصالت را از دانش عمیق دارد سلب می‌کند که به نظر من پاشنه آشیل است، یکی هم کثرت نابجای مراکز دانشگاهی است که شما می‌بینید آنقدر واحدها و مراکز دانشگاهی در سراسر کشور با امکانات و بی امکانات، با بودن بنیه و بی بودن بنیه ایجاد شده، به خصوص در یک دهه از سال ۸۴-۸۵ تا سال ۹۳ آنقدر مراکز دانشگاهی ایجاد شده که مطابق آماری که ما داریم تقریبا برابر با کل دوره ی ۸۰ سال آموزش عالی است. این نشان می‌دهد که این کمیت افراطی موجب خواهد شد تا افراد بی علاقه و بی علاقه فقط برای گرفتن مدرک وارد دانشگاه شوند. ما همین الان مشکل انگیزه پژوهش‌های اصیل را داریم و فکر می‌کنید کسانی که با این ترتیبات به دلیل یک موج ناصحیح و فرهنگ ناصحیحی که اتفاق افتاده وارد هر نوع مراکز آموزشی‌ای که می‌شوند، هر رشته تحصیلی را که می‌خوانند، این چقدر می تواند لطمه بزند و بی انگیزگی ها را چند برابر کند و خود این یک اثر تاثیر و تاثر است روی دانشجویانی که با نمرات عالی در رشته مورد علاقه شان آمدند، وقتی می بینند در جای دیگر همین رشته خیلی بی کیفیت تدریس می شود و به همین سادگی مدرک داده می شود، تردید می‌کنند در این که چرا باید دنبال یک دانش اصیل باشند و آنقدر به خودشان زحمت بدهند؟ یعنی آنقدر انگیزه‌های آنها را تضعیف می‌کند و در واقع نوعی اثر منفی تصاعدی می‌تواند بگذارد که اصلا مطلوب نیست. این بخش باید هم از نظر اصلاح فرهنگ هم از نظر اینکه واقعا رشته هایی را که مورد نیاز کشور هست و افراد هم علاقه مندند که وارد آن بشوند هم از نظر ساختار مراکز آموزش عالی هم از نظر ایجاد منابع مورد نیاز برای ایجاد یک واحد آموزش عالی، همه این ها باید به طور متوازن در نظر گرفته شود تا بتوانیم پیشرفت در همه ابعاد داشته باشیم. ما الان در “بعضی” ابعاد داریم پیشرفت می‌کنیم و در بعضی ابعاد داریم صدمه می‌زنیم به کل جامعه ی آکادمیک خودمان.

 

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:

© سپاس از شما و وقتی که در اختیار ما قرار دادید، خیلی لطف کردید.

 

🔺 خانم دکتر جنیدی:

© اختیار دارید، خیلی خوشحالم که در خدمتتون هستم.

 

گپ و گفتی با دکتر غلامحسین الهام
نویسنده: فائزه شعبانی
زمان انتشار: ساعت

photo_2016-11-10_00-29-52

🌞 گپ و گفت کانون جنبش نرم افزاری با دکتر غلامحسین الهام؛ «مروری بر ماهیت کانون جنبش نرم افزاری»

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:
▫️ حضرتعالی جایگاه کانون جنبش نرم افزاری را در فعالیت های علمی دانشگاه و البته در سطح بین دانشگاهی چگونه ارزیابی می کنید؟

🔺 دکتر الهام:
▪️ به نظر بنده جنبش در حد مناسب و خوبى توانسته دانشجویان علاقه مند به مباحث علمى را جذب کرده و سازماندهى و فعال کند. به عبارت دیگر، کانون توانسته است که به استعدادهاى حقوقى دانشجویان نخبه جامعه که عمدتاً در انتخاب اول خود جذب دانشگاه تهران مى شوند، فعلیت ببخشد و نیز کمک کند تا دانشجویان به تدریج به علایق خود نسبت به گرایش هاى حقوقى شناخت نسبى پیدا کنند و انتخاب آتى خود را به این سمت هدایت کنند.
▪️ جلسات مباحثه و تحلیل و گزارش مقالات تخصصى حقوقى فرصت خوبى هم براى مطالعه و رشد دانش حقوقى و هم آشنایى با منابع و نخبگان و صاحب نظران این عرصه فراهم می کند و با شیوه مطالعه و بررسى و به تدریج نقد آشنا می کند. همچنین بستر خوبى است براى تشویق به نوشتن در کنار خواندن و نیز بیان و ارائه براى تقویت قدرت استدلال و انتقال مفاهیم و تعامل که از مهارت هاى لازم حقوقى است و این از نتایج طبیعى مترتب بر این بخش از برنامه هاست اگرچه هدف اصلى را تشکیل نمى دهد.
▪️ تشکیل دوره ها و کارگاه هاى آموزشى که خلا هاى آموزش رسمى را جبران و مهارت ها و توانمندهاى ضرورى ولى مغفول را ایجاد و پرورش مى دهد نیز از برنامه هاى خوب جنبش بوده است. برگزارى جلسات و کنفرانس هاى علمى پیرامون مسایل روز و مبتلابه حقوقى توأم با استفاده از نگرش هاى متفاوت و ایجاد بسترى مناسب براى اندیشیدن و به صورت فراگیر از دیگر اقداماتى بوده که ضمن فرصت تعمیق در مورد مسایل حقوقى جاذبه عمومى نسبت به جنبش ایجاد مى کند و البته از این فرصت باید براى تحقق اهداف جنبش استفاده شود.
حرکتهاى فوق مشوق خوبى براى سایر دانشگاهها و دانشکده هاى حقوق شده و همین برنامه سبب تشکیل و فعالیت جنبش در این مراکز شده که مى تواند به همکارى و بسط فعالیت هاى سازنده علمى بیانجامد.
🔺 کانون جنبش نرم افزاری:
▫️ شما به عنوان عضو چند ساله شورای عالی کانون جنبش نرم افزاری، الزامات جنبش نرم افزاری در رشته حقوق را چه می دانید؟

🔺 دکتر الهام:
▪️ جنبش براى شناخت و تقویت و تبین علم بومى ضمن شناخت جامع از نظام هاى حقوقى جهان و مبانى آنها و ارتباط معنایى با آنها، ایجاد شده تا بتواند با پرورش نخبگان این عرصه، نظام حقوقى جمهورى اسلامى ایران را بدون تقلید و البته با تعامل و مقارنه و شناخت و به فراخور نیازها کشف و استخراج و توسعه و ارتقاء دهد.
در این ارتباط دو امر ضرورى است:
۱- آشنایى با مبانى حقوقى اسلامى و نیز به صورت گسترده تر معارف اسلامى
۲- بهره گیرى عالمانه از پاسخ هاى نظام هاى حقوقى به مشکلات بشر امروز
لوازم این کار آموزش هاى تکمیلى، منبع شناسی، ارتباط فراتر از دانشگاه با عالمان این بخش، ایجاد حلقه هاى بحث و برگزارى کنفرانس هاى مستمر به صورت برنامه ریزى شده و توأم با انسجام منطقى است، تحلیل و نقد نظرات، مکاتب و مسایل حقوقى مهم جامعه، همچنین پژوهش در نیازمندی هاى آتى کشور در زمینه مسایل حقوقى …

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:
▫️ به نظر حضرتعالی برای تحول در رشته حقوق چه اقداماتی باید صورت گیرد؟ آیا دانشگاه باید دنباله رو حوزه باشد یا خود می تواند پیشرو باشد؟

🔺 دکتر الهام:
▪️ دانشگاه و حوزه در مسایل حقوقى وحدت موضوع دارند، ولى دامنه حوزه در این عرصه اعم از دانشکده حقوق است، این به معناى پیروى نیست، حوزه ضمن پرورش مجتهدین مطلق باید به پرورش مجتهدان متجزى حقوقى اهتمام کند، دانشکده حقوق نیز باید مجتهدان متجزى در امر حقوق تربیت نماید، در بسیاری از موارد بدون دانشگاه دسترسى حوزه به موضوعات نوین حقوقى و مکاتب و نظرات حقوقى و تئورى هاى حقوقى میسر نیست و بدون ارتباط مستمر با حوزه نمى توان به پاسخ هاى متقن بومى در بسیارى از مسایل دست یافت.
یک دانشکده حقوقى مطلوب جمهورى اسلامى دانشکده اى است که خروجى آن برخوردار از توان اجتهادى به صورت متعارف حوزوى باشد، تا بتواند کمک مؤثرى به اجتهاد یعنى تولید علم نوین در رشته هاى مختلف حقوقى داشته باشد. حوزه و دانشگاه مکمل هم مى توانند باشند و هر دو پیشرو! باید امکان فرصت هاى مطالعاتى داخلى در حوزه فراهم شود و به صورت متقابل این امکان براى حوزه نیز وجود داشته باشد تا از فرصت هاى متقابل بهره گیرد.

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:
▫️ به نظر شما آیا در زمینه تولید علم در رشته حقوق، در سال های اخیر اقدامات و تحولاتی صورت گرفته است؟

🔺 دکتر الهام:
▪️ بله، اقدامات خوبى شده ولى به نظرم اصلا کافى نیست و منظم و سازمان یافته هم نیست، باید نظریه پردازى بیشترى صورت گیرد و جایگاه نظریه پردازى در حوزه ها تعریف شوند تا مرز بین شریعت و بدعت خلط نشود و فرصت براى تأمل و اجتهاد علمىِ حوزوى نیز فراهم باشد.

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:
▫️ حضرتعالی در قوانین مصوب چند سال اخیر، به عنوان مظهر نظام حقوقی، تحولی را مشاهده می کنید؟

🔺 دکتر الهام:
▪️ تغییر و تحول البته وجود دارد؛ ولى اینکه آیا این تحولات در یک نظام حقوقى و با تئورى هاى روشن و تؤام با بررسى و نیازهاى بومى تدارک شده یا اقتباس هاى ناقص و غیر کافى و یا با مبانى مختلف و گاهى متشتت هستند، مساله مهمى است که نیاز به بررسى و تامل و هم نقد دارد، جنبش مى تواند به این مسأله به صورت عالمانه و روش مند ورود کند.

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:
▫️ به نظر شما در زمینه حقوق کیفری و دادرسی کیفری چه گام هایی برای تولید علم و جنبش نرم افزاری برداشته شده و چه گام های نیاز است برداشته شود؟

🔺 دکتر الهام:
▪️ مشمول پاسخ فوق هستند، در عین حال فاصله هاى عمل و نظر و قانون نشان مى دهد که انسجام بین همه نهادهاى حقوقى وجود ندارد، حتما باید بین کارگزاران عدالت و سیاست گذاران و قانون نویسان تعامل و مباحثات بیشترى پدید آید. اصلاح قانون آیین دادرسى کیفرى قبل از اجرا کاشف از این فاصله است، گاهى برخى بخش ها تقلید گرا هستند و برخى به شدت عملگرا، نباید هماهنگى و دستگاه واحد یا سیستماتیک بودن نظام حقوقى از بین برود، وصله زدن ها کار را مشکل مى کنند.

🔺 کانون جنبش نرم افزاری:
▫️ بسیار ممنون؛ توصیه شما به دانشجویان حقوق کیفری که در ابتدای این راه هستند چه می باشد؟

🔺 دکتر الهام:
▪️ باید بخوانند، بیشتر و بیشتر! مبانى خود را براى فهم نظام هاى حقوقى تقویت کنند، هم نظام اسلامى و هم نظام هاى غربى، جنبش مى تواند به فراهم ساختن لوازم این دو کمک کند، البته خواندن و آموختن بدون اندیشیدن به تولید علم و پرورش عالم نمى انجامد، بیاموزیم و بیاندیشیم و بیافرینیم و عمل کنیم، با ایمان و اتکاى به خداى متعال که منشأ حق است. و من الله التوفیق …

زمان انتشار: ۱۳۹۵/۰۲/۲۶ ساعت

بسم الله الرحمن الرحیم

 

لطفاً مختصری از رزومه ی علمی خودتان را در اختیار ما بگذارید :

من دوران دبستان، راهنمایی و دبیرستان را در روستای سورمق که جزو توابع شهرستان آباده در استان فارس هست گذراندم. سال ۷۶ در کنکور سراسری رتبه ی ۴۵ را کسب کردم و چون به رشته ی حقوق خیلی علاقه داشتم و در همان مقطع دبیرستان هم خیلی از سریال ها و فیلم هایی که با دادگاه و وکالت و قضاوت مرتبط بود را دنبال می کردم؛ بنابراین رشته ی حقوق را به عنوان رشته ی اول انتخاب کردم و حقوق دانشگاه تهران هم به عنوان اولین گزینه قبول شدم. چهار سال بعد در رشته ی حقوق خصوصی دانشگاه تهران با رتبه۱ قبول شدم  و بعد از دو سال مدرک فوق لیسانس خود را گرفتم و همان سال ۱۳۸۲مجددا با کسب رتبه ۱ وارد مقطع دکتری شدم. نهایتاً ۲۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۷ با دفاع از رساله ی دکتری، مدرک دکتری خود را گرفتم. موضوع رساله، “حمایت از ابداعات دارویی و الحاق به سازمان تجارت جهانی” که به نوعی رویکرد تحلیل اقتصادی به حقوق مالکیت فکری بود و همان سال هم به عضویت هیئت علمی دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران درآمدم و از سال ۱۳۸۷ تا کنون هم در خدمت دانشجویان محترم هستم و از محضر اساتید استفاده می کنم.

222

میزان مطالعه ی شما در دوران تحصیل و هم اکنون چطور و به چه میزان بود است؟

در دوران لیسانس من سعی می کردم خیلی مطالعه کنم چون اصلا پایه ی اصلی تحصیلات هر دانشجویی مقطع لیسانس است؛ یعنی شما هر وقت وارد مقطع ارشد و دکتری می شوید حتماً پایه ای قوی باید داشته باشید. اگر احیاناً دانشجویی در کارشناسی ضعف داشته باشد، حتماً باید در ارشد و دکتری برگردد و دروس پایه ای لیسانس را مطالعه کند؛ چراکه، مقطع فوق لیسانس و دکتری در حقیقت توسعه دادن به دروس پایه ای مقطع لیسانس است.

به همین خاطر سعی می کردم در آن زمان مطالعات بسیار داشته باشم و فکر میکنم گاهی اوقات روزی ۱۲ ساعت مطالعه می کردم. در مقطع ارشد، چون تقریباً تمام اساتید از ما کارپژوهشی و تحقیق و کنفرانس می خواستند، حتماً باید مطالعات جانبی بسیاری صورت می گرفت و مطالعات کمی متفاوت تر شد؛ چون مجبور شدیم به سراغ حقوق کشور های خارجی هم برویم. الآن، یعنی از سال ۸۷ که عضو هیئت علمی هستم، لزوماً باید  مطالعات حفظ شود ولی جنس آن ها متفاوت است. الان ضمن اینکه باید منابع قبلی را مرور کنیم که فراموش نشود باید مطالب روز و جدید را هم دنبال کنیم؛ مثلاً می بینیم که روز به روز قوانین در حال تغییر است، به همین دلیل دانشجویان از ما انتظار دارند که مطالب جدید را به آن ها ارایه دهیم و به همین خاطر بنده در طول روز غیر از ساعاتی که در اختیار دانشجویان محترم هستم، باز سعی می کنم حداقل ۵ ساعت را مطالعه داشته باشم.

این میزان مطالعه کمی سخت و زیاد نیست؟

دیگر مجبوریم! چون هم در مقام تدریس باید به دانشجویان اطلاعات خوب بدهیم و هم در جاهایی که استاد راهنما و مشاور هستیم. استاد راهنما باید بیشتر از دانشجو در آن مورد اطلاعات داشته باشد وگرنه اگر دانشجو بیاید و من بگویم تعداد صفحات زیاد یا کم است و یا ویرگول نگذاشتی، این ها را خود دانشجو هم می توانند انجام دهد و باید در واقع یک سری اطلاعات علمی در اختیار او قرار دهیم.

فضای علمی دانشگاه را امروزه شما چگونه ارزیابی می کنید؟

در مجموع که فضا خوب نیست! چند عامل هم باعث شده که سطح علم دانشگاه پایین تر بیاید، حتی نسبت به زمانی که ما دانشجو بودیم. خیلی از اساتید قدیمی در دوران دانشجویی ما انتقاد می کردند و می گفتند که زمان ما خیلی بهتر بوده است.

۱) چند عاملی که باعث شده است سطح علمی دانشگاه ها پایین بیاید نه مربوط به دانشجو است و نه اساتید و نه مرتبط با فضای دانشگاه بلکه بر می گردد به فضای کلی جامعه؛ مثلاً خیلی از دانشجویان می خواهند وارد بازار کار شوند ولی کار مورد نظر وجود ندارد و یا اینگونه احساس می شود که یک سری افرادی که ضعیف تر از آنها بوده اند به حساب روابط، جاهای مناسبی استخدام شدند که مجموعه این عوامل باعث بی انگیزگی دانشجو می شود.

۲) بی انگیزگی دانشجو به اساتید هم منتقل می شود، وقت استاد می بیند دانشجو خیلی طالب نیست، اوهم سعی می کند با انگیزه ی کم تری کار را دنبال کند و وقتش را با چیز های دیگر پر کند.

۳) سیاست ها از جانب دانشجو ها یا وزارت علوم که  انگیزه ها را کمتر می کند؛ مثلاً در مورد اینکه نحوه ی ورود به دکتری رو تغییر دادند و مرحله ی اول را تستی کردند و بعد گفتند باید تمام درس ها را امتحان بدهند (جزا، بین الملل و…) بعد در مرحله ی مصاحبه سعی می کنند آن را تغییر دهند.

۴) برخی سیاست های نادرست مانند راه انداختن رشته ای مجازی که به فرض دانشجویان حقوق به صورت مجازی درس بخوانند در حالی که رشته ی حقوق رشته ای است که باید به صورت حضوری بحث شود.

” مجموع این عوامل باعث شده تا سطح علمی در دانشگاه ها پایین بیاید.”

من، خود، کشور فرانسه را تجربه نکرده ام اما یکی از اقوام ما که در فرانسه تحصیل می کند می گوید که در آن جا یک پیوند عظیم بین دانشگاه و صنعت برقرار کرده اند به طوری که خود دانشگاه مکلف است هرساله یک تعداد مشخص از دانشجویان را وارد صنعت کنند و دانشجویان از همان مقطعی که وارد می شوند به آن ها گفته می شوند که دو راه دارند : ۱) ادامه تحصیل بدهند و از موقعیت های بهتر استفاده کنند یا ۲) در پایان مقطع باید به سطحی برسید که لزوماً جذب  بازار کار شوید.

این عمل به خود دانشجو هم انگیزه می دهد ولی اینجا چون چنین پیوندی برقرار نیست، خواه ناخواه باعث پایین آمدن سطح علمی دانشگاه ها شده است.

یعنی واقعاً شما اصلی ترین عامل را شغل می دانید؟

بله من خودم معتقدم اصلی ترین عامل همین است؛ یعنی، اگر بحث اقتصاد حل شود، بسیاری از مسایل خود به خود بهبود پیدا می کند، البته نه به طور کامل.

نمونه ای خدمتتان عرض می کنم: وقتی بدنه ی اجرا و صنعت، به خصوص قوه ی قضاییه یا دستگاه های دیگر اعلام می کنند که یک سری افراد متخصص را می خواهیم جذب کنیم و دانشگاه هایی که سخت گیر تر هستند و استاندارد های بالاتری دارند مثل دانشگاه تهران، در اولویت هستند. دانشجو از همان ابتدای کار این انگیزه را دارد که سطح خود را بالا ببرد در نتیجه در کلاس با انگیزه ی بالایی حاضر می شود و استاد مکلف است این پاسخ گویی را به دانشجو بدهد و اگر این پاسخگویی به سوالات دانشجو صورت نگیرد، احیاناً، دانشجو اعتراض می کند و در نتیجه دانشکده استاد مناسب را انتخاب می کند و در اینجا استاد هم سعی می کند تا سطح خود را بالا ببرد که دچار چنین مشکلی نشود.

زمانی هم که ان دانشجو وارد بازار کار می شود. طبیعتاً مصرف کننده هم از خدمات بهتر و با کیفیت تری استفاده می کند و همین طور دانشجو می داند برای این که وارد بازار کار شود هم باید کیفیت تحصیلش خوب باشد و هم پایان نامه ی خیلی خوبی بنویسد و باسواد باشد. می داند اگر برود و از انقلاب پایان نامه ای بخرد و بعد احراز شود که این طور به دست امده است نه تنها موقعیتش را از دست می دهد و چه بسا از ادامه ی تحصیل هم محروم می شود و این به نظر بنده می تواند حلقه‌ی مفقوده ی ما باشد و عامل اصلی به قضیه ی اقتصاد بر می‌گردد.

