پرونده ویژه
نویسنده: زهراسادات شیخ الاسلام
زمان انتشار: ۱۳۹۱/۰۱/۲۴ ساعت

 

اختصاصی تبصره:

هر ساله رتبه بندی ای از بهترین دانشگاه ها و دانشکده های دنیا انجام می شود که اغلب معیارهای رتبه بندی های مختلف، شبیه یکدیگرند. جدای از جالب و دانستنی بودن این رتبه بندی ها، افراد با رویکردهای متفاوت به دنبال آن هستند. اما یکی از کابردی ترین نتایج این رتبه بندی ها، مقایسه ی دانشگاه ها و دانشکده ها با یکدیگر است. کسی منکر نیست که از خلال این مقایسه ها چه دستاوردهای مفیدی حاصل می شود. اولین آن، مقایسه ی جایگاه فعلی فرد با بهترین هاست، یا استفاده از روش های ابتکاری و تجارب بشری که بتواند نقاط ضعف و قوت را روشن کرده و باعث پیشرفت شود. در این نوشته، پنج دانشکده ی اول حقوق آمریکا- مدرسه ی حقوق ییل، هاروارد، استنفورد، کلمبیا و شیکاگو-  را در مورد اساتید، سیستم ارزیابی و پذیرش دانشجو مقایسه کرده و شما را مهمان خواندنی ترین مطالب در مورد این پنج دانشگاه می کنیم.

 

۱- پذیرش دانشجو:

اگر برایتان جالب است از سخت ترین ها بدانید… همین جا، مدرسه ی حقوق دانشگاه ییل (The thoughest to get in). از زمانی که سایت US News شروع به رده بندی برترین دانشکده های حقوق آمریکا کرده، دانشکده ی کوچک حقوق ییل همیشه رتبه ی اول را داشته است.  بیراه نیست که دانشجویان زیادی برای ورود به دانشگاه ییل رقابت می کنند، حدود سالانه بیشتر از ۳۳۰۰ نفر. همه ی این افراد پروسه ی کاملا متمایزپذیرش دانشجو را طی کرده و فقط ۲۰۰ نفر اجازه ی ورود به آن را پیدا می کنند. کسانی که گمان می شود از بهترین هایند و ذهن های شگفت انگیزی دارند!!!

مثل هر دانشگاهی فرآیند درخواست، با پر کردن  فرم آن شروع می شود. اگر روزی قصد داشتید برای این دانشکده درخواست ارسال کنید، منتظر دو سوال که به تازگی در ابتدای فرم درخواست اضافه شده است، باشید. سوال اول:” آیا برای شرکت در آزمون LSAT *، در کلاس های آمادگی شرکت کرده اید؟” سوال دوم: ” آیا برای پرکردن فرم از کسی کمک گرفته اید؟” از خلال پاسخهای درخواست کنندگان، مسوولین دانشگاه می خواهند خاطر جمع باشند که عادلانه ترین ارزیابی را داشته و با استعدادترین و مستعد ترین افراد را برگزینند.

برای ارسال درخواستتان تا نیمه ی فوریه وقت دارید، البته عجله ای در کار نیست، گمان نکنید که – مثل دانشگاه هاروارد- اگر زودتر درخواستتان را ارسال کنید ، شانس بیشتری برای قبولی شما هست، دانشکده صبر خواهد کرد تا بعد از دریافت همه ی درخواست ها، آنها را تا اواخر آپریل بررسی کند.پس باید صبور هم باشید، زیرا که برای پاسخ، نسبت به زمان پاسخ گویی سایر دانشکده ها، اواخر آپریل بسیار دیر است، باز هم برخلاف هارواد که به سرعت در بررسی پذیرشها افتخار می کند.

در مرحله ی اول بررسی، “آشا رانگاپا“، مسوول بخش پذیرش، تمامی درخواست ها را بررسی کرده و ۲۰%، یعنی حدود ۷۰۰ درخواست را برای مرحله ی بعد می فرستد. “آشا” برای عبور از این مرحله توصیه هایی دارد: “چند قانون ساده وجود دارد که با رعایت آنها می توانید شانس خود را به شدت افزایش دهید. یکی از این قوانین این است که دو توصیه نامه  از اساتید دانشکده تان که به شما تدریس کرده اند، به درخواستتان ضمیمه کنید. اجازه بدهید یک طور دیگر بگویم: اگر شما یک توصیه نامه  ضمیمه کنید یا اصلا نامه ای ضمیمه نکنید، شانس شما برای ورود به مدرسه ی حقوق ییل، شدیدا کاهش پیدا می کند. یا اجازه بدهید این را حتی مختصرتر هم بگویم: توصیه نامه های شما، درخواست پذیرشتان را یا می سازد، یا از بین می برد.” [۱]

جالب است بدانید که “آشا” در بلاگ دانشکده می گوید که قبل از نگاه به فرم پذیرش، این نامه ها را مطالعه می کند، اگر آنها را در خورتوجه دید، مابقی مدارک ارسال شده را بررسی می کند. در بلاگ دانشکده نمونه هایی از جملات تاثیر گذار اساتید آمده که اگر شما هم آنها را بخوانید حق می دهید که برای انتخاب دانشجویان مستعد، چیزی بهتر از این توصیه ها نیست. چند نمونه:

–  “درخواست دهنده” بهترین دانشجوی دوره ی لیسانسی است که در طول ۳۷ سال تدریسم داشته ام.