پیشنهادات شما برای ارتقای سطح علمی تشکل ها و انجمن های علمی دانشجویی چیست؟

به نظر من خود اساتید حتماً باید با این تشکل ها همکاری کنند و کاری که می شود انجام داد این است که (تعارف را کنار بگذاریم) دانشگاه تهران یک آیین نامه ای را وضع کند و به تمام دانشگاه ها ابلاغ کند که اساتید مکلف هستند قسمتی از واحدهای هر ترم عملاً همین همکاری با تشکل ها باشد یعنی استاد تا زمانی که این قدر ساعت همکاری با تشکل را انجام ندهد به فرض از فلان مزیت نمی تواند استفاده کند. ما اساتید مکلف هستیم این گزارش علمی خود را بدهیم و مدیر علمی گروه تأیید گند تا دانشگاه با ادامه فعالیت ما موافقت کند یعنی یک چیز روتین شده و از قبل هم بوده. دومین آیتم، استاد می تواد یک گواهی ارائه بدهد که این قدر برای تشکل وقت گذاشته. یعنی اگر این گواهی نباشد، مدیر گروه می تواند تأیید نکند. یعنی این الزام برای اساتید بوجود آید. نکته ای که وجود دارد این است که الآن شما نمی توانید از همه ی اساتید کمک بگیرید با این که از یکسری از اساتید و نظراتشان اسفاده می کنید ولی اگر آن الزام وجود داشته باشد و حضور اساتید پررنگ تر شود و ملاحظه بیشتری باشد بهتر است.

نکته دوم: برمی گردم به عامل اقتصاد که اگر بودجه کافی در اختیار دانشکده ها باشد باید قسمتی از بودجه را به تشکل ها اختصاص دهند. تشکل ها بودجه هایی را که دارند، مکلف می شوند که ۶ ماه و یا هر سال یکبار گزارش عملکرد خود را به رئیس دانشکده اراده بدهند و رئیس دانشکده آن را به رئیس دانشگاه منعکس نماید و تشکل‌ها مکلف می شوند که در ابتدای هر سال، برنامه خود را به رئیس دانشکده ارائه دهند که برای مثال ما در طول سال می خواهیم ۶ همایش، ۴ کارگاه مرتبط با رویه قضایی، نحوه تنظیم قرارداد و … برگزار کنیم. نکته ای اینجا مطرح می شود این است که می بایست این برنامه ها تا پایان سال محقق شود و اگر آن تشکل نتواند این برنامه ها را کامل اجرا کند و دلیل موجهی نیز نداشته باشد، رئیس دانشکده اختیار داشته باشد که مسئولان آن تشکل را تغییر دهد.

نکته سوم: از طریق همین عامل اقتصادی و بودجه در اختیار تشکل کارهایش را با تبلیغ بیشتری عرضه کند. الآن کارهایی را که تشکل انجام می دهد در دانشکده خودمون هم خیلی نمی دانند چنین چیزی برگزار می شود. مثلاً از اساتید بپرسید، خیلی ها نمی دانند، دانشجویان مقطع فوق لیسانس و دکتری نمی دانند. چرا؟ چون دانشجویان دکتری یک روز به دانشکده می ایند و بقیه روزها نیستند که مطلع شوند. حالا غیر از استفاده از شبکه های اجتماعی، تبلیغات به گونه ای صورت گیرد که دانشجویان در شهرستان ها هم در جریان قرار بگیرند یا یک انعکاس بیرونی داشته باشد مثلاً در مجلات تخصصی ، سایت دانشکده حقوق فعالیت تشکل ها درج شود. من فکر می کنم که این سه راهکار یعنی ۱) الزام اساتید به همکاری ۲) بحث بودجه مصوب ۳) نظارت بر محقق شدن برنامه ها و تبلیغ بیرونی موثر است. وقتی کسی از بیرون حضور پیدا می کند روی فضای رقابتی هم تأثیر زیادی دارد یعنی مثلاً شما سعی می کنید به خاطر اعتبار دانشگاه تهران کیفیت کارتان را بالا می‌برید و در نهایت باعث ارتقای سطح علمی کشور می شود. (الآن واقعاً از بیرون نمی‌دانم چقدر بقیه در جریان هستند که دانشجویان دانشگاه تهران اینقدر فعال هستند! چند وقت پیش یکی از روسای دانشگاه آزاد در رشته حقوق گفته بود، دانشگاه تهران که پویایی ندارد، بنابراین خواهش می کنم سطح علمی ما را با دانشگاه تهران مقایسه نکنید!! در حالی که در عمل نگاه می کنید می بینید که اساتید و دانشجویان واقعاً فعال هستند.)

توصیه های شما برای حقوق خوان ها چیست؟ مخصوصاً دانشجویان کارشناسی…

بنده خودم هم حقوق خوان هستم البته! نکته ی اول این که حتماً خصوصاً در ساعات استراحت، اهداف برای خودشان تیین کنند و بگویند که مثلاً من در کوتاه مدت می خواهم به کجا برسم و در میان مدت و بلند مدت به کجا خواهم رسید. آن هدف وقتی مشخص بشود، عامل محیطی خیلی تاثیر نمی گذارند؛ مثلاً این که شما با بعضی از اقوام و آشنایان رو به رو می شوید اگر آن اهداف والا برای خودتان مشخص نباشد زود دلسرد می شوید. این عوامل زمان ما هم بوده و ما هم همچنین مشکلاتی داشتیم اما هدف برای ما مشخص بود. بنابراین اگر هدف معلوم باشد انگیزه هم حفظ می شود و جلوی ناملایمات گرفته می شود. نکته ی دوم این که دانشجویان سعی می‌کنند با سواد بار بیایند و برای باسواد بار آمدن باید سطح مطالعات خود را زیاد کنند یعنی مثلا فقط جزوه را نخوانند، سعی کنند با اساتید در ارتباط باشند و برای هر درس چندین کتاب را مطالعه کنند، هم چنین سعی کنند چند دوست خوب پیدا کنند و مرتب راجع به مباحث دروس با یکدیگر بحث کنند. بحث کردن دانشجو را تحلیلی و با سواد بار می آورد؛ یعنی به مرور چیز هایی به ذهن او می آید که در کتاب ها نوشته نشده است.

نکته ی سوم این که دانشجویان سعی کنند آراء را دنبال کنند؛ زیرا که هم با استدلال قضات آشنا می‌شوند و هم با رویه ی عملی محاکم. در کل، ارتباط با اساتید حتماً حفظ شود، مطالعات جانبی حتماً صورت بگیرد و بحث رویه قضایی را حتماً دنبال کنند.

سعی کنید بعد از اخذ مدرک لیسانس را وکلا حتی به صورت مجانی کار کنید. نحوه ی صحبت کردن وکیل با موکل، نحوه ی تنظیم قرارداد و دادخواست و نحوه ی مشاوره ی حقوقی را یاد بگیرید. نکته دیگراین که، شماها بایداز استاد کار بکشید و بگوید این را به ما بگویید و وقتی استاد ببیند که دانشجو از او کار می خواهد مجبور می شود سطح علمی خود را بالا ببرد یا مطالب مورد نظر را ارائه دهد. در مقاطع بالاتر وقتی وارد شد، سعی کند ببیند در کدام حوزه کمتر کار شده و در کار مطالعاتی که خودش دارد، عمده تمرکزش را روی آن حوزه خاص بگذارد و منابع خارجی  و آرا را مطالعه کند و پایان نامه ها و موضوعات تحقیق خودش را بیشتر در اون حوزه ببرد. و توصیه دیگر: از نوشتن و اظهار نظر علمی  جسارت علمی نترسد. اگر ایده به ذهنتان می رسد شروع به نوشتن کنید. مطالبی که جالب توجه باشد، خودتان سعی کنید به جامعه علمی معرفی کنید.این‍ها توصیه هایی است که فعلاّ و با در نظر گرفتن شرایط موجود به ذهنم می‌رسد.

 

یکی از مواردی که در رزومه علمی شما قابل مشاهده است مقالات متعددی است که نوشته اید و سر کلاس های دانشگاه هم همیشه ما را به جدی گرفتن مقاله نویسی و مقاله خوانی تشویق کرده اید. به نظر شما ما حقوق خوان‌ها چگونه می توانیم از مقاله نویسی و مقاله خوانی برای حقوق‌دان شدن استفاده کنیم؟

اولا چون من به اقتصاد علاقه دارم، بحث اقتصادی مطرح می کنم! بحثی که امروزه داریم که به آن می گویند: “اقتصاد مطالعه” یعنی شما با کمترین میزان مطالعه بتوانید به بیشترین بهره وری برسید. شما اگر مقاله ای را مطالعه نکنید ممکن است مجبور شوید ده تا کتاب مختلف در باره آن موضوع خاص بخوانید که وقت زیادی هم از شما می گیرد ولی وقتی شما مقاله ۲۰ صفحه ای می خوانید در آن موضوع خاص که در آن مقاله از چند کتاب استفاده شده یعنی عملاً با خواندن آن مقاله خوب همزمان با نظرات برخی حقوقدان‌ان آشنا می شوید و شمارا خیلی جلو می اندازد. چون مقاله عمدتاً یک موضوع جزیی را کار کرده است و نظراتی که در کتاب ها است را عمدتاً نه کلاً اشاره می کند. بنابراین مقاله خود می تواند به باسواد شدن خیلی کمک کند. دوم اینکه وقتی خودتان مقاله می نویسید، اولاً اعتماد به نفس شما در اظهار نظر علمی بالا می رود، و بعد هم در بحث جذب و ورود به مقاطع بالاتر راحت تر خواهید بود و یکی از نمراتتان همین مقاله است و نکته دیگر که باید اشاره کنم اگر ایده جدیدی به ذهنتان می رسد و بخواهید با آن خودتان را معرفی کنید حتماً باید مقاله نویسی بلد باشید یعنی اگر ندانید چطور باید بنویسید آن ایده را باید همین طور نزد خود نگه دارید تا دیار باقی!!

 

چطور می شود در حقوق صاحب نظر شد؟

خیلی سوال خوبی است اتفاقا این سوالاتی که به ذهن شمارسیده نشان می دهد که شما آدم هایی هستید که بزرگ فکر می کنید اتفاقا یکی از توصیه هایی که می خواستم به حقوق خوان ها در سوال قبلی بکنم الان مطرح می کنم. یکی از رمزهای اصلی موفقیت بزرگ فکرکردن است البته نه خیال پردازی. دانشجوی حقوق نباید به این فکر کند که من می خواهم درنهایت یک وکیل معمولی باشم. اگر می خواهد وکیل شود باید به این فکر کند که یک وکیل خیلی خوب شود. اگر می خواهد استاد دانشگاه شود صرف استاد دانشگاه تهران شدن خوب نیست. باید یک استاد صاحب نظر شود. برای اینکه صاحب نظر شود اولین دلیل داشتن انگیزه است و اینکه عوامل محیطی روی شخص تاثیر نگذارد. خود مرحوم  دکتر کاتوزیان در زندگی خودشان خیلی سختی کشیدند و با عوامل ضدانگیزشی خیلی برخورد کردند ولیکن چون هدف زندگیشان معلوم بود صاحب نظر شدند. برای همین شما اگر می خواهید صاحب نظر شوید اولین نکته اش این است که بخواهید صاحب نظر شوید و این هدفتان باشد. و هرچه عامل بیرونی هم وجود داشته باشد شما را از مسیرتان منحرف نکند. دوم اینکه شما باید به ادبیات موجود آشنا باشید و بدانید دیگران چه گفته اند و این قسمت های تئوری را با قسمت های کاربردی یعنی چیزی که درعمل اتفاق می افتد پیوند بزنید مطالعه ی تطبیقی داشته باشید یعنی آشنایی با حقوق خارجی  که خیلی میتواند به شما ایده دهد خود دکتر کاتوزیان بارها سرکلاس می گفتند که این مسایلی که به ذهن من رسید به خاطر این است که  از حقوق فرانسه ایده هایی گرفته ام. خودشان خیلی مواقع مسایلی را که مطرح کرده اند عین حقوق خارجی  نیست. یعنی صرف اینکه شما بیایید و یک سری کتاب فارسی بخوانید شما را صاحب نظر نمی کند حتما باید حقوق خارجی بخوانید و آشنایی با فقه خودمان متاسفانه فقه ما راخیلی قدیمی جلوه میدهند. متون فقه و خیلی از نظریات و مباحث متعلق به قدیم است. ولی آن نظریاتی که بیان شده هنوزهم قابل استفاده است. حتی من در بعضی کنواسیون های سال ۲۰۱۲ که دیده ام مشابه آن نظریه را در فقه خودمان دیدم یعنی اگر آدم آشنا باشد آن فقه خیلی میتواند به صاحب نظرشدن آن آدم کمک کند به طورخلاصه هدف را ترسیم کنید و بزرگ فکر کنید. منابع فارسی را مطالعه کنید. فقه و حقوق خارجی باید حتما خوانده  شود. رویه عملی دادگاه ها باید مطالعه شود که ایده های جدید به ذهن بیفتد. مثلا بگویی دادگاه ها این مشکل را دارند من به عنوان صاحب نظر می گویم از این ماده این تفسیر را ارایه میدهم که مشکل برطرف شود همه ی اینها مستلزم این است که از تفریحاتتان کم کنید.! یکی از راه های صاحب نظرشدن این است که به قول اقتصادی ها هزینه فرصت را رعایت کنیم یعنی بابت  به دست آوردن فرصت صاحب نظرشدن مجبورید هزینه هایی بکند ولی مطلق نمیگویم تفریح نکنید تفریحاتتان را باید کم کنید. لزوما تفریح باید وجود داشته باشد. ارتباط با خود اساتید و صاحب نظران خیلی می تواند به شما دید بزرگ بدهد. اینکه با اساتید بزرگ در ارتباط باشید و ببینید رمز موفقیتشان چی بود؟ بحث کردن با همدیگر و… به نظر من این شش هفت عامل خیلی تاثیر دارند.

 

همانطوری که مستحضرید یکی از مسایلی که دانشجویان حقوق خواه ناخواه با آن درگیر می شوند مسیله پژوهش کردن است.دیدگاه شما درخصوص ارتقای سطح مهارت های پژوهشی دانشجویان چیست؟

اولا خود دانشگاه باید روی  درس کار تحقیقی و تحقیق خیلی نظارت کند متاسفانه زمانی ک ما دانشجو بودیم ضمن احترام به سایر اساتید و این که خدایی نکرده بی احترامی نشود گاهی ما مشاهده می کردیم که همچین تفکری بود و خوب ما این ترم می خواهیم کنکور امتحان بدهیم پس دو درس سبک برداریم (کار تحقیقی یک و دو) که وقت هم نمی گیرد و چه بسا الان هم این تفکر هست برای همین اگر استاد از همان اول کار سخت بگیرد این سخت گیری می تواند مفید باشد و برای خود دانشجو هم خیلی مهم است دانشکده هم باید نظارت داشته باشد که درس کار تحقیقی باید با کیفیت خوب ارایه شود. به نظر من کار تحقیقی جزو مهم ترین درس هاست چون شما وقتی فارغ التحصیل می شوید یا وکیل و قاضی می شوید یا استاد و محقق می شوید باید پژوهش را خوب بلد باشید.نکته دوم: دانشجوها ایده هایی که به ذهنشان می رسد را بنویسند و از نوشتن نترستد. نکته سوم: سعی کنید در کارگاه ها شرکت کنید و تحقیقاتی را که انجام می دهید فقط با این نگاه نباشد که تحقیق انجام می دهم تا نمره بگیرم نگاه کن به این که شاید این تحقیق شما مشکلی را از کشور حل کند به علاوه با استادی در ارتباط باشید و این تحقیق را به یک مقاله تبدیل کنید.شرکت در کارگاه هاو شرکت در کلاس های کار تحقیقی و نوشتن مقالات (چون خیلی از این مهارت ها از طریق نوشتن زیاد به دست می آید) باعث می شود مهارت پژوهشی دانشجو ارتقا پیدا کند.

عوامل غیر مستقیم هم دخالت دارند مثل این که در آزمون های ورودی درصد زیادی را به پژوهش اختصاص بدهند یعنی ببینند دانشجو اهل پژوهش هست یا نه؟ وقتی همچین حالتی پیش بیاید خیلی می تواند موثر باشد من خودم برای ارتقای این مهارت ها سعی کردم سر کلاس تعداد جلساتی را که تشکیل میدهم زیاد باشد مثلا یکی دو جلسه را تشکیل دهم وبعد بگویم خودتان بروید کار انجام بدهید و سعی میکنم هر جلسه هر مبحثی را که مطرح میکنم همان جلسه کار مرتبط با ان را از دانشجو بخواهم و به آن ها می گویم کاری که برای من انجام می دهید یک کار تحقیق مبنایی باشد و باید استاندارد های یک کار علمی پژوهشی معمول را داشته باشد و دانشجو باید موضوعی را که برای من ارایه می دهد حتما یک موضوع جدید باشد و نباید موضوعات کار شده باشد و جدید بودنش را باید به من اثبات کند و بگوید چه حرف جدیدی می خواهم بزنم بیاید کنفرانس ارایه بدهد و کنفرانس دادن نشان می دهد چقدر بر موضوع مسلط شده است و چقدر جذاب است این موضوع اگر دانشجو حوزه ای را که به آن علاقه دارد می شناسد سعی کند در آن حوزه ها بنویسد. چون علاقه دارد پژوهشش بیشتر می شود و طبیعتا مهارتهایش افزایش میکند. اینها جز مجموعه عوامل افزایش سطح مهارت های دانشجوست. و فکر می کنم که مهمترین هایش این ها باشد.

حرف آخر:

این حرف آخر نه به خاطر این است که خودم دانشگاه تهران هستم و تعصب دارم بلکه به نظر من بااستعدادترین و تواناترین و علاقه مندترین دانشجویان حقوق ایران قطعا در دانشگاه تهران هستند. دانشجویان دانشگاه های دیگر هم بسیار عالی هستند اما اگر بخواهید نسبت بگیرید آن علاقه مندی که در دانشگاه تهران هست من یا ندیدم یا کمتر دیدم. البته در دانشگاه شهید بهشتی و تربیت مدرس و علامه و…هم هستند اما اگر من بخواهم نسبت ها را در نظر بگیرم همچین چیزی وجود دارد. از دانشجوی دانشگاه تهران اگر کار بکشید و مسیر را نشان بدهید خودش را نشان میدهد و من این را تجربه کردم. وقتی سردرگم باشد شروع می کند به سوال کردن. زود قانع نمی شود. دلش می خواهد کار اضافه انجام  دهد. بنابراین امیدوارم دانشجویان قدر خودشان را بدانند برای خودشان هدف والا ترسیم کنند و عوامل بیرونی خیلی روی آنها تاثیر نگذارد و امیدوارم مقامات دانشگاه تهران آن امتیازات قانونی را برای دانشجویان دانشگاه تهران کسب کنند. مقامات وزارت علوم در تصمیم گیری هایشان هم از دانشجویان و هم از اساتید دانشگاه تهران بیشتر کمک بگیرند. این عوامل صنعت را هم میتواند ترغیب کند که از دانشجویان و اساتید بیشتر استفاده کنند و امیدوارم با این کارها انگیزه دانشجویان بیشتر شود و این استعداد بالقوه ای که دارند را بروز دهند و ان شاالله  پویایی دانشگاه تهران همچنان حفظ شود.

نویسنده: زهرا راستگو و عطیه عدنانی
زمان انتشار: ۱۳۹۲/۱۲/۰۴ ساعت

اختصاصی تبصره، زهرا راستگو و عطیه عدنانی: پس از مصاحبه با دکتر بهره مند، به دلیل پاره ای مشکلات، متاسفانه نتوانستیم مهمان ویژه ای را به تبصره دعوت کنیم. اما اقبال یار ما بود که توانستیم تأخیر چند  ماهه را با یک گفتگوی خوب با یک استاد خوب جبران کنیم. این بار به سراغ رئیس گروه جزای دانشکده حقوق رفتیم یعنی دکترغلامحسین الهام؛ او متولد سال ۱۳۳۸ در اندیمشک خوزستان و بزرگ شده دزفول است. مدرک کارشناسی حقوق قضایی اش را از دانشگاه تهران و کارشناسی­ارشد و دکتری حقوق جزا وجرم­شناسی را از دانشگاه تربیت مدرس گرفته است و اکنون دانشیار دانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه تهران است و از دانشجویان در اتاق ۳۶۲ استقبال می کند. ما برای گرفتن وقت مصاحبه گاهی به طبقه سوم نزد خانم رضاپور می­رفتیم و گاهی پشت در کلاس درس ایشون منتظر می­ماندیم تا اینکه بعد از حدود شش ماه نوبت به ما رسید! تخصص آموزشی دکتر الهام دروس جزای عمومی، حقوق جزای نظامی و آئین دادرسی کیفری است. او علاوه بر حضور در دانشکده، فعالیت های سیاسی زیادی هم داشته که کم و بیش اخبار آن را در سایت های سیاسی و خبری دیده ایم:

مشاور حقوقی رییس جمهور ۱۳۹۱-۱۳۸۹

سخنگوی دولت نهم ۱۳۸۸-۱۳۸۴

رئیس دفتر رئیس جمهور ۱۳۸۵-۱۳۸۴

وزیر دادگستری ۱۳۸۸-۱۳۸۵ 

عضو حقوقدان شورای نگهبان ۱۳۸۹-۱۳۸۳

سخنگوی شورای نگهبان ۱۳۸۴-۱۳۸۳

رئیس مرکز تحقیقات شورای نگهبان 

نماینده ویژه رییس جمهور و رئیس ستاد مبارزه باقاچاق کالا و ارز ۱۳۸۸-۱۳۸۶

قائم مقام و معاون سیاسی رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه­ها

معاون اداری و مالی دانشگاه تهران

رئیس مرکز پژوهش­های سازمان تبلیغات اسلامی

 

حال، این شما و این متن گفتگوی ما با دکتر غلامحسین الهام:

 

سلام آقای دکتر الهام. اجازه بدهید در این فرصت محدود که در خدمت شما هستیم، بدون حاشیه وارد بحث های جدی بشویم. بحثهایی که شاید کمتر در جاهای دیگر مطرح می شود. اولین سوال ما کلی است: شما روند علمی دانشکده را بعد از انقلاب فرهنگی به لحاظ جذب اساتید و دانشجویان چگونه می بینید؟

بسم الله الرحمن الرحیم

از نظر دانشجویان روند خوبی طی می شود. دانشجویان نسل انقلاب توانستند از سال ۶۲ وبعد ازتعطیلی انقلاب فرهنگی، جذب دانشگاه شوند. از لحاظ کمّی هم دانشگاه رشد پیدا کرد. مقاطع ارشد و دکتری هم فعال شده و فرصتی است تا دانشجویان در داخل بتوانند مراحل تحصیلات عالی را طی کنند. ما قبلاً آنقدر دانشجوی ارشد و دکتری نداشتیم.

از نظر علمی مدت­ها روند جذب استاد با خلاء مواجه بود و در یک فاصله زمانی دچار توقف شد. برخی گروه­ها از جمله گروه جزا، پیر شدند و به علت عدم جذب تدریجی، یکباره با تغییر منحنی شدیدی مواجه شد. در چند سال اخیر اگر جذب خوبی انجام  نمی شد، این گروه دچار مشکلات زیادتری می شد.

2012-08-03-124a 

جذب در دوران بعد از انقلاب فرهنگی دچار مشکل بود. استراتژی روشنی هم وجود نداشت. دانشگاه تربیت مدرس با این هدف شکل گرفت، موفقیت­هایی هم داشت ولی نتوانست روش جذب را در این دانشگاه متمرکز کند. خروجی­های دانشگاه آن طوری نبود که مورد توافق دانشگاه­ها باشد. استقلال گروه­ها در انتخاب و سلائق مختلفی که وجود داشت نتوانست سیاست واحدی را حاکم کند. لذا به تدریج دانشگاه تربیت مدرس هم از هدف اولیه­اش فاصله گرفت و دیگر انگیزه تربیت نیروی علمی برای دانشگاه­ها جزو اهداف انحصاری این دانشگاه نیست، مثل دانشگاه تربیت معلم شده است.

مسیر تربیت نیروهای جدید تحصیل کرده بعد از انقلاب تا آن سال­ها، هنوز بارور نشده بود، یک مقداری توقف ناشی از این مسئله بود.

در دانشکده حقوق گروه حقوق خصوصی از نظر اسلامی ، قوی تر بود. دلیل آن قانون مدنی بود که با فقه امامیه انطباق داشت. ولی حقوق جزا از بعد مشروطه تدریجاً مسیرش با فقه و حقوق کیفری اسلامی جدا شده بود و طبیعی بود که همان مبانی تدریس می شد و حداکثر، با چند واحد فقهی به صورت انتزاعی ولی قوانین جزایی بعد از انقلاب کاملاً تغییر کرد یعنی یک نظام جزایی سکولار تبدیل به یک نظام جزایی اسلامی شد و خیلی سریع این تحول در سال ۶۱ با تغییر قانون انجام شد و تقریباً نظام جزایی و نظام مدنی ما مشابه شدند، لذا در منابع آموزش حقوق خصوصی مشکل جدی نداشتیم اما در بحث حقوق جزا این مشکل را داشتیم . تحصیل کرده­های ما نوعاً با فقه بیگانه بودند و اصلاً حقوق جزا تا مدت­ها به علوم جزایی تغییر نام داده بود یعنی از قالب حقوق خارج شده بود، بعدها دوباره تبدیل به حقوق جزا شد. بنابراین فارغ التحصیلان آنها هم مبانی متفاوتی داشتند. این مسئله حوزه پرچالشی را ایجاد کرده بود که هنوز هم به نحوی ادامه دارد. در حوزه مسائل جزایی اسلامی، چالش­های درونی و به ویژه بیرونی و جهانی وجود دارد چون نظام بین الملل غیر دینی است.

در حوزه حقوق خصوصی خیلی بحث­های چالش برانگیزی وجود ندارد ولی در نظام جزایی چون با حاکمیت در ارتباط است مشکلات طبیعی است. به طور مثال در نظام کیفری  سال­ها است بحث کیفر بدنی محل مناقشه است، در این موارد در نظام داخلی بر اساس مبانی اسلامی کار سازمان یافته­ای انجام می­شد. فقه جزایی ما که متروک بود دوباره باید مورد اجتهاد جدید قرار می­گرفت و به ادبیات حقوقی تبدیل می­شد. در حقوق مدنی این کار شده بود مثلاً دکتر امامی شرح شش جلدی قانون مدنی را که نوشت، غالباً مبتنی بر تحلیل فقهی ریشه­های قانون مدنی بود اما در حوزه جزا این کار صورت نگرفته بود.

درآموزش هم خلاء دروس فقهی را جدَی داریم. در یک فاصله­ای بعد از انقلاب در برخی از دانشگاه­ها مثل دانشگاه علوم قضایی، توجه به دروس فقه و اصول قوی شد. در دانشگاه تربیت مدرس در دوره­های کارشناسی ارشد هم همین اتفاق افتاد. در دانشگاه ما این موضوع در دوره­ای یک مقدار پررنگ شد ولی دوباره رو به کاهش رفت. الان هم به حد کافی آموزش دروس فقهی جزایی را به صورت قوی نداریم، حتی بخش­های فقهی جزایی در گروه حقوق خصوصی  مدیریت می­شود و خیلی کم در حقوق جزا برنامه­ریزی صورت می گیرد. دانشجویانی که خودشان احساس خلاء کنند سعی می­کنند نیازهای فقهی خود را برطرف کنند ولی به نظرم هنوز در دانشگاه های ما آموزش فقه و مبانی اصولی آن در رشته جزا همتراز نظام جزایی حاکم بر کشور جلو نمی­رود. دانشگاه علوم قضایی در این زمینه بهتر است. البته این را هم بگویم که رشد پایان­نامه­هایی که با رویکرد فقه جزایی تدوین می­شود، رو به افزایش است ولی این کار زمانی موفق­تر است که با کار در حوزه­های فقهی- دینی همراهی داشته باشد، این دو تا هم­چنان باهم هماهنگ نیستند. البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که قبل از انقلاب در مقاطعی توجه به “درس فقه” از مقاطعی بعد از انقلاب بهتر بوده است. حقوقدانان بیش از سایر گروه­ها به مبانی اسلامی توجه و آگاهی داشتند، حقوقدانان ورزیده غالباً چنین بودند.

اگر مراقبت کنیم و اتفاقات خوبی در جذب گروه­ها بیفتد، این حوزه رشد می­کند ولی اگر غفلت کنیم به سرعت این قابلیت را دارد که از نظر مبانی به سمت گرایشات سکولار برگشت کند، مرز حساسی است. نتیجه این می­شود که نظام حقوقی کشور در اجرا به مسیری می­رود که این نظام در دوره­های آموزشی به حد کافی فهم نشده و نمی­شود. مآلاً موجب تعارض میان نظام حقوقی مستقر و نظام آموزشی و تربیتی حقوقدانان می­گردد.

و احتمال دوم آن است که به تدریج این نگرش ، وارد متن قوه قضاییه خواهد شد و به صورت آرام و پیوسته نظام حقوقی را به سمت نظام­های عرفی قبل از انقلاب خواهد کشاند.

به نظر من دانشکده حقوق در سال­های اخیر حرکت خوبی را آغاز کرده است. هم میل دانشجویان به مطالعات فقهی در حال افزایش است و هم این مبانی دارد به نظام حاکم نزدیک می­شود و از نظام دنیا هم دور نمی­شود، فهم تطبیقی در حال شکل­گیری است ولی هنوز به حد کافی رشد نکرده است.

 

به نظر شما می توان وضعیت فعلی دانشکده را دوران طلایی دانشکده حقوق دانست؟

طلایی نمی­شود گفت ولی من حیث­المجموع الان موقعیت دانشکده حقوق دانشگاه تهران خیلی خوب است. البته ما اساتید با تجربه­ای در حقوق عرفی داشتیم که الان از آن جهت در مجموعه ما کمتر هستند ولی از نظر آشنایی با حقوق اسلامی این سیر رو به جلو رفته است.

 

حضرت عالی بیشتر به فعالیت­های سیاسی شناخته شده هستید، حالا می­خواهیم کمی از این فضا فاصله بگیریم و برگردیم به دوره دانشجویی شما. کمی از آن دوران تان برای ما تعریف کنید.

من از رشته فنَی به حقوق تغییر رشته دادم و از آغاز رشته حقوق به کار علمی این رشته علاقمند بودم. آن زمان گروه علمی به نام ” ترجمه ” در دانشکده بود. از همان موقع با دانشجویان سال بالایی مرتبط شدم. وقتی را هم در فاصله بین کار دانشجویی، در کتابخانه دادگستری می­گذراندم و رویه­های قضایی را استنساخ می­کردم. بعد با گروه ترجمه دانشکده همکاری می­کردیم، آنها را دسته­بندی می­کردیم تا به صورت جزوه    می­شد و به عنوان منابع کمک درسی در اختیار دانشجویان قرار می­گرفت. کم­کم به سمت ترجمه برخی متون اسلامی یا متون کشورهای اسلامی جلو رفتیم که مصادف شد با انقلاب فرهنگی و دوامی پیدا نکرد.

قبل از انقلاب فرهنگی وقت­های آزادمان را در کلاس­های آموزش و بحث­های اندیشه و کلامی شرکت می­کردیم، که بعد از انقلاب فرهنگی هم ادامه پیدا کرد.

album12

 

با برخی دوستان نزد یکی از علمای تهران که الان فوت کرده می­رفتیم. کتاب التوحید صدوق را با درس می­گرفتیم. مدتی به دانشکده ادبیات می­رفتیم و خدمت جناب دکتر احدی کتاب القضا شرایع را می خواندیم، که با تعطیلی دانشگاه تعطیل شد. در دوران تحصیل هم برای درس­هایی که جزو گرایشات جدید بود و اسلامی، وقت ویژه          می­گذاشتم، مثلاً درس آیات الاحکام مرحوم دکتر گرجی(ره) را که هیچ منبعی هم نداشت تدوین و تنظیم و آماده می­کردم  و ترم بعد جزوه درسی شد. دانشگاه بهشتی این جزوه را اقتباس کرده بود و مدرس آن را بدون ذکر نام استاد دکتر گرجی منتشر کرده بود!!! دکتر گرجی هم یک مقداری ناراحت بود اما چند سال بعد این کتاب به نام مرحوم دکتر گرجی(ره) به وسیله انتشارات میزان چاپ شد.

دانسته­های آیات الاحکام برای من یک خاطره خوبی دارد. جدی­ترین درسی بود که من در آن غایب نمی­شدم. یادم می­آید درس مدنی ۲ داشتم، استاد مربوطه سرکلاس سعی می­کرد که همه منابع فقهی مرتبط را با خود به کلاس بیاورد و بحث کند. خلاصه امتحان ایشان طوری شد که نوع دانشجویان آن درس را افتادند، یک نمره بالا وجود داشت که من بودم و الف شده بودم. من از دانسته­هایم در درس مرحوم دکتر گرجی در پاسخ تحلیلی به سوالات امتحان استفاده کرده بودم ! من همان جا رابطه حقوق اسلامی را با حقوق مدنی کشف کردم، ریشه پاسخ­های من درس آیات الاحکام بود. اگر استدلال­های من را ایشان قبول کرد ریشه­اش حقوق اسلامی بود.

شما خودتان به فعالیت­های علمی علاقه داشتید یا اساتید در آن نقش ویژه­ای داشتند؟

خودم علاقه داشتم ولی اساتید هم نقش مهمی داشتند مثلاً مرحوم دکتر گرجی در درس آیات الاحکام فرمودند اگر کسی تقریرات درس را بنویسد، می توانیم به عنوان متن آموزشی آن را آماده کنیم . این­ها برای من انگیزه شد. البته دیدن ایشان و مطالعه و حاشیه­های ایشان بر مطالب مشوَق خوبی بود. یا مرحوم دادبان وقتی موضوع نسبت تعزیرات و اصل قانونی بودن را مطرح کردند، تحقیقی راجع به این امر به ایشان دادم که بسیار تشویق کردند.

بعد از انقلاب فرهنگی درگیر کار بودم – نسل سوخته انقلاب بودیم – نمی توانستیم تمام وقت در دانشگاه باشیم حتی هماهنگ شده بود به جای روز در کلاس­های شبانه شرکت کنیم .

 

دانشجوی تراز اول دوران شما چه ویژگی­هایی داشته؟ به نظرتان الان باید چگونه باشد؟

قبل از انقلاب دانشجویان، نوعاً شرایط متفاوتی از دانشجویان امروز داشتند. دانشجویان دیروز درگیر فعالیت­های اجتماعی و سیاسی بودند. ضمن اینکه فضای غالب دانشگاه در آن زمان، سیاسی و توأم با چالش و درگیری­های سیاسی با گروه­های معارض بود. دانشجویان درس­خوان منزوی بودند. اصلاً آن دوران درس خواندن خوب خیلی ارزش نبود و آنچه در دانشگاه غلبه داشت فضای سیاسی بود – البته من نمی­خواهم این­ها را به عنوان یک الگوی خوب معرفی کنم – بلکه این یک واقعیت تلخ است که دانشگاه به جای آنکه انرژی­اش صرف علم و آموزش شود، صرف مبارزه­های سیاسی می­شد و خیلی وقت­ها دانشگاه با تعطیلی مواجه می­شد. مثلاً همین۱۶ آذر که الان خیلیبرنامه­های آزاد در آن برگزار می­شود، آن زمان چون رژیم شاه و دانشجویان روی آن حساسیت داشتند خیلی وقت­ها به اعتصاب کشیده می­شد و کلاس­ها تعطیل می­شد. این مبارزات و تعطیلی­ها هویت غالب دانشگاه را تشکیل می­داد. هویت غالب علم نبود بلکه سیاست بود و این سیاست، سیاست درستی نبود، خروجی آن مدیریت کشور نبود بلکه خروجی آن، مبارزه بود. خروجی آن تشکیل گروه­های سیاسی بود که چه بسا برخی از آنها به انحرافات سنگین دچار شدند. گروهی در شبکه­های سازمان یافته مارکسیستی تا بعد از انقلاب جنگ مسلحانه و ترور می­کردند. یا سازمان مجاهدین خلق(منافقین) که بعد از انقلاب منشأ مصائبی هم برای کشور شدند و هم اعضای آنها در حقیقت قربانی رفتار خود شدند.

فضای دانشگاه، فضای علمی قابل تعریفی نبود. بعد از انقلاب فرهنگی گروهی با نظام جمهوری اسلامی معارض شده بودند به خصوص سازمان منافقین . گروهی نیروهای خوب رزمنده و معتقد به نظام اسلامی بودند که درگیر جنگ شده بودند، بچه­های خوبی از دانشگاه درگیر جنگ شده بودند مثل شهید افشردی. گروهی درگیر کارهای اجرایی کشور شده بودند که به صورت جدَی در دانشگاه وقت نمی گذاشتند. بنابراین دوره، دوره خاصی بود. الان از نظر علمی فضا بهتر است. دوره آزادی فضای سیاسی است و دوران معارضه تمام شده و می­توان هم کار علمی کرد هم سیاسی. فعالیت­های سیاسی مثل قبل از انقلاب هزینه ندارد. البته بی­هزینه و شکل هم نیست ولی به هر حال حرکت در بستر آزادی است.

 

2012-08-03-123

بحث به جای خوبی رسید. به نظر شما آیا فعالیت­های علمی از فعالیت سیاسی قابل تفکیک هستند؟ می شود بدون پرداختن به یکی در دیگری موفق شد؟

بله فرد می­تواند در حوزه­های علمی مختلف مثل حقوق بین الملل ، حقوق مدنی و حقوق جزا تحقیق کند و یاد بگیرد و بدون ارزیابی ارزشی و بدون نگرش به کاربرد در جامعه مطالعه ، تحصیل و تحقیق کند . این فرد اصلاً کاری ندارد مثلاً حقوق بین الملل را در دفاع از منافع ملی بکار بگیرد یا علیه منافع ملی، بلکه فکر می­کند این یک علم محض است مثل علم پزشکی که فرقی ندارد مسلمان را جراحی بکنی یا کافر را ! ولی در حوزه­های سیاست و علوم انسانی مسئله مثل مسائل پزشکی نیست! در حوزه اندیشه شما انسان را از چه مجرایی بررسی می­کنید؟ ارزش­های موجود و حاکم کدامند؟ نسبت آنها با آرمان­های مطلوب کدام است؟ این آرمان­ها با کدام تعریف از انسان و شناخت از او هماهنگی دارد؟

درعلم محض کاری ندارد چه نظامی حاکم باشد، یک قانونی وجود دارد و آن را اجرا می کند خواه بر میزان عدالت باشد خواه بر میزان ظلم. کاپیتولاسیون باشد یا قانون ملی!

ولی اگر کسی به حوزه سیاست تمایل پیدا کند ، به هرحال یک قالب ارزشی دارد که برحسب نگرش و مبانی سیاسی یا اجتماعی او را اگر عمیق باشد مبانی فلسفی او، به نسبت نظام حقوقی را با نظام حاکم می­سنجد. برای او اینکه نظام حقوقی که مطالعه می­کند چه خدمتی به تحقق عدالت یا نقض آن در جامعه می­کند مهم است.

تلفیق بین علم و سیاست میسر است. دانشجو نسبت به جامعه احساس مسئولیت دارد، به تغییر فکر می­کند و این تغییرات را با دانسته­های علمی­اش می­خواهد منطبق کند مثل دانشجوی رشته فنی به این فکر می­کند که الگوی بومی سازنده کشور چیست؟ به استقلال کشور حساس است و خدمت به میهن برای او از زندگی فردیش بهتر می­شود.

این افراد دانشجویان علمی – سیاسی هستند یعنی علم را در خدمت ارتقاء کشور بکار می­برند. این درصورتی است که با نظام سیاسی احساس هم­گرایی کند ولی در حالت معارضه سیاسی این اتفاق نمی­افتد و البته مشکلات دیگری خواهد داشت. بهترین وضعیت این است که نظام سیاسی مستقر را به عنوان نظام مشروع دانسته و باید اشکالات و نارسایی­های آن را رفع کرد و به ارتقاء و بهبود آن کمک کرد. دانشجویی که این گونه فکر می­کند و علم خود را با این عرصه بررسی می­کند یک دانشجوی سیاسی عالم است. بهترین سیاست­مداران، عالمان هستند مثل خواجه نصیرالدین.

الگوی مناسب دانشجو این است که بتواند بین این دو حوزه تلفیق کند، نه سیاست مدار جنجالی بی­سواد باشد که با تکیه بر مناسبات قدرت برای خود مرتبه علمی بسازد – آفتی که جامعه ما کم و بیش دارد – نه دانشجویی که چشم خود را به روی جامعه بسته است و بخواهد فقط ذهن خود را پر از مجموعه قواعدی کند که زندگی روزمره­اش را بگذراند. دانشجوی حقوقی که به عدالت فکر نکند دچار مشکل می­شود. اگر به عدالت فکر کند به همان مراتب سیاسی می­شود.

 

چه شد که وارد سیاست شدید؟

سیاسی شدن من ریشه در مطالعات و ارتباطات دوران دبیرستان دارد. به دلیل اینکه نظام حاکم را، نظام درست و مشروعی نمی­شناختم از اول دارای فاصله­ای با آن نظام سیاسی بودم که نباید با آن آمیخته شوم.

 

حدود چه سال هایی؟

دوران آغاز دانشجویی­ام سال۵۶ است طبعاً دوره دبیرستان هم در دهه۵۰ است. در آن زمان­ها مطابق سنت­های موجود، حلقه­های مطالعاتی در مسائل مختلف به خصوص مسائل دینی و اجتماعی داشتیم و از این طریق به فعالیت­های حوزه سیاسی گرایش پیدا کردم. اگر انقلاب نمی­شد معلوم نبود عاقبت فعالیت­های ما در حوزه سیاسی به کجا کشیده می­شد. ما افقی برای زندگی بعدی خود نداشتیم یعنی به این فکر نمی­کردیم که در آینده یک حقوقدان یا قاضی می­شویم. فکر می­کردیم راهمان به آخر نمی­رسد، یا کشته می­شویم یا به زندان می رویم. تنها امید به آینده­مان این بود که این تغییرات در نظام سیاسی محقق شود. و آن هم به نظر بسیار غریب و در افقی نامعلوم بود.

به صورت غیرقابل انتظاری سرعت انقلاب از سال۵۶ به بعد تند شد ولی باز هم قابل پیش بینی نبود با این سرعت به پیروزی برسد ، تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید.

سیاست­های ما قبل از انقلاب، بعد از انقلاب به شکل دیگری ادامه پیدا کرد. اینک وظیفه این بود که باید این انقلاب را حفظ کرد و این کار با وارد شدن در عرصه­های اجرایی است. اهمیت امروز آنقدر است که نمی توان به راحتی کنار نشست و برای فردا فکر و کار نکرد. بنابراین بعد از پیروزی انقلاب، سر از جهاد سازندگی در می آوریم. کار آموزش و دانشگاه را هم باید دنبال کرد. مدیریت آینده کشور منوط به تخصص در کار است یعنی خود علم و آموزش بخشی از افکار و اهداف سیاسی می­شود ، که در این شرایط متفاوت و البته دشوارتر است. در این شرایط نمی­توان در کلاس درس راحت نشست، بخصوص در وقتی که کشور درگیر جنگ بی امانی هم شده باشد.

من به این دلیل به حقوق جزا آمدم که خلاء کار خیلی بیشتر از حوزه­های حقوق مدنی است. در حقوق بین الملل هم خلاء وجود دارد ولی مشکل اساسی داخل کشور ما در آن زمان حقوق جزا بود.

من هیچ وقت به عنوان اینکه قاضی بشوم، حقوق جزا نخواندم. با خودم گفتم بلکه بتوانم در حقوق جزا، این نظام جدید حقوقی اسلامی کشور را فهم کنم و اگر در حوزه آموزش وارد شدم این نظام را آموزش دهم. ارتباطی با قوه قضاییه داشتم بگونه­ای که بتوانم قاضی شوم ولی کنار کشیدم چون بیشتر هدفم آموزش و تقویت ادبیات حقوق جزای اسلامی بود. یک مدتی درس را رها کردم و درگیر مسائل جنگ شدم و مدتی در قوه قضاییه کار کردم و گاهی فعالیت سیاسی دانشگاه( انجمن اسلامی) داشتم. بعد از انقلاب حتی یک روز وجود ندارد که درگیر مسائل اجرایی و سیاسی نباشم! این شد که هیچ وقت دانشجوی خوبی نبودم!

 album13

حالا یک سوال خاصی به ذهنمان رسیده. البته می توانید به آن پاسخ ندهید. و آن اینکه اگر به دوران گذشته بر گردید، آیا باز هم همین مسیر را انتخاب می کنید؟

دوست دارم شرایطی باشد که فقط درس بخوانم. البته درس با یک اهداف سیاسی – اجتماعی تعریف شده. آن شرایط اجتناب­ناپذیر بود یعنی اگر الان به آن دوران برگردیم باز هم همانطوری عمل می کنم. اما ایده­آل من این است که الان جای شما باشم. ما به دلیل اقتضائات انقلاب، به فردا فکر نمی­کردیم، دغدغه شغل نداشتیم. ممکن است کسی بگوید چون شغل­های شما توسط نظام تضمین شده بود! اما الان ۳۵ سال از انقلاب گذشته ومن باید بازنشسته می­شدم و۵ سال از بازنشستگی­ام گذشته باشد ولی خدمت رسمی من به۲۰ سال می­رسد چون حدود۱۵ سال علی­رغم فعالیت­هایم، هیچ­جا استخدام نبودم و به ثبات شغل فکر نمی­کردم. فقط فکر می­کردم چگونه می­شود هدف را بهتر پیش برد.

اما الان این گونه نیست. دانشجویان دغدغه شغل و آینده دارند – من به آنها حق می­دهم – دغدغه­های سیاسی آینده هم دارند. بالاخره دوست دارند خودشان را به ارکان قدرت حالا چه موافق چه مخالف نزدیک کنند .

دغدغه­های نسل ما با نسل امروز به اقتضای زمان متفاوت است.

 

بهتر نیست برای مقبولیت علمی، بعد سیاسی را کم رنگ کرد و به اصطلاح چراغ خاموش پیش رفت؟ خصوصاً در دانشکده ما که اساتید به محافظه کاری متهم هستند؟!

نه، این اِشکال مربوط به شرایط اجتماعی و سیاسی ماست. یک استاد علوم سیاسی که مبانی­اش بگونه­ای است که نمی­تواند قبول کند حکومت اسلامی، حکومت خوبی است چگونه می­تواند با این نظام یک تعامل مثبت برقرار کند! در مبانی آموزشی خود هم، همین مسیر( تعامل منفی ) را دنبال می­کند. اساتید حقوق هم از این امر مستثنی نیستند: حقوق بالاخره باید قدرت را مهار کند یا اسیر قدرت شود؟

چنین استادی در هر نظامی یک جور رفتار خواهد داشت، یک جا محافظه­کار می­شود و یک­جا معارض. اگر چنین فردی کارشناس سیاسی یا کارمند یا وزیر هم که شود همیشه قالب دوگانگی و محافظه­کاری را دارد! ساختارش یک طور دیگر است ولی  سیاست های اجرایی را به نحو دیگری باید اجرا کند. سیاست­های نظام را هضم نمی­کند بلکه به او تحمیل می­شود. نمی­فهمد بالاخره اسرائیل مشروعیت دارد یا نه، یعنی چه؟ وقتی مجبور است اسرائیل را به عدم مشروعیت در نظام بین­المللی همراهی کند، همراهی جدی ندارد، برای آن برنامه و استدلال حقوقی ندارد.

برخی برای اینکه بمانند، محافظه­کار باقی می­مانند. اگر هماهنگی بین ارکان قدرت و مبانی علمی وجود داشته باشد، این فرد کارگزار مفیدی برای سیاست است. اما اگر این ارکان با هم دوگانه باشند ناگزیر دو کار می شود: یا کار به معارضه کشیده می­شود، که برای دو طرف ضرر دارد. یا محافظه کاری، که سود دارد! فرد خودش را تنظیم می­کند. ظاهرش همراهی دارد ولی انسان آن چیزی است که می­اندیشد.

انسان عالم هم که در قدرت بیکار نمی­ماند. این فرد وقتی می­خواهد با سیاست پیوند بخورد دچار مشکل می­شود، برخلاف اندیشه­اش رفتار می­کند چون می­خواهد زندگی کند.

هدف­های اساسی قدرت با این گونه افراد تحقق پیدا نمی­کند چون نه ذاتاً می­تواند جلو رود نه محافظه­کاری­اش اجازه می­دهد صریح باشد که بالاخره چیکار می­کند. اگر با نظام حاکم باشد، تخطئه می­شود و اگر مخالف باشد، حذف می­شود. این آدم در یک دولت یک­جور حرف می­زند ولی همان آدم الان به اتکاء همان دانش سیاسی خود، به نحو دیگری صحبت می­کند. بالاخره تو کدام هستی؟

لذا آدم­هایی را در عرصه سیاست مشاهده می­کنیم که همیشه هستند ! چون با اقتضائات خود را تنظیم می­کنند. البته این نکته را متذکر می شوم در کار علمی می­توان با آزاداندیشی ، درمحیط کاملاً علمی فرصت برای عرضه عالمانه و مفید همه اندیشه­ها فراهم کرد و از معارضه دور بود. اما تدارک لوازم آن آسان نیست، ولی شدنی است و صد البته لازم هم است.

 

الان علاوه بر دانشکده، در چه جاهای دیگری فعالیت دارید؟

فقط در دانشکده تدریس دارم.

 

نظرتان درباره فضای دانشکده و فعالیت هیات علمی چیست؟ آیا اساتید فعالیت­های علمی را دنبال می کنند؟ خودتان چطور؟

نقصان­هایی در دانشکده وجود دارد که ریشه آن در گسست میان علم و قدرت است.

اولاً هنوز دانشکده حقوق با قوه قضاییه پیوند منسجمی ندارد. بهترین کار علمی این است که دانشجوی حقوق مثل دانشجوی پزشکی که اگر با بیمارستان در ارتباط نباشد نقص آموزشی دارد، حتماً باید با دستگاه قضایی پیوند داشته باشد. ولی الان نهایتاً هماهنگ می­کنیم دانشجویان در یک جلسه علنی دادگاه حضور داشته باشند، در حالیکه باید فرصتی برای کارآموزی باشد. دانشجو باید تمرین عملی دعاوی را در دادگستری ببیند که متأسفانه این یک درس اختیاری و تئوری است ! فارغ التحصیل حقوق، دادگاه­ندیده هم از فراغت از تحصیل راه طولانی برای تجربه­اندوزی و انطباق داشته­های علمی خود با واقعیت خارجی دارد.

وجود دانشگاه علوم قضایی قوه قضاییه، خیال قوه قضاییه را از نظر تأمین نیرو تا حد زیادی راحت کرده و دیگر دغدغه پرداختن به سایر دانشگاه­ها را ندارند.

ثانیاً برای مطالعات خوب حقوقی نیاز به اطلاعات آماری داریم و این امکان تقریباً وجود ندارد. این امر امکان فعالیت­های علمی را کم می­کند.

ما این مشکلات را سعی کردیم حل کنیم. گام­هایی هم برداشتیم ولی کامل حل نشده است. لذا اعضای گروه تلاش­های علمی فردی خود را انجام می­دهند ، مقاله می­نویسند و تحقیق می­کنند ولی این تحقیقات فردی به کاهش مشکلات خیلی کمک نمی­کند.

 

نظر شما درباره کم و کیف رابطه اساتید و دانشجویان در دانشکده چیست؟ چقدر با نقطه مطلوب فاصله داریم؟

ایده­آل آن است که اساتید، دانشجویان را راهنمایی می­کنند و دانشجو با استاد کار کند . استاد کارتحقیقی را به دانشجویان می­دهد، هم معلمی معنا پیدا می­کند هم دانشجویی. این لذیذ­ترین رابطه استاد و دانشجوست. این در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری بیشتر دیده می­شود. محور اصلی، یک موضوع تحقیق است. رابطه علمی با هم برقرار می­کنند. ولی الان این اتفاق خیلی کم اتفاق می­افتد! دانشجو یک کار مشترک می­گیرد، کارهای خودش را انجام می­دهد و حداکثر دو ساعت از استاد وقت می­گیرد تا  نظرات­اش را بپرسد. راهنمایی به معنای واقعی خیلی کم است.

آفتی که پیدا می­شود این است که بسیاری مواقع در مقاله­های مشترک ، دانشجو حس می­کند از او سوءاستفاده می­شود و به نحوی از او استفاده ابزاری می­شود! دانشجویی زحمت مقاله­ای را می­کشد ولی به اسم مشترک با استاد چاپ می­شود. مجموعه­ای از عوامل باعث حضور کمتر اساتید در دانشگاه ، و بدتر از آن حضور کمتر دانشجو در فعالیت­های بویژه تحقیقی شده است. این وضعیت غالب است ولی استثنائات آن بین هم اساتید و هم دانشجو را باید تجلیل کرد. در هر حال قاعده استثناء شده است.

 

حالا کمی هم سوال ها را به سمت حوزه خودمان یعنی جنبش نرم افزاری ببریم. به نظر شما جنبش نرم افزاری به چه معناست؟ تولید علم در چه جایگاهی قرار دارد؟ چه الزاماتی دارد و چه مسیری باید طی شود؟

همان طور که گفتید هدف ما تولید علم است آن هم تولید علم بومی ، و الَا علم ترجمه به اندازه کافی وجود دارد و هم آسان­تر به دست می آید .

جنبش نرم­افزاری باید حقوق داخلی را خوب بشناسد، نیازهای داخلی را خوب فهم کند، خلاء­ها را پیدا کند و راه­حل­های بومی برای آن­ها پیدا کند.

دانشجویان به هر میزان که از اساتید کمک بگیرند، به همان میزان در تولید علم بومی موفق هستند. برای تحقق این امر باید درون جامعه رفت چون حوزه تئوریک جواب  نمی­دهد. باید به فقه و اصول تسلط داشت و با منابع معتبر حقوقی آشنایی داشت. نباید مصرف محض کرد بلکه باید فهم کرد، نقد کرد و با نیازهای داخلی تطبیق کرد. آشنایی با حقوق مقارنه و تطبیقی نیز فرصت بهره­گیری از تجارب بشری را افزایش می­دهد و یک ضرورت است.

جنبش نرم­افزاری یعنی پیشرو بودن در این زمینه­ها. به تدریج جنبش دانشجویی تبدیل به جنبش نرم­افزاری شده و با مشارکت اساتید، قضات و وکلاء و حقوقدانان و … فراگیر شود. این­ها مثل شاخه­های یک چشمه، در جامعه جاری می­شوند. آن وقت است که یک تحولی صورت می­گیرد، تعارض­ها کاهش می­یابد، منابع علمی آموزشی شکل می­گیرد و نهایتاً استفاده مفید از عمر می­شود. این خودش یک کار سیاسی است چون در جهت ارتقاء نظام مدیریتی کشور است.

اگر هدف جنبش صرفاً یک کار صوری باشد، مدتی شما را مشغول می­کند ولی بعد خودتان را خسته می­کند و شاید حاصل آن برای دیگران خوب باشد.

 

یک مطلبی میان دانشجویان رایج شده که میان حوزه «نظری» و «تکنیکی» حقوق تفکیک قائل می شوند و یکی را به دیگری ترجیح می دهند. این تفکیک از نظر شما درست است؟

بله تکنیکی را باید در دوره لیسانس به همه دانشجویان عرضه کرد. عده­ای به اشتباه فکر می­کنند حتماً باید مدرک کارشناسی­ارشد و دکتری را هم بگیرند در صورتی که وقتی می­توان با لیسانس، یک وکیل خوب شد حتماً بخش مهمی از نیاز جامعه را جواب می­دهد و حتی تجربه یک وکیل لیسانس کمک بزرگی به تحقق دوره دکتری می­کند. نباید از ضرورت این کار غفلت کرد و لزومی ندارد که همه دانشجویان تا دوره دکتری پیوسته به دنبال مدرک باشند. البته کسی که روحیه تحقیق دارد و شاکله علمی او غالب است ، دوره آموزشی را تا دکتری پیوسته طی کند بسیار خوب است.

جامعه به افراد با مشاغل گوناگون نیاز دارد نه اینکه همه دکتر باشند. برخی به روش­های صوری، رساله­ای تهیه می­کنند آخر سر هم آن را رها می­کنند!

چرا ما می­خواهیم همه چیز را بر خودمان تحمیل کنیم و به تبع آن آرامش روحی خودمان را هم بهم بزنیم؟!

باید پایه دروس تکنیکی را محکم کرد. اما در دوره عده­ای نشان می­دهند که خیلی تکنیک­گرا نیستند بلکه اندیشمند و فرضیه­ساز هستند. خب باید دست چنین فردی را گرفت و او را در حوزه تحقیقات و تحصیلات تکمیلی وارد کرد.

اما واقعیت چنین نیست. نه در دوره لیسانس یک وکیل خوب بیرون می­دهیم نه در دوره دکتری یک محقق خوب تربیت می­کنیم. بسیاری از موفقیت­های دانشجویان، حاصل استعداد ذاتی و خودجوشی خودشان است. شما خیلی کم دیدید یک استاد شرایط و مجال آن را داشته باشد دست دانشجویان را بگیرد و به زندان ببرد، آفات زندان را به آنها نشان دهد، ببرد دادگستری و شیوه­های دادرسی و مشکلات آن را نشان دهد، ببرد کتابخانه و آنها را با منابع و صاحب­نظران علمی رشته آشنا کند. دانشجوی ما رجال علمی و فقهی رشته خود را چقدر می­شناسد؟ جایگاه علمی آنها را چقدر می­شناسد؟

این مسئله تقصیر دانشجویان نیست! تقصیر روش­هایی است که آنها را با این منابع آشنا نمی­کند.

 

خودتان تحصیلات حوزوی دارید؟

به صورت سازمان­یافته و رسمی خیر. خودم مطالعه می­کردم و در بحث برخی اساتید شرکت می­کردم. در درس­های اصولی، از مرحوم دکتر گرجی(ره) یا برخی اساتید روحانی در دانشگاه تربیت مدرس و خارج از دانشگاه استفاده می­کردم مثل مرحوم آیت الله مرعشی(ره) .

 

عملکرد کانون جنبش نرم­افزاری را در دانشکده چگونه می­بینید؟ چه پیشنهاداتی برای بهترشدن آن دارید؟

 دوست دارم حلقه­های بحث ونقد قوی­تر باشد مثلاً بررسی قانون مجازات، جلسات خوبی بود. اگر جلسات نقد و تحلیل کتب و مقالات برگزار شود خیلی خوب است.

 

یک جمله به دانشجویان…

عمر تکرارپذیر نیست. بهترین دوره یادگیری همین سنین دانشجویی است. بهترین کار این است که دانشجو همین عمر ارزشمند را در یک مسیر تعریف شده­ای برای تحصیل ادامه دهد و استعداد خود را پراکنده نکند .

وقت خود را بر سر نیازهایی که الان دارید بگذارید: نیاز دارید فقه بدانید، زبان خارجه بدانید، به مبانی علوم دیگر در ارتباط با رشته نیاز دارید مثل روانشناسی جنایی،جامعه­شناسی جنایی، آمار و مانند آن برای تحقیق جرم­شناسی . برای یادگیری فراتر از برنامه­های رسمی آموزشی تلاش کنید. انسان باید برای آموزش­های خود اولویت تعیین کند چون زمان محدود است. خواندن تنها مشکل را حل نمی­کند، بهترین دانشجو کسی است که هم­زمان با خواندن، فکر کند، نقد کند. هم­زمان با استاد دیدن و آموزش، تفکر و تحقیق و مطالعه ضرورت دارد .

البته دانش بخشی از کمال است ولی همه کمال نیست. انسان نیاز دارد به جایگاه­های معنوی متصل شود. تمسک به قرآن، اهل بیت(ع) و کمک گرفتن از این معارف برای راهگشایی و هدایت حقیقی، آن­قدر اهمیت دارد که بدون آنها، طریق رستگاری مسدود است.

 

 

 

 

خلاصه فعالیت های علمی دکتر الهام 

کتب:

۱-   «درآمدی برحقوق جزای عمومی» دکترغلامحسین الهام- دکترمحسن برهانی. انتشارات میزان

۲-   «جزای نظامی» دکترغلامحسین الهام.انتشارات دادگستر

۳-   «مبانی فقهی وحقوقی تعدد جرم» دکترغلامحسین الهام. انتشارات مجد

مقالات:

۱-   «اعتماد به قاضی (تحلیل ماده ۷۲۸ قانون مجازات اسلامی)» غلامحسین الهام. فصلنامه علمی- پژوهشی حقوق قضایی. شماره۵۷٫ بهار۱۳۹۱٫ صفحات۴۲-۲۵

۲-   «مجازات متناسب از دیدگاه نظریه­های بازدارندگی(با تأکید برنظریه تعیین کیفرآلمان)» دکترغلامحسین الهام، فاطمه محمدی مغانجوقی. فصلنامه حقوق،مجله دانشکده حقوق وعلوم سیاسی، دوره۴۲، شماره۳، پاییز۱۳۹۱، صفحات ۷۲-۵۷

۳-   «فرزندکشی مادران وحکم قصاص» دکترغلامحسین الهام. یادبود دکترگرجی. مجموعه مقالات. جلد دوم

۴-   «بررسی جرم محاربه وافساد فی الارض در فقه وقوانین موضوعه» دکترغلامحسین الهام. مجله قضایی و حقوقی دادگستری. شماره ده. بهار۱۳۷۳٫ صفحات ۶۶-۳۵

۵-   «خشونت­های قانونی و نظام­های سیاسی» دکترغلامحسین الهام. کتاب نقد، سال چهارم، شماره چهاردهم وپانزدهم، صفحات۴۶-۳۲

۶-   «مسئولیت آمر و مأمورقانونی» دکترغلامحسین الهام. مجله قضایی و حقوقی دادگستری. شماره پانزده وشانزده. بهاروتابستان۱۳۷۵٫ صفحات۵۴-۳۱

۷-   «وجوب حفظ نظام سیاسی در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)» دکترغلامحسین الهام، سید یحیی موسوی. فصلنامه مجلس وراهبرد، سال نوزدهم، شماره شصت و نه، بهار۱۳۹۱، صفحات۱۱۸-۹۲

بعلاوه ایشان استاد راهنما در برخی پایان نامه­ها می باشند.

 

 

 

نویسنده: زهرا راستگو و معصومه هاشمی
زمان انتشار: ۱۳۹۲/۰۲/۲۷ ساعت

 

اختصاصی تبصره – زهرا راستگو و معصومه هاشمی: ساعت دوازده یکی از روزهای اردیبهشت، مهمان اتاق ۲۴۶ دانشکده حقوق شدیم. خلاصه بعد از هفته‌ها رفت و آمد و هماهنگی، موفق شدیم از آقای دکتر وقت بگیریم. دکتر حمید بهره مند بگ نظر مثل همه اساتید سرشان شلوغ بود و مشغول مطالعه بودند. بعد از سلام و احوال پرسی، به اتفاق هم از اتاق ایشان به کتابخانه رفتیم تا مصاحبه را شروع کنیم. دکتر باز هم گفتند که تمایلی به مصاحبه ندارند و بهتر است از بزرگان شروع کنیم. اما ما هم همچنان بر خواسته خود اصرار کردیم و توانستیم ایشان را به پای میز مصاحبه بکشانیم. وارد کتابخانه شدیم. کتابخانه ای شلوغ، با میزهایی پر از کتاب! دکتر با همان لبخند همیشگی روی یکی از صندلی‌ها می‌نشینند و منتظر سوالات می‌شوند…

 

ممنون که در میان این همه مشغله، مصاحبه با تبصره را قبول کردید. سوال اول را این طور مطرح کنیم که: آقای دکتر، چه شد که حقوقی شدید؟

بسم الله الرحمن الرحیم

من قبل از انتخاب رشته ی حقوق، خیلی دید دقیقی نسبت به این رشته نداشتم و اعتراف می کنم به تبع خیلی از کسانی که حقوق را به عنوان یکی از برترین رشته علوم انسانی انتخاب می کردند، من هم این رشته را انتخاب کردم ولی وقتی وارد این رشته شدم. مطالبش برایم خیلی جذاب بود البته از همان ترم های اول فهمیدم حقوق خصوصی چیزی نیست که من به دنبالش می گردم و جذابیت هایی که  در حقوق جزا بود من را به سمت گرایش جزا کشاند.

از همان روز اول، فکرمی کردید روزی استاد دانشگاه شوید؟

من کار معلمی را خیلی دوست داشتم. با توجه به این که پدر خودم هم معلم بود، دور از انتظار نمی دیدم که خودم هم روزی معلم شوم.

الان کار وکالت انجام می دهید؟

خیر، کار وکالت انجام نمی دهم و دنبال پروانه هم نبوده ام. کار وکالت روحیه ی خاصی می خواهد که من در خودم نمی بینم. کارهای اجرایی و دوندگی های خاصی که کار وکالت می خواهد با روحیه ی من ساز گار نیست.

با اجازه شما، سوالاتمان را کمی خصوصی‌تر کنیم: متولد چه سالی هستید؟ چه سالی کنکور دادید و وارد دانشگاه شدید؟ ومقاطع تحصیلی خود را در چه دانشگاه هایی گذرانده اید؟

من متولد ۵۹ هستم . سال ۷۶ کنکور شرکت کردم البته آن زمان دانشگاه امام صادق(ع) کنکورش جداگانه بود. من، هم سراسری شرکت کردم هم امام صادق(ع). رتبه ام در آزمون سراسری ۹ منطقه یک شد، دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد را در دانشگاه امام صادق(ع) خواندم و در آزمون دکتری دانشگاه تهران رتبه نخست را کسب کردم.

البته آن زمان که ما دکتری شرکت می کردیم دانشگاه ها به صورت غیر متمرکز امتحان برگزار می کردند و مثل الان از طریق سازمان سنجش برگزار نمی شد و هر دانشگاهی برای خودش آزمون برگزار می کرد. آن سال در آزمون دکتری ۵ دانشگاه شرکت کردم: در آزمون دانشگاه آزاد رتبه دوم را کسب کردم. در آزمون کتبی دانشگاه تهران (شعبه پردیس) در آزمون دانشگاه تهران رتبه نخست را کسب کردم. در آزمون کتبی دانشگاه شهید بهشتی قبول شدم ولی چون دوره اش بهمن ماه شروع می شد و من آن موقع دانشجوی دکتری بودم مصاحبه نرفتم.

در آزمون دانشگاه امام صادق(ع) هم چون یکی از موارد امتحانی را روز امتحان اعلام کردند جزو دروس است من هم برگه را سفید دادم و قبول نشدم.

در حال حاضر به غیراز دانشگاه تهران،در چه دانشگاه دیگری تدریس می کنید؟

دانشگاه امام صادق(ع)    

همیشه سعی می کردید چه کسی را الگوی خود قراردهید؟

در زمینه علمی من به همه اساتیدم نگاه می کردم و از هر استادی یک جنبه خاص اش  مدنظرم بود و الگوی خاصی نداشتم.

به چه کسی می توانیم بگوئیم استاد نمونه؟ حقوق وتکالیف یک استاد چیه؟

استاد نمونه باید سطح علمی قابل قبولی داشته باشد یعنی در آن رشته ای که کار می کند ابتدائاً سواد قابل قبولی داشته باشد و سعی کند آن را به روز کند و به دنبال کار پژوهشی باشد و به سوادی که دارد اکتفا نکند و اگر می بیند یک استادی بزرگتر از خودش است و هنوز می تواند از او چیزی یاد بگیرد نباید غرور و تکبر مانع از آن بشود که برود و نزد آن استاد چیزی یاد بگیرد کمااینکه من همین الان هم افتخار شاگردی بعضی از اساتید را دارم و این را برای خودم عار نمی دانم.

در بعد اخلاقی طبیعتاً هر فضیلتی که برای یک انسان مؤمن در نظر گرفته می شود، استاد مؤمن هم باید آنها را در نظر داشته باشد از قبیل تقوا، خوش رویی، رعایت احترام دانشجو و…

ویژگی های یک دانشجوی نمونه چه چیزهایی می تواند باشد؟

دانشجو هم متقابلاً باید وظیفه تحصیل علم خود را جدی بگیرد. اگر استادی ازش تکلیفی می خواهد آن را انجام دهد و برایش سخت نیاید. فقط محدودیت های زمانی و امتحان پایان ترم نباید مورد توجه دانشجو باشد و باید به دنبال یاد گرفتن مطلب باشد. به همین خاطر وقتی به دانشجویی تکلیفی داده می شود می گوید: استاد ما درس های دیگری هم این ترم داریم و وقتمان خیلی محدود است و اگر بخواهیم کارهای شما را انجام بدهیم به درس های دیگر نمی رسیم.

معمولا دانشجوها به این فکر می کنند که این درس ها را یک جوری پاس کنند، درحالی که این ها همه طریقی هستند برای اینکه فرد یک مطلبی را یاد بگیرد! نمره ای که در آخر اخذ می کنند درسته بی اهمیت نیست ولی خب همه چیزکه نمره نیست.

همانطور که یک استاد باید برخورد محترمانه با دانشجو داشته باشد، دانشجو هم باید احترام استاد و سایر دوستان خود را در محیط آموزشی داشته باشند. رعایت شوونات دانشجویی در محیط خارج از دانشگاه و همچنین در فضای سایبر هم بسیار مهم است.

شما خودتان سعی می کنید به غیراز مسائل درسی، دانشجویان را در مسائل اعتقادی کمک کنید؟

تکلیفی که ما در کلاس داریم این است که سرفصل های آموزشی تعیین شده را برای دانشجویان تبیین کنیم ولی لابه لای مباحث، بسته به مورد و اگر ضرورت داشته باشد و تاحدی که زمان اقتضا کند مباحث مبنایی هم طرح می شود. ولی خارج از درس اگر دانشجویی مراجعه کند و سؤالی داشته باشد، طبیعتاً استاد باید دراین بعد هم وقت بگذارد.

یک تفاوت عمده که زمان تحصیل ما بادوران خودتان دارد که می توان ازآن به عنوان یک امتیاز یاد کرد،به نظرتان چه می تواند باشد؟

شیوع فناوری نوین یک چیزی است که زمان ما خیلی کمتر بود. ما زمانی که وارد دانشگاه شدیم درسته درسی در خصوص آشنایی با رایانه داشتیم ولی آن زمان سطح استفاده از فناوری خیلی محدود بود. منابع علمی که در اختیار ما بود منحصر در کتاب ها و مقالات کاغذی بود ولی امروزه دانشجویان به راحتی می توانند به منابعی دسترسی داشته باشند که آن زمان ما نمی توانستیم دسترسی داشته باشیم. در آن زمان دانشگاه امام صادق(ع) آرشیو مجلات خارجی خوبی داشت و فقط می توانستیم از آنها استفاده کنیم ولی امروزه آنقدر فناوری پیشرفته شده که یک دانشجو درایران می تواند به خیلی از منابع دست اولی که در رشته اش وجود دارد دسترسی داشته باشد.

به نظرشما یک دانشجوی حقوق چه چیزهای دیگری غیراز حقوق باید بداند؟ درچه سطحی فقه بداند؟ اگر نداند چه می شود؟

من فقه را خارج از حقوق نمی دانم! دانشجویی که فقه بلد نیست یعنی حقوق بلد نیست چون سیستم حقوقی ما برگرفته از منابع فقهی است و به عنوان منبع و منشأ مقررات حقوقی، حتماً دانشجویان باید فقه بلد باشند. دانشجو باید قادر به استفاده از منابع فقهی باشد اولاً منابع فقهی اصلی را باید بلد باشد. برای مثال دانشجوی لیسانس حداقل باید در حد تحریرالوسیله فقه بداند.در مورد لمعه وشرح لمعه هم همین انتظار می رود. ادبیات عرب دانشجوی کارشناسی باید انقدر قوی باشد که بتواند از شرح لمعه استفاده کند. با اصول فقه هم باید تا حد قابل قبولی آشنایی داشته باشد.اگر کسی این ها را بلد نباشد مقدمات حقوق را بلد نیست!

البته برای فراگیری این مطالب لازم نیست دانشجو در حوزه ثبت نام کند وکلاس برود ، بلکه خود فرد می تواند منابع را مطالعه کند یا شخصاً نزد استادی برود واین علوم را فرا بگیرد.

سنت مباحثه خیلی مهم است. ما در دبیرستان شهید مطهری و دانشگاه امام صادق (ع) زمانی را به مباحثه اختصاص می‌دادیم، اگردانشگاه بتواند این سنت را برای دانشجویان نهادینه کند خیلی مفید است.

 

وضعیت علمی گروه جزای دانشکده را درچه سطحی می بینید؟

وضعیت هیئت علمی دانشکده، وضعیت مطلوبی است. درسته که ما در سال های اخیر از حضور برخی اساتید به دلیل بازنشستگی محروم شدیم ولی بااین حال سطح مناسبی وجود دارد.

به نظرشما جذب هیئت علمی دردانشکده براساس ضابطه است یا رابطه؟

من شخصاً ندیدم که در گروه جزا جذب هیئت علمی براساس رابطه شکل بگیرد و رابطه ملاک باشد و کسانی که اخیراً جذب شده اند بر اساس صلاحیت خودشان بوده است کمااینکه برخی اساتید هستند که حتی دانشجوی این جا نبوده اند ولی رزومه علمی خوبی داشتند و باتوجه به همین امر جذب شده اند.

اگرشما بودید و متون فقهی واسلامی،آیا قانون را همین گونه تصویب می کردید یااینکه ازنظرشما موردی وجود دارد که باید به نحودیگری مکتوب می گردید؟

درسته حقوق ما برگرفته از فقه است ولی تنظیم قانون با نوشتن متن فقهی دو شیوه متفاوت را می طلبد. یعنی متنی که یک فقیه در کتابش می آورد اگر ما آن را ترجمه کنیم و بیاریم در قانون، لزوماً قانون مطلوبی نخواهد بود چون قانون شیوه نگارش خاص خودش را دارد برای همین برگرداندن فقه به قانون هنر خاصی می خواهد و باید به متخصص خودش سپرده شود یعنی کسی که علاوه برفقه، حقوق را هم بلد باشد. متأسفانه در نگارش برخی قوانین ما این مسئله رعایت نمی شود وکسانی در نگارش قانون مسئولیت اصلی را برعهده دارند که فن نگارش قانون را خوب بلد نیستند! نمونه بارز آن کتاب قصاص لایحه مجازات اسلامی است. شما نگاه کنید می بینید که شیوه نگارش آن به شیوه نگارش قانون نمی خورد، زحمت زیادی برای این پیش نویس لایحه متحمل شده اند ولی درنگارش قانون موفق نبوده اند. این ها باید تصحیح شوند ولی با روندی که درمجلس طی شد، تصحیح چندانی صورت نگرفت به این دلیل که متن را به دست کسانی ندادند که در فن قانون نویسی تبحّر دارند. البته ممکن است یک حقوقدان هم فن نگارش قانون را خوب بلد نباشد.

نظر شما راجع تحول در علوم انسانی وتولید علم بومی در رشته حقوق چیست؟

در ابتدای شکل گیری رشته حقوق جزا در دانشگاهها، منابع حالت ترجمه ای داشته است واین در طول زمان ادامه داشته است. البته این روند یک قدری متحول شده ونگاه به فقه بیشتر شده ولی استخوان بندی کتاب های حقوق کیفری کاملاً برگرفته از حقوق بیگانه خصوصاً فرانسه است. حتی می توان بانگاه به کتاب برخی نویسندگان ایرانی، حدس زد کدام کتاب فرانسوی را مبنای خود قرار داده‌اند!

ایده شما دراین خصوص چیست؟

اگر ما بخواهیم تحولی در علوم انسانی وحقوق کیفری بدهیم طبیعتاً باید به خاستگاه اصلی این رشته که فقه است رجوع کنیم حتی می توان از ادبیات فقه در تحلیل مسائل حقوقی خودمان استفاده کنیم که این صورت نگرفته است! بعضاً برخی الفاظ در تحلیل های حقوقی بکار می رود که اصلا خاستگاه فقهی ندارد و درفقه، بهتراز آن ادبیات وجود دارد. باید به مقتضیات جامعه ایرانی – اسلامی توجه شود. مثلاً در بحث فلسفه حقوق ما می بینیم که عمده مباحث، ترجمه مطالبی است که از فیلسوفان غربی صورت گرفته است وآنها مبنا می شوند. هرچقدر به منابع اصلی خود بازگشت کنیم می توانیم راهکارهای مناسب تری با جامعه ایرانی – اسلامی ارائه دهیم.

چه پیشنهادی برای عملی کردن این مهم، دررشته حقوق دارید؟

وزارت علوم این تحولات را باید در سرفصل های دروس قرار دهد واینکه چه دروسی ارائه شوند. هر استادی هم در درسی که تدریس می کند باید این نگاه را داشته باشد وآنها را در درس های خود بگنجاند البته مشروط به اینکه چنین اعتقادی را داشته باشد.

آیا شما به دانشجویان توصیه می کنید گرایش جزا را انتخاب کنند؟ فارغ از علاقه، آیا هرکسی می تواند جزا بخواند؟

رطب خورده منع رطب کی کند! علاقه در انتخاب گرایش خیلی مهم است البته طبیعتاً هرکس با توجه به شناختی که از خود دارد باید مسیرش را بشناسد.

نظرتان راجع به عملکرد کانون جنبش نرم افزاری در دانشکده چیست؟

نشست های خوبی برگزارمی شود وعلی القاعده دانشجویان زحماتی می کشند ولی تا حد مطلوب فاصله وجود دارد و باید تلاش بیشتری بشود. اینکه از سخنرانان و صاحب نظران دانشگاه های مختلف دعوت می شود و زمینه تضارب آراء را به وجود می آورند خیلی خوب است. متأسفانه در دانشگاه آنقدری که باید تضارب آراء وجود داشته باشد، وجود ندارد! هراستادی سرکلاس مباحث خودش را طرح می کند نهایتاً در پایان نامه ها اساتید در خصوص آن موضوع یکسری نظراتی را بیان می کنند.

حرفی با دانشجویان…

اگر دانشجویان می بینند استادی در کارش جدی است وآنها را به حال خودشان رها نمی کند واز آنها کار می کشد این را اینگونه در نظر بگیرند که این کار به خاطر خودشان انجام می گیرد. طبیعتاً استادی که این کار را انجام می دهد، زحمت بیشتری را برای خودش هم به وجود می آورد و سخت گیری فقط متوجه دانشجو نیست.  

 

 

نویسنده: لعیا امینی
زمان انتشار: ۱۳۹۱/۰۵/۲۶ ساعت

تبصره:

خانم ریحانه ریخته گر متولد ۱۳۶۸  تهران از اعضای کانون جنبش نرم‌افزاری هستند که موفق شدند در آزمون کارشناسی ارشد امسال در رشته ی حقوق بین الملل رتبه ی ۹ را کسب کنند. موفقیت ایشان در آزمون ارشد، نه تنها افتخاری برای ایشان که افتخاری برای کانون جنبش نرم‌افزاری است. فرصت را مغتنم شمردیم و از ایشان دعوت کردیم تا مهمان سایت تبصره باشند.

 

با توجه به موفقیت خوبی که کسب کردید، می‌توانید دقیق بگویید برای آزمون چند روز، روزی چند ساعت مطالعه کردید؟

من درس خواندن رو به خاطر مشکلی که برام پیش امده بود تازه از هفته دوم مهر شروع کردم. ساعت درس خواندن چندان مهم نیست و بستگی به سیستم مطالعه هر فرد دارد من هم معمولا روزهایی که خانه بودم نزدیک هفت ساعت مطالعه می کردم دو روز در هفته هم دانشگاه بودم که سه ساعت بیشتر وقت مطالعه نداشتم.

 

از چه کسانی برای برنامه ریزی کمک گرفتید؟ چه کمکی؟

برنامه ریزی با خودم بود. برای برنامه ریزی هم به نظر من نباید به کسی جز خودمون متکی باشیم. چون فقط خودمون با نحوه و سرعت مطالعه مون آشنایی داریم فقط کافیه یه نمودار بکشیم و سعی کنیم بهش پایبند بمونیم.

 

از کی با کانون همکاری دارید؟ آیا عضویت در کانون فایده ای هم برای شما داشت؟ 

آشنایی من با کانون از سال دوم دانشگاه از طریق یکی از دوستان بود اولین کلاسی هم که شرکت کردم کلاس مقاله نویسی بود که هنوز جزوه اش رو دارم و خیلی خیلی برام مفید بوده. اغراق نیست اگر بگویم کانون به روند علمی زندگی من تا حدودی جهت داد نه تنها وجود کلاس های فوق برنامه اش، که این حقیقت که عده ای با اصول مشترک دور هم جمع شدند و دور از غوغای سیاسی به این درک رسیدند که علم را وسیله پیشرفت قرار بدهند به من انگیزه می داد. بدون شک اینکه این جنبش برگرفته از صحبتهای مقام معظم رهبری است و از نظر ایشان یک ضرورت است باعث می شد خیلی بیشتر از یک گردهمایی دانشجویی موقت برای من ارزش پیدا کند.

 

کانون را در یک جمله توصیف کنید.

یک جنبش با جهت گیری علمی و اصول معینجنبشی که واقعا جای خالیش توی دانشگاهها احساس می شد.

 

می توانید به طور خلاصه دو نکته مثبت و دو انتقاد به کانون وارد کنید؟

نکته مثبت اینکه کلاس های واقعا مفیدی برگزار می کند. انتقاد اینکه اطلاع رسانی ضعیفی دارد! و همه دانشجوها از ماهیت آن مطلع نیستند. البته جدیدا برای ورودی ها معرفی بهتری صورت می گیرد.

 

حالا که دوره کارشناسی را تمام کرده اید، اگر امروز به گذشته باز می گشتید و تازه وارد کارشناسی می‌شدید، چه کارهایی را حتما انجام می دادید؟ چه کارهایی را هیچگاه انجام نمی دادید!؟

حتما مطالعه ام رو بیشتر می کردم و به امتحانها محدود نمی شدم. یکی از ایرادات ما این است که تا یک کاری را از ما مطالبه نکنند، انجام نمی دهیم! من اگر به گذشته برمی گشتم در حوزه مورد علاقه ام بیشتر تحقیق و مطالعه می کردم.

 

بزرگترین ایراد نظام آموزش حقوق در دوره کارشناسی چیست؟ 

 یک ایراد بزرگ این است که درس حقوق بین الملل فقط در ۴ واحد ارایه می شود و این واقعا ضعف بزرگی است. کشور ما نیاز شدیدی به متخصصین حقوق بین الملل دارد و با این اوضاع دانشجوهای کارشناسی آشنایی درستی با حقوق بین الملل پیدا نمی کنند. دانشگاه شهید بهشتی این مشکل رو دیده و با وجود واحد کم این درس خودش برای هر حقوق بین الملل ۴ساعت قرار داده است. اما ظاهرا دانشگاه تهران تمرکزش را روی حقوق خصوصی گذاشته و حوزه های دیگر رو به خوبی پوشش نمی دهد.

 

دو نفر از اساتید دوره کارشناسی که بیش از همه برای شما مطلوب و جذاب بودند چه کسانی هستند؟ چرا جذاب بودند؟

یکی دکتر خالقی بودند که با وجود این که درس مورد علاقه من را تدریس نمی کردند، یک استاد به تمام معنا بودند. نحوه تدریس و نحوه برخوردشان چیزی بود که از یک استاد خوب انتظار می رفت. دکتر بهره مند هم با اینکه تازه آمده اند و من فقط یک درس متون حقوقی با ایشان داشتم از این جهت که به زبان تخصصی ما یک تحول اساسی دادند به یاد من می مانند. چون اکثر اساتید متون حقوقی بخاطر زبان ضعیف بچه ها تلاش مضاعفی نمی کردند.

 

با توجه به اینکه شما دارید وارد مرحله کارشناسی ارشد و پژوهش می شوید، برنامه‌تان برای تحقق شعار تولید علم بومی در زمینه حقوق چیست؟

حقوق بشر یکی از آن رشته هایی است که به نظر من اگر بیشتر به آن بپردازیم، در آن سرآمد هستیم. باید دست از ترجمه صرف متون خارجی برداریم و باور کنیم که اسلام حاوی بهترین قواعد حقوق بشری است. اگر این باور را در خودمان تقویت کنیم می توانیم جهان را هم در این زمینه متقاعد کنیم و به همین خاطر در این حوزه متخصص کم داریم. حقوق فعلی ما ترکیبی از حقوق غربی و حقوق اسلامی است و مرز این ها مشخص نشده است. به همین دلیل اولا باید تلاش کنیم و اینها را از هم تفکیک کنیم. ثانیا باید روی مبانی اسلامی بیشتر کار کنیم تا انطباق آن بر روی مسایل روز راحتتر و صحیحتر بشود.

 لزومی ندارد سعی کنیم اسلام را با علم غربی تطبیق بدهیم، بلکه نباید فراموش کنیم که اسلام اصل است و جامع است. کافی است که تمرکزمان را روی آن بگذاریم و جایگاه واقعی حقوق رو با توجه به آن پیدا کنیم.

 

لطف می کنید درصد های آزمون را بیان کنید و اینکه چه منبعی را مطالعه کردید؟

منابعی که مطالعه کردم، اینها بودند: حقوق بین الملل (دکتر ضیایی بیگدلی)؛ آخرین جزوه دکتر بیگ زاده؛ حقوق بین الملل خصوصی (دکتر نصیری)؛ حقوق اساسی۲ (دکتر هاشمی)؛ بایسته های حقوق اساسی (دکتر قاضی)؛ وقایع حقوقی (دکتر کاتوزیان)؛ قواعد عمومی قراردادها (دکتر صفایی)؛ قانون مدنی در نظم کنونی (دکتر کاتوزیان)؛ منشور سازمان ملل؛ اعلامیه حقوق بشر؛ کنوانسیون وین؛ زبان عمومی ۱۱۰۰؛ law text؛ Gce law

درصدها هم این‌ها بود: زبان ۶۵٫۵،بین الملل عمومی ۵۵، حقوق اساسی ۵۱، تعهدات ۸۰، بین الملل خصوصی ۹۰

 

در ایام ماه مبارک رمضان هستیم .ان شا الله که طاعات و عبادات شما مقبول درگاه حق تعالی واقع شده باشد ..سپاسگزاریم که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید. ان شا الله که در تمامی مراحل زندگی موفق باشید.

 

زمان انتشار: ۱۳۹۱/۰۵/۰۳ ساعت

 

تبصره:

پس از آقای قدسی که چندی پیش مهمان سایت تبصره شده بودند، این بار نوبت به آقای اکبر خدابنده لو، از اعضای کانون جنبش نرم افزاری رسید تا مهمان ما باشند. آقای خدابنده لو توانسته رتبه ی ۱۷ آزمون کارشناسی ارشد حقوق جزا امسال را به دست آورد. او متولد ۱۳۶۸/۱۱/۱۷ در خدابنده ی زنجان است. سوال‌های ما و پاسخ‌های ایشان در پی می‌آید:

 

– به عنون اولین سوال اگر بخواهید چند عامل را در این موفقیت معرفی کنید، به ترتیب از چه مواردی یاد می‌کنید؟

اول توکل بر خدا,بعد دعای پدر و مادر,تلاش خودم و برنامه ریزی.

 

– به برنامه ریزی اشاره کردید.میخواستم بپرسم که شما برنامه ی مطالعاتیتون را از چه زمانی برای کنکور شروع کردید؟ چند روز کلا مطالعه داشتید و در روز چند ساعت؟

از ترم شش تقریبا کتابهایی رو شروع کردم-جزای عمومی را- و جزای اختصاصی را چون در طول ترم داشتیم می خوندیم.در تابستان چون که در شهرستان بودم زیاد نتوانستم بخوانم و تنها فقه را توانستم بخوانم.اما وقتی به دانشگاه برگشتیم دیگر از اول مهر مطالعه را شروع کردم.در برنامه ی روزانه هم تقریبا از صبح که بیدار میشدم تا یک و دو شب مطالعه داشتم.

 

خدابنده لو رتبه ی 17 حقوق جزا:

 

– آیا برنامه مدونی هم داشتید که مثلا از صبح که برای نماز بیدار میشدید تا شب چه کارهایی را انجام بدهید؟

معمولا برنامه ی من اینگونه بود که صبح ها یک کتابی را میخواندم و بعداز ظهر ها هم یک کتاب دیگر تا خسته هم نشوم و تنوع در کارم باشد.تا یک ماه و نیم قبل از کنکور هم تقریبا یک دور کتاب ها را خوانده بودم وبعد شروع کردم به مرور کتاب ها.همچنین در کنار مطالعه تست هم میزدم.

 

– آیا در آزمون های آزمایشی هم شرکت می کردید؟ از چه زمانی؟

بله.در آزمون های آزمایشی یکی از موسسات شرکت داشتم.از آبان ماه یعنی ترم ۷ بود که در آزمون های آزمایشی حضور پیدا کردم.

 

– شما از چه زمانی با کانون جنبش نرم افزاری همکاری دارید؟ چگونه و از چه طریقی با کانون آشنا شدید؟

آشنایی ما با کانون برمی گردد به سر کلاس حقوق اساسی که آقای محمد جواهری در سر کلاس آمدند و توضیحاتی دادند.فکر میکنم که ترم سه بود و از اوایلی که آقای جواهری تشکیل دادند ما تقریبا وارد کانون شدیم,چه زیر نظر آقای دکتر علی صابری و چه زمانی که میز فلسفه ی حقوق برپا شد.

 

– آیا عضویت در کانون، تأثیری هم در حیات علمی شما هم داشته؟ چه تاثیری؟ مثبت یا منفی؟

کانون به گونه ای می توان گفت که جسارتی به آدم می دهد که مثلا بتواند وارد حوزه ای بشود که خیلی ها شاید ترس دارند از ورود به این حوزه. فضای کانون و جلسات آن، جسارت نقد موضوعات اساسی را به دانشجو میدهد. تأثیر این روحیه در آینده خودش را نشان می دهد. مثلا نقد مبانی ای که با نظام خودمان سازگار نیستند تا بتوانیم یک مبنایی بر اساس مبانی خودمان در حقوق اسلامی پایه ریزی کنیم.

 

– می توانید به طور خلاصه یکی  دوتا از نکات مثبت و منفی کانون بیان کنید؟

فکر میکنم نکات مثبتش بیشتر باشد.نکات مثبت میتواند این باشد که بچه ها بدون ادعایی وارد میدان میشوند و کارهایی انجام میدهند و وقت خودشان را صرف اهداف کانون میکنند و اینکه یکسری از بچه هایی که هم فکر هستند رو دور هم جمع میکند و به صورت نظام مند پیش میبرد. و نکته ی منفی یا انتقاد هم شاید اوایل کار بود که فعالیت ها در اوایل برنامه ریزی می شد ولی اجرا نمی شد که البته امسال خدا را شکر بهتر شد هم سایت تبصره راه افتاد و هم کلاس ها و جلسات منظم تر و پر شورتر بود.

 

– حالا که دوره کارشناسی را تمام کرده اید،امروز جشن فارق التحصیلی شما هم هست، بفرمائید که اگر یکبار دیگر از اول دوره ی کارشناسی را شروع کنید چه کارهایی را انجام خواهید داد؟ و چه کارهایی که انجام دادید را شاید دیگر انجام ندهید؟

با توجه به رشته ی خودم سعی میکردم که دروسی چون فقه و اصول را بیشتر کار کنم.اکنون که به گذشته نگاه میکنم می بینم که اگر در این حوزه ها بیشتر وارد می شدم موفق تر بودم.درست است که مقداری کار کردم اما آنگونه که باید باشد نبود ومی بایست بیشتر کار میکردم.همچنین اصول را مقداری خواندم و بعد با نزدیک شدن به کنکور نتوانستم تمامش کنم .ای کاش که کسی از ابتدا ما را راهنمایی میکرد که زودتر وارد این مباحث بشویم.من همواره به دوستان خودم به ویژه در رشته ی جزا توصیه کرده ام که اصول و فقه را کار کنند و بیشتر وارد مباحث اسلامی بشوند.

 

– دو نفر از اساتید دوره کارشناسی که بیش از همه برای شما مطلوب و جذاب بودند وبیشترین تاثیر را روی شما گذاشتند چه کسانی هستند؟

اول از همه دکتر برهانی بودند و بعد دکتر حسینی که زمانی که در جلسات این عزیزان شرکت می کردم افکارشان بر روی من تاثیر زیادی میگذاشت.

 

– به نظر شما  بزرگترین ایراد نظام آموزش حقوق در دوره کارشناسی چیست؟

ارتباط با حوزه های عمل مثلا حوزه های قانونگذاری. بچه ها نیاز دارند تا با مشکلات قانون گذاری و شرایط دادگاه ها آشنا بشوند که متاسفانه این آشنایی و ارتباط در دوره ی کارشناسی بسیار کم هست.

 

– در همین حوزه ی قانونگذاری که فرمودید کانون یک سلسله جلساتی در مورد نقد قانون مجازات جدید داشت. شما توانستید از این جلسات استفاده کنید؟ نظرتان درمورد اینگونه جلسات چیست؟

جلسات انصافا جلسات خوبی بود چون که یک حرکت تازه ای هم بود و استادانی هم که می آمدند خیلی خوب بودند. مخصوصا جلساتی که بیشتر بررسی مبنایی بود مثلا جلسه ی دکتر برهانی و دکتر فیروز محمودی و همچنین جلسه ای که باحضور دکتر الهام بود.

 

– به نظر شما به غیر از اینگونه نشست ها برای رفع نقص نظام آموزشی در حوزه ی عمل چه کارهای دیگری میتوانیم انجام بدهیم؟

در سطح کارشناسی  میتوان از ترم های ۴ و ۵ به بعد با تدابیری در سطح دانشگاه های تهران به ارتباط با دادگاه ها و مخصوصا حوزه های قانونگذاری پرداخت چرا که بسیاری از مسائلی که در این حوزه مطرح می شود باعث ایجاد دغدغه برای دانشجو میشود.حداقل باعث دغدغه ی فکری میشود و هرچند که فرد شاید به دنبال آن نرود ولی حداقل این دغدغه برای او ایجاد خواهد شد.

 

– با توجه به اینکه شما  وارد مرحله کارشناسی ارشد و پژوهش می شوید، برنامه‌تان برای تحقق شعار تولید علم بومی در زمینه حقوق با توجه به اینکه رشته ی جزا جای کار در این زمینه زیاد دارد چیست؟

بیشتر در فکرم هست که به مباحث اسلامی ابتدائا وارد شوم تا بتوانم در ادامه در این حوزه ها مفید باشم و فعالیت کنم. یعنی اولا مقدمه و مبنا را به دست آوریم تا بعدا بتوانید مفید باشیم.

 

– پیشنهادی در زمینه ی تحقق تولید علم بومی برای کانون ندارید؟

باید بتوان نظریه پردازان و کسانی که بیشتر در این زمینه کار کرده اند را وارد دانشگاه کرد چرا که کلیتا ذهن دانشجو تازه دارد آشنا می شود و در دانشکده ی خودمان کم کم دارد طرز تفکر جنبش نرم افزاری جا می افتد و با گسترش جلسات بحث این تفکر کاملا جا خواهد افتاد.

 

– آیا تمایلی دارید در برنامه های آتی کانون شرکت کنید و یا مسئولیتی را بپذیرید؟

ما امسال هم در گروه میز فلسفه ی حقوق بودیم و قصد دارم فعالیت در همین گروه را ادامه بدهم.همچنین در زمینه های دیگر همکاری همیشگی را ادامه خواهم داد.

 

– کانون را در یک کلمه برای ما  توصیف کنید.

تلاش.

 

– در پایان اگر توصیه ای هست به کانونی ها و همچنین به کسانی که کنکور ارشد را در پیش دارند بفرمائید؟

توصیه می کنم که زبان خارجه و فقه را خوب کار کنند.وبرای رسیدن به هدف برنامه ریزی داشته باشند.که اگر برنامه ریزی کنند در طول ۶ یا ۷ ماه میتوانند برای ارشد آماده شودند.

 

– ممنون از همکاری شما؛ ان شا الله که در تمامی مراحل زندگی موفق باشید

 

زمان انتشار: ۱۳۹۱/۰۴/۰۸ ساعت

 

تبصره: آقای سید ساسان قدسی متولد ۱۳۶۸  در شهرستان نقوه آذربایجان غربی از اعضای کانون جنبش نرم‌افزاری هستند که موفق شدند در آزمون کارشناسی ارشد امسال در رشته‌ی حقوق خصوصی  رتبه‌ی ۲ را کسب کنند. موفقیت ایشان در آزمون ارشد، نه تنها افتخاری برای ایشان که افتخاری برای کانون جنبش نرم‌افزاری است.

فرصت را مغتنم شمردیم و از ایشان دعوت کردیم تا مهمان تبصره باشند. 

 

به عنوان اولین سوال برای ما بگویید از چه زمانی کنکوری خواندن را آغاز کردید؟

 برای امادگی در کنکور ارشد به نظرم ترم ۷ وتابستان قبلی ان را اگر بچه ها بتوانند استفاده کنند میتوانند نتیجه ی مطلوبی بگیرند وما اصلا فشاری را که در کنکور کارشناسی میبینیم در کنکور ارشد نمیبینیم.
 

آزمون دادن در موسسات آموزشی را از چه زمانی اغاز کردید؟

 من خودم از ترم ۷ ازمون دادن را آغاز کردم البته شما میتوانید در این ازمون ها هم شرکت نکنید و خودتان کتاب تست بگیرید و با روزکرد سوالات آشنا شوید.
 

 رابطه ی شما با کانون به چه شکل است و از چه زمانی عضو کانون شدید؟

 من از ۳ سال پیش عضو کانون شدم و در آن موقع در جلساتی از کانون شرکت کردم البته در این اواخر نتوانستم به دلیل کنکور ارشد در جلسات کانون حضور داشته باشم. به طور کلی وجود کانون را مثبت ارزیابی میکنم ومسلما کانون میتواند مواهب زیادی برای دانشجویان داشته باشد.
 

به نظر شما مشکل تدریس حقوق در دانشگاه های ما چیست؟

به نظر من مشکل مهمی که ما در این زمینه داریم به عدم آشنایی دانشجویان جدید ما به این رشته است. به طور مثال دانشجوی سال اولی ما زمانی که وارد دانشگاه میشود بدون اینکه یک زمینه ی حقوقی به او بدهیم که حقوق چیست و چه مبانی دارد می آییم یک سری دروسی را به او ارایه میدهیم که او در یک حالت سردرگمی قرار می گیرد وبا خود میگوید که من اصلا هنوز نفهمیدم حقوق داخلی خودمان دقیقا چیست و از او میخواهیم دروس حقوقی را بگذراند و او هم این کار را میکند ولی هنوز حقوق را درست نشناخته است. البته دروسی مانند مقدمه علم حقوق شاید این معضل را تاحدودی بتوانند حل کنند ولی آن هم کافی نیست و در نتیجه دانشجوی ما در یک حالت سردر گمی قرار میگیرد.
 

پیشنهاد شما درباره ی حل این مشکل چیست؟

پیشنهادی که من دارم این است که در این دانشکده از جمله خود ما در کانون کلاسهایی را با موضوع آشنایی با حقوق برای ورودی های جدید بگذاریم و از دانشجویان ارشد بخواهیم که حقوق را برای دانشجویان ورودی معرفی کنند و یک آشنایی با حقوق به دانشجویان بدهیم.پیشنهاد دیگرم به کانون این است که اگر توانست کلاسهای رفع اشکال در دروس مهم و پرسوال بگذارد تا دانشجویان در آخر ترم سوالات مربوط به دروس را از دانشجویان ارشد بپرسند.

 

پیشنهاد شما به دانشجویان سال پایینی درمورد چگونگی مطالعه ی دروس حقوقی چیست؟

به نظر من بهترین حالت برای خواندن این دروس به صورت جمعی و گروهی خواندن است که با هم دروس را بخوانند و بعد از خواندن بنشینند و داشته های خود را به یکدیگر انتقال دهند و اگر سوالی داشتند از دانشجویان سال بالایی که همیشه در دسترس هستند بپرسند. و به طور کلی یک رابطه ی دوستانه و صمیمی بین ورودی های خودشان ایجاد کنند و اینطور نباشد که از هم جدا باشند(که متاسفانه اکنون دانشکده به گونه ای است که هیچگونه رابطه ی علمی بین دختر و پسر وجود ندارد و اصلا به کل از هم جدا هستند که به نظر من این یک مشکل جدی است که من آن را مثبت ارزیابی نمیکنم).

 

درمورد دروس حوزوی نظرتان چیست و آیا خود اقدامی دراین زمینه انجام داده اید؟

من معتقدم که اگر کسی میخواهد واقعا یک حقوقدان موفق خصوصا در حقوق خصوصی شود باید دروس حوزوی مانند فقه و اصول را مسلط باشد و فعالیت من هم در این زمینه یک سری مطالعات جزیی در این زمینه ها من جمله فقه بوده است.

 

نظرتان در مورد زبان و اهمیت این درس چیست؟

به نظر من زبان یک ابزار خیلی مهم و لازم برای دانشجویان است که دانشجویان دوره ی کارشناسی باید این دوره ی ۴ ساله را غنیمت شمارند و زبان انگلیسی خود را تقویت کنند. متاسفانه من شخصا در زبان قوی نیستم و در کنکور هم خیلی نتوانستم خوب بزنم.در زمینه ی زبان واقعه نمیدانم از کجا و چگونه باید آغاز کرد و پیشنهاد میکنم از کسانی که زبانشان خوب است پرسیده شود.

 

از اساتیدی که در موفقیت شما تاثیر بیشتری داشتند چه کسانی را نام می برید؟ و چرا؟

دکتر کاظمی در حقوق مدنی زیرا ایشان خیلی ساده و با مثال مسایل پیچیده ی حقوقی را به دانشجو تفهیم میکنند.

 

ممنونیم از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید.

برای شما آرزوی موفقیت و سربلندی در تمامی مراحل زندگی را آرزومندیم.

 

 

زمان انتشار: ۱۳۹۱/۰۲/۱۱ ساعت

 

اختصاصی تبصره:

بخش نخست مصاحبه با دکتر سید فضل الله موسوی، رئیس پرسابقه ترین دانشکده حقوق در ایران، پیش تر در تبصره منتشر شده بود. اکنون بخش دوم و پایانی این مصاحبه، که ناظر به مسائل مدیریتی دانشکده حقوق و مسائل روز جامعه است، در پیش روی شما قرار داد.

 

*****

با توجه به اینکه کشور ما از نظر منافع و ارزش ها، تا حدود زیادی مستقل و منحصر به فرد در میان سایر کشورهاست، کاربر محترمی راهکار شما را در مقابله با اساتیدی که در کلاس های درس خواسته یا ناخواسته ضد ارزش ها و منافع کشور صحبت می کنند را پرسیده اند.

 

در دانشگاه های ما هم همین طور است که فرمودید و گاهی متأسفانه برخی اساتید از این سنگر مقدس استفاده می کنند و به جای اینکه به طرح مباحث درسی و علمی خودشان بپردازند می آیند با انتقادها و تهمت ها و مسائل ضد ارزشی که فرمودید، چیزهایی می گویند که باعث انحراف عده ای از دانشجویان می شود. بهترین راه آن است که دانشجو در کلاس ضمن حفظ احترام و ادب ، استدلال خودش را بیان کند. روشش این است و سکوت کار ناپسندی است. طبیعتاً استاد چنین حقی ندارد. استاد بایستی نظرات علمی خودش را در محدوده درس و کلاس و بر اساس اطلاعات دقیق و درست و نه اطلاعات ژورنالیستی و اخباری که هیچ مبنایی ندارند بیان کند و به دانشجو هم اجازه انتقاد و بحث در خصوص نظراتش را بدهد.

 

آقای دکتر می توان این برداشت را از صحبت های شما داشت که اگر دانشجویی اطلاعات کافی نداشت یا هنوز ذهنیت منظم و منطقی در رابطه با موضوع بحث پیدا نکرده بود ، بهتر است سکوت کند و وارد بحث با اساتید نشود؟

 

به هرحال باید تلاشش را بکند. اگر در آن جلسه نشد جلسات بعدی با مطالعه و تسلط کافی ضمن مشورت با دیگران حتی با اساتید دیگر بیاید و پاسخ دهد. اما یک وقت هایی هم توهین های بدی نسبت به مقدسات می شود که در آن مواقع شاید جای صبر نباشد و باید اعتراضش را به هرنحو بیان کند. قرآن ، احادیث ما ، ولی فقیه ما و… برای ما مقدس هستند. شمای استاد چرا توهین می کنید؟ اگر نظری هم دارید بایستی در قالب منطقی بیان کنید و مجال پاسخ دهی هم به دیگران بدهید. بعد از آن دانشجویان باید از دیگر افراد از جمله اساتید دیگر استفاده کنند یا با مسئولان دانشکده صحبت کنند تا به آنها تذکر داده شود تا کلاس را وسیله سوء استفاده  خود قرار ندهند. همه این کارها باهم بایستی انجام شود تا دانشجو در کلاس مظلوم واقع نشود.

 

نظر شما در مورد بازنشستگی اساتید پیشکسوت دانشکده حقوق چیست؟ اینطور که می بینیم رتبه دانشکده حقوق دانشگاه تهران در بازنشستگی اساتید از همه دانشگاهها بالاتر است .یک سری از آنها که قبل از ریاست شما بازنشسته شدند مثل دکتر ازمایش و دکتر کاتوزیان. ولی در زمان ریاست شما تعدادبیشتر شد. دکتر آشوری، دکتر عراقی ، دکتر ممتاز، دکتر صفایی و اخیرا هم از یکی اساتید جزا شنیده شده که دکتر رهامی هم در آستانه ی این مهم هستند.آیا شما از طرفداران این اتفاق بوده اید؟ افراد شایسته ای برای جایگزینی این اساتید به نام در دست دارید؟

 

این سوال شعبه های مختلف دارد. اولا گفته اند اساتید پیشکسوت بازنشسته می شوند . طبیعی است که اساتید جوان بازنشسته نمی شوند… آنها که سنی ازشان می گذرد معمولا می روند و اساتید جوان جایگزین می شوندو این همیشه بوده و هست. البته این نه به این معناست که از صحنه علم کنار بروند بلکه باید از کتاب هایشان ، سخنرانی هایشان و حتی کلاس هایشان استفاده کرد ولی به هرحال دانشگاه مقرراتی دارد. ثانیاً اینکه آمار دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران را بالا بردند من نمی دانم این آمار از کجاست؟ درست است یا نه و باید بررسی شود، اما این اطلاعات غلط است که دکتر آشوری ، دکتر صفایی ، دکتر عراقی در زمان اینجانب بازنشست شده اند. غلط و دروغ است و اینگونه نبوده. ضمنا آقایان دکتر الماسی و رهامی خود تقاضای بازنشستگی کردند بعلاوه این بازنشستگی ها ربطی به رئیس دانشکده ندارد که گفته اند در زمان شما. دانشگاه مقرراتی بر اساس قوانین بازنشستگی قانون خدمات کشوری دارد. قانون می گوید به فلان سن و مرتبه ای که رسید بازنشست می شود. پس اساساً طرح این سوال غلط است که چرا در زمان ریاست شما این اتفاق افتاد . نکته بعدی اینکه چرا انقدر به مقام بازنشستگی توهین می کنند؟  مگر بازنشستگی جرم و گناه است که اگر کسی بازنشسته شد ننگ و عار تلقی می شود؟ استادی که بازنشست می شود با کوله باری از تجربیات و علمش می توان از او استفاده کرد. می تواند کتاب و مقاله بنویسد در همایش های مختلف شرکت و حتی تدریس کند. اما با افزایش سن از لحاظ جسمی کم می آورد. من آن انرژی را که ۲۰ سال پیش داشتم الان ندارم. تدریس در کلاس انرژی می خواهد و به همین خاطر طبیعی است که مقررات بازنشستگی در هر کشوری وجود دارد. بعد هم با رفتن آنها نیروهای جوان تری می آیند. بنابراین بازنشستگی عیب نیست ، یک افتخار است . درعین حال مقررات اجازه می دهد  اساتیدی که دارای رتبه علمی بالایی ( استاد یا دانشیار) هستند تا ۱۰ واحد تدریس  یا مشاوره پایان نامه یا رساله داشته باشند. کما اینکه بیشتر اساتید نامبرده ی بازنشسته در دانشکده درس می دهند. بازنشسته که می شوند، حقوق خودشان را دریافت می کنند ، پاداش های قابل توجهی هم بیش از ۱۰۰ میلیون تومان به آنها داده می شود، تازه تدریس هم که می کنند حق التدریس اضافه ای هم به آنها اعطا می شود و آزاد هم هستند؛ هروقت بخواهند درس می دهند و هر وقت نخواستند نه. تابع اینکه حتماً در جلسات گروه یا شورای دانشکده شرکت کنند هم نیستند. متأسفانه بعضاً مسئله بازنشستگی را سیاسی کرده اند.البته در این زمینه ممکن است دانشگاه قصورها و کج سلیقگی هایی هم کرده است که باید با دقت نظر بیشتری عمل شود.

 

در حوزه ی مدیریتی شما برخی این انتقاد را دارند که بیشتر به امور ظاهری توجه شده است که البته بسیاری از آن هم قابل تقدیر است، مانند بازسازی نمازخانه ، تغییر مکان بوفه و پخش اذان و… اما سوال اینجاست که برای پویایی و نشاط علمی دانشکده تا کنون چه برنامه های جدیدی داشته اید و کدام یک از آنها اجرا شده است؟ برای حمایت از پژوهشگران وعده هایی داده شده بود که هنوز به برخی از آنها توجهی نشده است، علت این امر چیست و چه برنامه ای برای محققان دارید؟ مثلا یکی از کاربران پرسیده اند: چند سال قبل صحبتی مطرح بود مبنی بر اینکه برای دانشجویان دکتری مزایای پژوهشی در دانشکده در نظر گرفته شود. در حال حاضر تا جایی که بنده اطلاع دارم فقط سایت اینترنت مستقل وجود دارد. چرا امکان استفاده از کتابخانه به صورت قفسه باز، اتاقهای پژوهش مختص دانشجویان دکتری(شبیه دانشکده های علوم و فنی) و سایر امکانات مورد نیاز برای دانشجویان دکتری در دانشکده ما نیست؟ خودتان می دانید که کتابخانه قفسه بسته برای کار پژوهشی استفاده چندانی ندارد.

 

اگر توجه داشته باشید برخی از دانشجویانی که ۷، ۸ سال پیش در دانشکده درس خوانده  و رفته اند وقتی دوباره به دانشکده برمی گردند میگویند که انگار انقلابی در دانشکده رخ داده و آنهایی که شرایط دیگر را دیده اند به خوبی این موضوع را حس می کنند.این تحولات به نظر من چیز کمی نیست. از نظر امکانات آموزشی تمام کلاس ها مجهز به پروژکتور شده و در کلاس ها پرده نصب شده ، کلاس ها یا کولر نداشتند یا اگر داشتند کانال آنها آنقدر طولانی بود که چندان فضا را خنک نمی کرد. شیشه ها زمانی چرکین و آلوده بود و اتاق های گردگرفته. در راهروها هم با گذاشتن گل ها و گلدان ها به لحاظ مادی زیبا شده و هم تزئینات معنوی که قابهای احادیثی است که عوض می شود و پیام فرهنگی را به دانشجو منتقل می کند. صفحات LED که قرار داده شده تا بتواند برنامه های آموزشی یا پیام ها و شعارهایی را نشان بدهد. از لحاظ امکانات رفاهی برای دانشجویان به دستگاه های واکس کفش می توان اشاره کرد و همچنین دستگاه های عابربانک که قرار است به زودی نصب شود. . ببینید برخی جوان ها بسیار معتقد و مذهبی هستند و برخی ممکن است اصلاً اعتقادی نداشته باشند اما برخی قشر خاکستری و حد وسط هستند. اگر محیط مساعد باشد آنها هم به طرف خوبی ها می روند و بالعکس. یا اگر بوفه با آن فضا که اسمش جدا بود ولی مخلوط می شدند و در آن حیاط خلوت سیگار می کشیدند.به نظرم کار ظاهری نیست. کاری بزرگ و باعظمت است. البته ما به اینها اکتفا نکردیم.برای دانشجویان مسأله مشاوره را ایجاد کردیم که هر استادی تعدادی دانشجو زیرنظرش قرار می گیرد و جلساتی با هم دارند می توانند مشکلاتشان را مطرح کنند. خود من الان با ۲۰ نفر از دانشجویان در ارتباط هستم برایشان پرونده تشکیل داده ایم با چند نفرشان مصاحبه کرده ام و پیش بنده می آیند و مسائل خودشان را بیان می کنند. تازه این شکل رسمی تر آن است. به صورت غیر رسمی خود من شاید برای اولین بار است که روزهای یکشنبه را از ساعت ۱:۳۰ تا ۳ قرار ملاقات با دانشجویان و پرسنل دانشکده دارم. کارمندی که  می گفت: “قبلاً سه سال بود می خواستم رئیس دانشکده را ببینم و با او صحبت کنم، نتوانستم!” الان این امکان برایش فراهم است و هر هفته می تواند بیاید و با بنده صحبت بکند. در زمینه اساتید شاید از دانشکده های نمونه ای باشد که در دو سال و خرده ای متجاوز از ۲۵ استاد جذب کرده ایم. به هرحال در دانشکده ای که افکار خاصی حاکم بود و برخی اساتید در این زمینه نقش داشتند، ما توانستیم بیش از ۲۵ استاد جوان با انرژی زیاد و دارای شرایط علمی خوب همچنین  با خصوصیات اخلاقی و مذهبی جذب کنیم. این یک کار فرهنگی عمیق است.

اما در ایجاد نشاط علمی در دانشکده، ضمن اینکه انجمن های علمی ما در دانشکده فعالیت می کنند، انجمن های علمی دیگری هم داریم که قبلاً اتاقی در دانشکده داشتند ولی الان دانشگاه گفته چون خصوصی هستند بایستی بیرون فعالیت کنند.همچنین آمار سخنرانی های علمی ، سیاسی ما بسیار زیاد است و هفته ای نیست که ۲ یا ۳ برنامه در تالار شیخ مرتضی انصاری نداشته باشیم.گاهی سر زمان برگزاری جلسات باهم اختلاف پیدا می کنند. یا نهاد رهبری که در همه دانشکده ها مکان فعالیت ندارد اما در دانشکده ما این امکان وجود دارد.

اما در خصوص دانشجویان دکتری ما سایتشان را جدا کردیم تا بهتر بتوانند کار بکنند و  به هرحال سطحشان با سایر مقاطع متفاوت است. برای کارشناسی ارشد و دکتری قبلا برای پایان نامه ها و دکتری چیزی داده نمی شد ولی الان مبلغی به عنوان کمک هزینه تحقیقاتشان به آنها داده می شود. در خصوص کتابخانه قفسه باز ما هنوز نتوانسته ایم این کار را انجام دهیم و مشکلات خاص خودش را هم دارد. چون ببینید پیش از این ما با مشکل کمبود کتاب روبرو بودیم . اینکه قفسه باز باشد خیلی خوب است ، چون من در زمان دانشجویی آن را تجربه کرده ام . پیشنهاد خوبی است باید بببینیم در آینده آیا می شود چنین امکانی را برای دانشجویان دکتری فراهم کرد یا نه. چون می دانید الان ما به اندازه دانشجویان کارشناسی دانشکده ، دانشجوی ارشد و دکتری داریم و گزینشی هم نمی توانیم عمل کنیم. از لحاظ اینکه فضای مخصوصی داشته باشند ما یک کمبودی را به لحاظ فضای آموزشی داریم و در تشکیل کلاسهایمان هم بعضاً با مشکل مواجه می شویم. ولی درمورد این دو مسأله به نظرم پیشنهاد خوبی است تلاش می کنیم در حد امکان آنها را محقق کنیم.

 

 با توجه به اینکه هر روز در دنیا چالش های جدیدی ایجاد می شود و کشور برای آنها نیاز به متخصصان جدید دارد، برنامه ی شما برای ایجاد گرایش ها ی جدید در دانشکده از قبیل حقوق فضا، انرژی، محیط زیست و… چیست؟

 

بعضی درس ها هست که ما نبایستی فوراً رشته اش را ایجاد کنیم. ما که در جریان برنامه ریزی هستیم می بینیم هر استادی درس خودش را که به نظرش مهم می آید        می خواهد رشته ایجاد کند. مثلا حقوق کیفری بین المللی  یک درس است ولی برخی میخواهند آن را رشته کنند؛ آنوقت درس های زیادی را باید بگذارند که نتیجه آن تقسیمات تکلف آمیز و تکراری شدن درس هاست. در مورد حقوق محیط زیست خوشبختانه ما سالها تلاش کردیم و برنامه اش را چیده ایم.از اینجا به دانشگاه و سپس به وزارت علوم رفته و در جریان است البته به جهت جریانات تحول در علوم انسانی، در آن توقف ایجاد شده. در مورد حقوق انرژی هم چنین کاری انجام شد و به وزارت علوم رفت منتها توقف هایی بوجود آمد تا اینکه بعد از سخنرانی مقام معظم رهبری در عسلویه در اوایل سال ۹۰ ایشان فرمودند حقوق نفت و گاز ایجاد شود لذا به جای رشته حقوق انرژی، رشته حقوق نفت و گاز مطرح شد و از اول امسال ما دانشجویانی برای رشته نفت و گاز داریم. هم در خصوص حقوق فضا و هم حقوق انرژی ما دو مؤسسه ایجاد کردیم که پیگیر این مسأله خانم دکتر امین زاده معاونت محترم پژوهشی دانشکده هستند و الان مجوزاش بعنوان مؤسسه، گرفته شده است. حقوق اجتماعی هم در دانشکده تصویب شده و به وزارت علوم فرستاده شده. در مورد فلسفه حقوق به نظرم چیزی نیست که نیاز باشد به صورت رشته  در بیاید ولی این از آن درسهایی است که در جریان تحول در علوم انسانی در آن باید تحول اساسی ایجاد شود.

 

و آخرین سوال: آقای دکتر نظر خود را درباره این خبر که اخیرا در سایتهایی مثل جهان نیوز منتشر شده و تحلیل آن  بفرمایید؛

محمود احمدی‌نژاد در حالی حکم اعضای هیات نظارت بر قانون اساسی را صادر کرد که سخنگوی شورای نگهبان ششم اسفندماه امسال از نظر مخالف این شورا با تشکیل هیئت نظارت بر اجرای قانون اساسی توسط رئیس جمهور خبر داده بود. عباسعلی کدخدایی گفته بود که نظر شورای نگهبان در این زمینه همان نظری است که در ادوار گذشته، ‌درباره اقدام مشابه یکی از رؤسای جمهور ‌‌اعلام شده بود. کدخدایی این را هم افزوده بود که نظر مخالف شورای نگهبان هنوز به قوت خود با‌قی است و‌ جدیداً در این رابطه بررسی جدیدی انجام نشده است..

متن حکم رییس جمهور به شرح ذیل استجناب آقای محمد رضا رحیمیجناب آقای دکتر سید فضل الله موسوی… به موجب این حکم به عنوان عضو هیات نظارت بر اجرای قانون اساسی منصوب می شوید”

واکنش شما نسبت به پذیرش و رد این حکم چه بوده است؟

برخی منتفدان به این حکم ایراد گرفته اند که اساس کار این هیئت مخالف اصول قانون اساسی است، زیرا از طرفی با اصل تفکیک قوا مغایرت دارد و از طرف دیگر انجام وظیفه در این هیئت مستلزم تفسیر قانون اساسی است که آن هم برعهده ی شواری نگهبان است. آیا شما این ایراد ها را وارد می دانید؟ اگر خیر، استدلال حقوقی شما در پاسخ به این انتقادات چیست؟

 

فارغ از جنبه ی سیاسی مسئله، این طرح در دوره ی ریاست آقای خاتمی هم مطرح شده بود، تا جایی که برخی آن را احیای همان لایحه ی پیشنهادی آقای خاتمی می دانند،که البته از طرف مجلس رد شد. تفاوت شکلی و ماهوی در بعد حقوقی این دو تصمیم با هم چه بوده است که باعث دوباره مطرح شدن ان شده است؟

من به لحاظ تاریخی نمی خواهم وارد این قضایا بشوم و به دلیل مشغله های زیادی که دارم طی نامه ای از ریاست محترم جمهور عذرخواهی کردم. اما در خصوص اصل مسئله ، اصل ۱۱۳ قانون اساسی  اجرای قانون اساسی را برعهده شخص رئیس جمهور قرار داده که به عنوان شخص دوم بعد از مقام رهبری است که می توان از آن استنباط نمود که اجرای آن مستلزم پیگیری و نظارت بر آن نیز هست و این هیأت هم می تواند نظارت کند که اگر جایی مقررات قانون اساسی اجرا نشده در صدد اجرایش برآیند. در اینجا البته نظر متقن و مورد اجماعی وجود ندارد. بعضی ممکن است بگویند اینکه اجرا برعهده رئیس جمهور است فقط در حیطه قوه مجریه است نه همه امور. برخی می گویند اگر گفته است اجرای قانون اساسی، یعنی اجرای تمام قانون اساسی. پس این هیأت باید تشکیل شود جهت نظارت بر اجرای تمام اصول قانون اساسی .از آن طرف شورای نگهبان ممکن است نظرش این بوده باشد که به دلیل تفکیک قوا، رئیس جمهور تنها در حدود قوه مجریه بایستی این نظارت را اعمال کند و ممکن است برداشت دوم هم از آن اصل صورت گیرد.این دو نظر قابل بحث است که جا دارد حقوقدانان خارج از مسائل سیاسی درباره آن به بحث بپردازند و ببینند قانون اساسی واقعاً چه چیزی را بیان می کند. از طرف دیگر ما اصل ۹۸ را داریم که تفسیر قانون اساسی را به شورای نگهبان سپرده است. بنابراین نظرات حقوقدانان ، مقالات آنها و همایش هایی که می تواند برگزار شود در این رابطه خوراک فکری و حقوقی برای شورای نگهبان که تصمیم گیرنده نهایی است فراهم آورد. بهرحال فصل الخطاب نظر شورای نگهبان است. نظر شورای نگهبان هم یک وقت هایی در یک مقاطعی بیان شده ولی ظاهراً صریح نبوده است.

 

آقای دکتر، از اینکه با سعه صدر به سوالات مخاطبان تبصره پاسخ دادید، متشکریم.

 

برای شما آرزوی موفقیت می کنم.

 

پایان 

 

زمان انتشار: ۱۳۹۱/۰۲/۰۴ ساعت

اختصاصی تبصره:

پس از آنکه از دکتر سید فضل الله موسوی قولِ برگزاری مصاحبه اختصاصی برای تبصره را گرفتیم، مطلبی را روی سایت قرار دادیم تا دوستان، سوالاتشان از رئیس دانشکده حقوق دانشگاه تهران مطرح کنند. این فراخوان با استقبال گسترده دانشجویان حقوق روبرو شد، تا آنجا که طرح تمامی سوالات از دکتر موسوی فرصت قابل توجهی را می طلبید. اینجا بود که استقبال دکتر موسوی از طرح همه سوالات، بچه های سایت تبصره را دلگرم کرد تا همه آنچه را که کاربران مطرح کرده بودند، از دکتر بپرسند.

اکنون بخش نخست این مصاحبه پیش روی شماست. بخش دوم این مصاحبه نیز، که ناظر به مسائل مدیریتی دانشکده حقوق است، به زودی بر روی سایت منتشر خواهد شد. سایت تبصره مجدداً از سعه صدر استاد محترم در پاسخ به سوالات سپاسگزاری می کند.

 

 

 جناب آقای دکتر، مختصری از زندگی خودتان بفرمایید و اینکه چطور شد وارد رشته ی حقوق شدید؟ تحصیلات خودتان را چطور و کجا ادامه دادید؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم .

 بنده در شهر اصفهان در خانواده ای متدین متولد شدم . پس از طی مراحل ابتدایی و متوسطه وارد دانشگاه شدم.  رشته ام در دبیرستان طبیعی  یا زیست شناسی بود و بر همین اساس رشته متناسب با آن پزشکی بود و در آن زمان ۱۰ تا رشته انتخاب می کردیم . رشته هایی که در اولویت های اول قرار داشت پزشکی بود و حقوق در اولویت پنجم من قرار داشت و به هرحال قسمت من این بود که در حقوق ادامه تحصیل بدهم. دیپلمم را در ۱۳۵۰ گرفتم و سال ۱۳۵۱ وارد دانشگاه شدم. در دوران جوانی در رشته های ورزشی ای همچون والیبال ، بسکتبال، دو، پرش با مانع فعالیت می کردم اما در دانشگاه بیشتر تکیه بر جودو و کوهنوردی داشتم و از دو نفر از مربیان ژاپنی در زمینه جودو  گواهی هایی  کسب کردم.

بعد از اخذ گواهی لیسانس در رشته حقوق و گذراندن مقطع فوق لیسانس در گرایش حقوق خصوصی در دانشکده حقوق دانشگاه تهران، در سال ۱۳۶۴ برای ادامه تحصیل به انگلستان رفتم و ابتدا مدتی برای یادگیری زبان و سپس تحصیل در کالج “کوئینز مری” و کار کردن با استادی که در رشته ی حقوق کار در آنجا منحصربه فرد بود در شهر لندن مشغول شدم. پس از مدتی آن استاد به فلورانس ایتالیا رفت وسپس با مکاتباتی که با دانشگاههای مختلف داشتم از دانشگاه لیورپول در رشته حقوق بین الملل پذیرش گرفتم و پس از فراغت از تحصیل به ایران بازگشتم و در سال۱۳۷۱ به عنوان هیاًت علمی دانشگاه تهران پذیرفته شدم.

 

 

 

آیا به نظر شما، با توجه به ماهیت رشته ی حقوق بین الملل، تحصیل در خارج از کشور را برای دانشجویان این گرایش ضروری می دانید؟ مزایا و معایب آن چیست؟

 

آن زمانها که ما تحصیل می کردیم ارتباطات بسیار کم بود و کتاب های ترجمه شده در رابطه با این رشته هم محدود بود. اما امروزه با وجود اینترنت و گسترش تعاملات ، اگر کسانی زبان انگلیسی و فرانسه خودشان را تقویت کنند و بتوانند از کتاب ها و مقالات موجود استفاده بکنند خیلی لزومی ندارد به خارج از کشور مسافرت کنند. بخصوص که الآن در کشورمان هم دکترای حقوق بین الملل داریم. اما کسانی هم که بروند به هرحال تجربه جدیدی کسب می کنند ، زبانشان را تقویت می کنند.اما از نظر معایب ممکن است برخی افراد که ظرفیت های دینی و فرهنگی نداشته باشند در آنجا تحت تأثیر فرهنگ حاکم قرار بگیرند.

 

– اگر دوباره به سالهای دانشجویی باز می گشتید، آیا بازهم رشته ی حقوق بین الملل را برای ادامه راه خود انتخاب می کردید؟ چرا جزا و خصوصی و یا سایر رشته ها را برنگزیدید؟

 

اولاً هریک از این رشته ها روحیه خاصی را می طلبد . من با توجه به این تجربیات فکر می کنم اگر باز می گشتم باز هم همین رشته را انتخاب می کردم. از آن جایی که گرایش کارشناسی ارشدم حقوق خصوصی بود،به خارج از کشور که رفتم مایل بودم در زمینه حقوق کار که بخش مشترکی بین حقوق خصوصی و حقوق عمومی می باشد تحصیلم را ادامه بدهم ولی این کار میسر نشد و در نتیجه قسمت شد در رشته حقوق بین الملل ادامه تحصیل بدهم و هرکدام از این رشته ها اگر با انگیزه درونی همراه باشد مفید و ضروری است. در انتخاب رشته در کنار انگیزه های درونی اساتید هم بسیار مؤثرند و الآ ن هم دیده می شود بعضی دانشجویان ذکر می کنند که به خاطر فلان استاد به فلان رشته بین الملل متمایل شدیم.

 

جناب آقای دکتر موسوی، آیا حقوق بین الملل ماهیتی مدرن و جدید دارد ویا در مکاتب الاهی و به طور خاص در اسلام به عنوان دینی جامع و جهان شمول نیز می توان رویکردها ورهیافت هایی را در این قلمرو یافت؟

 

  امروزه حقوق بین الملل را به عنوان رشته ای جوان می شناسیم هرچند که در اروپا آن را به قرن ۱۶ و ۱۷ و گروسیوس هلندی نسبت می دهند، اما به مفهوم امروزی آن بیش از ۱۵۰سال نیست که جلوه گر شده است.در تمدن اسلامی، توجه به  گنجینه ها و ذخایر ارزشمندی که از طریق قرآن وروایات اهل بیت (ع) بیان گردیده است ؛ به طور مثال خطبه ای که پیامبراکرم(ص) در زمان شروع جنگ برای نظامیان می خواندند و مسایل مربوط به  حقوق بشردوستانه و همچنین مسایل مربوط به حقوق محیط زیست را درآن بیان می فرمودند و یاخطبه های امام علی (ع) نسبت به نظامیان و همچنین مسایل حقوقی که در کتاب هایی مثل رساله حقوق امام سجاد(ع) بیان شده در مورد مسائل حقوق از قبیل حقوق والدین ، استاد ، خداوند ، دوستان و… . به علاوه در فقه اسلامی برخی علما کتابهایی تحت عنوان” سیر” نوشته اند  که یکی از آنها متعلق به محمد شیبانی در حدود ۱۰۰۰ سال قبل تألیف شده است و دربردارنده ی مسائل مهم حقوق بین املل است.

اکثر این مسائل  به نحو دیگری در کنوانسیون ها و پروتکلهای بین المللی بیان شده است و اصل آنها در متون دینی و اسلامی می باشد.

 این کتابهای “سیر” همان حقوق بین الملل اسلامی است و در واقع مسائل مختلف در ارتباط کشورها با یکدیگر را مطرح می کند. حتی برخی معتقدند گروسیوس هلندی هم از کتابهای ترجمه ای که از راه نفوذ اسلام در اروپا و اسپانیا صورت گرفت ، نظریاتش را مطرح می کند.

البته اخیراً درحوزه های علمیه کارهایی درحال انجام است که نشانه هایی ازرشد و نمو در این زمینه دیده می شود و آینده درخشانی را نوید می دهد؛ بویژه این که مسائل مربوط به فقه سیاسی مطرح گردیده است.

 

هرچند در برخی رشته های علم حقوق مانند حقوق خصوصی و جزا مباحث اسلامی نقشی بارز دارد اما در مورد حقوق  بین الملل این ظهور و بروز کمتر به چشم می آید. به نظر شما این امر به دلیل کمبود منابع اسلامی در این حوزه است و یامشکل را در جایی دیگر باید جستجو کرد؟

 

در ذهن ما کرده اند که هرچه هست را باید از غرب بگیریم و در این گزارشی که بنده از اجلاسیه انجمن حقوق بین الملل تهیه کردم ، خود آنها بیان می کنند که اسلام مقررات پیشرفته ای در زمینه حقوق بین الملل دارد. اما باز هم افراد فقط چشمشان به سمت غرب است که چه می گوید. سعی بنده در این بوده که فرهنگ «اتکای به فرهنگ خودی» را ترویج کنم و اخیراً هم در کنفرانسی در تهران مقاله ای را تدوین کردم با عنوان «برداشت هایی از صلح از دیدگاه اسلام» که به زبان انگلیسی هم ترجمه و در اجلاسیه ژنو توزیع شد که تکمیل شده آن به صورت کتابی در دست چاپ به زبان فارسی و انگلیسی است.

 

به نظر شما برای تولید علم در حوزه هایی همچون حقوق خانواده،حقوق زن وحقوق کودک و … ، تا چه حدی تسلط بر منابع اسلامی و حوزوی لازم است. آیا شخص بایستی تا مراحل عالی اجتهاد تحصیل بکند یا اینکه صرف دانستن کلیات مبانی اسلامی و توانایی رجوع به احادیث و آراء فقها کافی است؟

 

البته هرچقدر میزان سواد و آگاهی افراد کامل تر باشد طبیعتاً بهتر است. اگر فقیه و مجتهد باشد و با مسائل روز هم آشنایی داشته باشد می تواند بسیار بهتر دیدگاه اسلام را بیان کند. بعد از آن ممکن است علمایی وجود داشته باشند که مجتهد نیستند اما آشنایی نسبی با علوم قرآنی و منابع اسلامی دارند، کار آنها هم می تواند مفید باشد اما این آشنایی نباید سطحی باشد کما اینکه برخی می آیند می بینند غرب چه چیزی گفته و به عنوان شاهد آیه ای را قریب به آن مضمون را در قرآن پیدا می کنند و می گویند اسلام هم همین را گفته، گویی همه چیز درست است و اسلام هم آن را تأیید می کند؛ در صورتی که باید دید خود اسلام چه چیزی می گوید.

 

در برخی موارد حقوق بین الملل در واقع توجیه کننده نابرابری های قدرت های جهانی و تأمین کننده منافع آنان بوده است، مثلاً امتیاز وتو و یا داشتن سلاح های هسته ای. با این حال همین نابرابری ها و خوی استکباری توسط برخی نویسندگان بین المللی و حتی داخلی توجیه می شود اما انتقادات بیشتر صبغه شعاری و سیاسی دارد. به نظرشما برای نقد قواعد ناعادلانه نظام بین المللی به چه صورت و از چه راه هایی می توان اقدام کرد؟

 

اولاً ماهیت حقوق بین الملل با سیاست آمیخته شده و حتی برخی می گویند تابع سیاست است اما اگر در این حد هم نپذیریم به هرحال بسیار با هم آمیخته هستند و سیاست هم در دست قدرت های بین المللی است.با اعمال فشارها، مقررات حقوق بین الملل را به نفع خودشان توجیه  و از ابزار حقوق بین الملل استفاده می کنند و عقاید سیاسی خودشان را جایگزین می کنند. مثلاً در مورد حق هسته ای ایران یا حقوق بشر شاهد هستیم چقدر اعمال فشار می شود. با اینکه از لحاظ حقوق بشر جمهوری اسلامی یکی از بهترین سوابق را میان کشور ها دارد. در فلسطین ، بحرین ، عربستان شاهدیم چه جنایاتی رخ می دهد اما قدرت های جهانی سکوت می کنند ولی در سوریه از آن جهت که مخالف نظرات غرب و اسرائیل عمل می کند چه جنجالهایی و مزاحمت هایی ایجاد می کنند. ما هم در مقابله با این روند علاوه برعدم پیروی، بایستی با تخصص و به دور از شعارزدگی، نه به نحوی که شعار دهیم اسلام پیروز است، این مستکبران باید از بین بروند و… ، انتقادات حقوقی وارد بکنیم حتی با استفاده از مبانی خود آنها و با توجه به پروتکل ها و قواعد بین المللی آنها را نقد کنیم .

 

همانطور که شما بهتر مستحضرهستید؛ عرف یکی از منابع اصلی حقوق بین الملل است و به عنوان یک قاعده، اعتراض مستمر می تواند از تشکیل یک قاعده عرفی و یا دست کم شمول آثار آن قاعده نسبت به کشورهای معترض جلوگیری کند. به نظرشما حرکت های انتقادی و اعتراضی نسبت به برخی مناسبات و رفتارهای ناعادلانه جهانی و نقد علمی آن در سطح دکترین تا چه حد در تعدیل این رفتارها می تواند اثرگذار باشد. به عنوان مثال؛ تحریم های یکجانبه یا چندجانبه کشورها خارج از چارچوب منشور ملل متحد، ممنوع کردن کشورها ازدستیابی به توانمندی های صلح آمیز هسته ای، اتهامات واهی به جمهوری اسلامی در خصوص حمایت از تروریسم و سلب مصونیت دولت ایران در محاکم آمریکا، ترور دانشمندان هسته ای ایران و تهدید به توسل بزور علیه ایران از جانب دولتمردان مستکبرغربی.

بنظر شما چه راهکارهایی می تواند به طور خاص از جانب محققان و پژوهشگران علیه چنین رفتارهایی صورت بگیرد؟ به بیان دیگر، دانشگاه ها در دیپلماسی عمومی چه جایگاهی می توانند ایفا کنند؟ مطالبه گری و عدالتخواهی قشر دانشجو به چه صورت می تواند با پشتوانه حقوقی همراه شود؟

 

بله اینها مصداقهایی است که ما قربانی آن هستیم . وظیفه دانشگاه در مقابله با آن کار آکادمیک است. با مصاحبه ها ، کتابها و مقالاتمان افشاگری و اعتراض بکنیم. اما دولت ها هم بایستی در مقابله با عرف های ناعادلانه اعتراض مستمر داشته باشند تا عرف ایجاد نشود. این درست است که گفته می شود اگر رفتاری به طور مستمر توسط گروهی از کشورها انجام شود و برخی دیگر از کشورها سکوت کنند این سکوت نشانه رضایت آنها است و می تواند تشکیل عرف بدهد، اما  متأسفانه اکنون بسیاری از کشورها تابع غرب هستند ؛ به دلیل وابستگی اقتصادی و سیاسی به غرب  و برخی دیگر از کشورها هم می ترسند و ممکن است سکوت کنند . اگر اینها به این دلایل سکوت کنند آیا عرف تشکیل شده است؟ قطعاً تشکیل نشده چون این رفتار گروهی از قدرت های بین المللی بوده نه همه کشورها و دیده شده که معمولاً گفته می شود ایران بایستی از افکار عمومی جهان و جامعه بین المللی پیروی کند. منظور این اسن که باید از این قدرت ها پیروی کنند.

 

در آموزش و پژوهش در رشته حقوق بین الملل به نظر می رسد به شدت توجه به وقایع و رخدادهای خارجی است و حال آنکه به دعاوی، حقوق و مطالبات بین المللی ایران توجه چندانی نمی شود. در مواردی می بینیم که پرداختن به یک رأی دادگاه داخلی و یا رویکرد بین المللی یک کشور از طریق انتشار و نگارش مقالات می تواند به طرح یک دکترین در سطح بین المللی مبدل شود. بنظر شماچه گام هایی می تواند در مسیر برگرداندن نگاه ها از بیرون به درون برداشت و به بیان دیگر رسالت جامعه علمی کشور در این راستا چیست؟

 

یکی از مسائلی که در بحث تحول علوم انسانی مطرح شده توجه به نیازهای داخلی کشور است.همه اساتید در خصوص  پایان نامه ها بایستی به این مسئله توجه پیدا بکنند. در دانشگاه ها، گروه های علمی مختلف بایستی در تصویب پایان نامه ها و رساله ها به این موضوع بهای بیشتری بدهند. از طرف دیگر رسانه های عمومی هم بایستی توجه ها را معطوف به مسائل داخلی سازند . مقالات و کتاب های استادان نیز خارج از این مقوله نیست، ما باید به هر دو موضوع توجه داشته باشیم. ممکن است برخی کتاب ها، مقالات و پایان نامه ها نوشته شوند که فقط به درد کشورهای دیگر بخورند و ارتباطی به کشور ما نداشته باشد.

 

به نظر شما کارکرد عملی و عینی اساتید و دانشجویان حقوق بین الملل در راستای تحقق راهبردهای کشور چه میتواند باشد و وضعیت موجود دارای چه نقایص و کمبودهایی است؟ آیا می توانیم در این حوزه ، منتظر دستاوردهایی مانند دستاوردهای عرصه ی فنی و تکنولوژی باشیم؟که مثال بارز آن درعرصه فن آوری هسته ای مورد قبول همگان است.

 

متأسفانه در کشور ما وقتی صحبت از تولید علم می شود افکار به سراغ رشته های فنی و پزشکی می رود و البته کارهای خوبی هم انجام شده  اما من معتقدم تولید علم منحصر به آن رشته ها نیست. ما بایستی در علوم انسانی هم تولید علم کنیم و بسیار کمبود داریم . در هر رشته که ما ملاحظه می کنیم می بینیم که منابع موجود اکثرا به صورت ترجمه شده است، بی توجه به داشته های فرهنگ اسلامی خودمان. در تمام رشته های علوم انسانی بایستی اساتیدی باشند که علاوه بر تسلط به علوم ، مطالعات مفصلی هم در منابع اسلامی داشته باشند. وظیفه ما در این زمینه ی تولید علم بر مبنای اسلامی و بومی است.

 

آیا به نظر شما طبع مسائل علوم انسانی از سنخی هست که در کوتاه مدت بتوان به نتایج قابل توجهی مانند آنچه در علوم طبیعی اتفاق افتاده باشیم؟

 

طبیعی است که در کوتاه مدت آثار جزئی خواهد داشت و ما بایستی افق بلند مدت را نگاه کرده و برای آن برنامه ریزی کنیم . الآن بعد از ۳ دهه از انقلاب اسلامی توجه به علوم انسانی شده و مسئولین اجرایی مملکت طی این سه دهه بیشتر به دست افرادی بوده که تحصیلات فنی و پزشکی داشته اند و اگر مثلاً معیار “آی اس آی” برای کلیه مقاله ها قرار داده شده به خاطر این بوده که مدیران آموزش عالی ما متخصصین فنی بوده اند. در صورتی که موضوع در علوم انسانی کاملاً فرق می کند، موضوع  برمی گردد به مبنای فکری هر متفکری. اگر مبنای فکری او مارکسیسم باشد در مورد آن موضوع به یک نحو پاسخ می دهد ، اگر لیبرالیسم باشد به گونه ای دیگر و اگر مبنای اسلامی داشته باشد، نگاه متفاوتی به آن مسئله دارد. از وظایف ماست:  اولاً  در جهت اهمیت دادن به علوم انسانی فرهنگ سازی شود  و ثانیاً به دنبال آن علوم انسانی برویم که بر مبنای مبانی اسلامی ما باشد.

 

متاسفانه در اغلب دانشکده های حقوق و در دوره ی کارشناسی، اکثر دانشجویان واحدهای درسی رشته ی حقوق بین الملل را به عنوان یک درس صرفاً حفظی و بدون بازده می شناسند.به نظر شما چطور می توان در کلاس ها طوری این درس را ارائه داد که دانشجویان به صورت عملی با آن مواجه شده و مثل حقوق خصوصی و.. بتوانند در مسائل آن تفکر،استدلال و نظریه پردازی کنند؟مشکلی که ما در درس حقوق بین الملل با آن مواجه هستیم؛

 

بحث محدودیت زمان و حجم زیاد مطالب است. به گونه ای که حتی گاه طرح برخی مسائل اساسی هم امکان پذیر نیست چه برسد به تعمق کافی در این مسائل. طبق برنامه موجود، نظام آموزشی در پی آن است  که تنها دانشجو را با مسائل حقوق بین الملل آشنا کند؛ بگوید این مباحث در مورد حقوق دریاها و حقوق فضا و حقوق معاهدات و عرف و … هست. من معتقدم بخش هایی از کتاب مشخص شود که دانشجویان بروند مطالعه کنند و بعد ضمن ارائه بیاند از هم سوال کنند هم دانشجو از دانشجو و هم دانشجو از استاد و بالعکس و با همدیگر بحث کنند که البته این هم نیازمند وقت بیشتری برای درس حقوق بین الملل است. 

 

پایان بخش اول

تازه‌ترین مطالب
  • انتشار ترجمه مقالات برتر فلسفه حقوق توسط «ترجمان»
  • کتابخانه الکترونیکی «تبصره»
  • معرفی کتاب: عالیجناب پازنر، هیولای حقوق‌دان (ترجمان)
  • کنفرانس ملی پدافند غیر عامل در قلمرو فضای سایبر
  • نشست علمی: همکاری های بین نهادی با تاکید بر نقش نهادهای رسمی
  • نشست علمی: بررسی موردی کودک آزاری در نظام آموزشی
  • همایش ملی رفع خشونت علیه زنان؛ چالش ها و راهکارها
  • نشست علمی: منع برده داری نوین
  • سومین جلسه از “کارگاه های آموزشی مهارت های کاربردی وکالت”
  • کارگاه مهارت های کاربردی حقوق جزا
  • نقد حقوقی فیلم «من مادر هستم»
  • نشست علمی: مبانی نظری و کاربردی دولت های محلی
  • نشست علمی: ارزیابی یک دهه فعالیت شورای حقوق بشر (۲۰۱۶_۲۰۰۶ )
  • ششمین نشست از سلسله نشست های مفاخر حقوق ایران
  • جایگاه معرفت شناختی حقوق؛ در جستجوی پارادایم عصری قانون
  • نشست علمی: “بررسی تازه ترین تحولات حقوق قراردادهای فرانسه”
  • کارگاه اصول و ساختار مقاله نویسی
  • انتشار شماره جدید فصلنامه «مطالعات حقوق عمومی» + فایل مقالات
  • نشست علمی: تاملی بر جرم شناسی مدرن، با رویکرد حقوق جزای عصب شناختی
  • فراتر از محکمه / تعارض نام دامنه اینترنتی با علایم تجاری
  • رونمایی از کتاب علوم جنایی تطبیقی در پرتو همکاری های بین‌المللی
  • فراتر از محکمه / نسبت مهر المثل با ارش البکاره از زنای به عنف تا زنا با رضایت