دانشجوی الف و ب هر دو دانشجوهای کم نظیری هستند که زمانی شاگرد من بوده و اکنون در دانشگاه ییل درس می خوانند، اما اگر هردوی آنها را روی هم بگذاری “درخواست دهنده” بهتر از هردوی آنان خواهد بود.

اگر بخواهم بگویم، من همیشه کناری می نشستم و می گذاشتم “درخواست دهنده” تدریس کند، او کارش از من بهتر بود. [۲]

این گفته ی مسوولین پذیرش دانشکده به نظر منصفانه می آید: “اگرچه نمرات GPA  و LSAT مهم اند، اما دانشکده خودش را به اعداد و ارقام محدود نخواهد کرد. گاهی با خواندن نامه ای از استاد قبلی دانشجو، ممکن است  بررسی کنندگان با دریافت خصوصیات فکری، استعداد و پتانسیل فرد، تصمیم گیری کنند. این طور است که شما می بینید دانشجویی با نمره ی LSAT بالاتر، از سد داورها عبور نمی کند اما دانشجویی با نمرات پایین تر، ولی با استعداد و پتانسیل بالاتر، چرا.” [۳]

بعد از این مرحله، درخواست ها برای اساتید ارسال می شود. مدارک هر دانشجو را سه استاد بررسی می کند، هیچ کدام از اساتید نمی دانند کدامیک از اساتید دیگر در حال بررسی مدارک همان دانشجو است؛ همه ی نظرات کاملا محرمانه است. هر استاد بر اساس معیار های گفته شده، اما از دیدگاه خود به دانشجو نمره ای می دهد. ترکیبی از توصیه نامه ها، نمره ها، سوابق، فعالیت ها و… این نمره را تشکلیل می دهند. در نهایت سه نمره دانشجو با هم جمع شده و کسانی که بالاترین نمره ها را کسب کرده اند، جزو ۲۰۰ دانشجوی دانشکده ی حقوق ییل خواهند شد.

“آشا رانگاپا” می گوید دروغ گفتن در درخواست ها یکی از احمقانه ترن راه هاست که او را به شدت عصبانی می کند، دانشکده منابع زیادی برای بررسی سابقه ی دانشجو دارد که حقیقت را در نهایت نشان می دهد.

احتمالا علاقه مند باشید اسم برخی از فارغ التحصیلان دانشکده حقوق ییل که شناخته شده ترند را بدانید: هیلاری کلینتون، بیل کلینتون، و قضات دادگاه عالی: کلارنس توماس، ساموئل آلیتو و سونیا سوتومایور.

اکنون می خواهیم مقایسه ای داشته باشیم با دانشگاه هاروارد که خود را یک “شهر بزرگ” و “کارخانه”  می نامد.خیلی شفاف، دانشگاه هاروارد یکی از جاذبه هایش را، وسعت خود می داند. “النا کاگان” ، رئیس دانشکده ی حقوق (در سال ۲۰۰۹) می گوید: “هاروارد یک شهر بزرگ است که هر روز کسی هست که او را به تازگی ملاقات کنی و هر روز چیز جدیدی پیدا می شود که ببینی. اینجا جایی است که دانشجویان با یکیدیگر همکاری می کنند. اینجا جایی است که دانشجویان خود را برای هر شغل قابل تصوری می توانند آماده کنند، چه داخل مرزها و چه خارج از آن.اینجا محل انرژی زیاد، شگفتی دائم و تجربه ی برزگ است.” [۴]

برخلاف ییل دانشگاه هاروارد تاکید بسیار زیادی  بر نمره ها دارد خصوصا نمره ی LSAT ، تا جایی که پاسخ درخواست ها را می توان تا حد زیادی پیش بینی کرد.

        اگر میخواهید درخواستی برای این دانشکده  ارسال کنید، دست بجنبانید. ارسال زودتر مدارک شانس پذیرفته شدن شما را زیاد می کند، دانشگاه هاروارد بین پنج دانشکده ی برتر، به سرعت در بررسی و پاسخ گویی معروف است. از بین درخواست ها ۱۰۰۰ نفر انتخاب شده که با تک تک آنها یک مصاحبه ی تلفنی انجام میشود، این مصاحبه نمک نمره گرا بودن دانشکده را کمی کمتر کرده است. بعد از مصاحبه ۸۰۰نفر انتخاب می شوند تا در کلاس ها حاضر شوند. اینجاست که می گویند “کارخانه ی هاروارد”.

بعد از این نوبت به دانشگاهی استنفورد ، کلمبیا و شیکاگو می رسد که به ترتیب رده های سوم تا پنجم را دارند. تاکید بیشتر این سه دانشکده هم بر نمره ی LSAT است. توصیه ی استنفورد این است که توصیه نامه به درخواست ضمیمه شده باشد و در نامه ی معرفی که توسط خود دانشجو نوشته می شود، موضوعی با منافع جمعی انتخاب شود. توصیه ی دانشکده ی کلمبیا برای این مورد اخیر، موضوعی خارج از موضوعات حقوقی و آکادمیک است، موضوعی که تجربه ی فرد در آن دخیل باشد. در سال ۲۰۱۰ ، ۸۵۰۰ نفر برای دانشکده ی حقوق شیکاگو درخواست داده اند که ۱۲۰۰ نفر از بین آنها پذیرفته شده است.

در مجموع برای همه ی این دانشکده ها،نمرات LSAT و GPA نقش بسیار مهمی را بازی می کند. گرچه دانشکده حقوق ییل، معیارهای جدی دیگری دارد، اما به هرحال مجموع این معیارهاست که یک دانشجوی مستعد را برای پذیرفته شدن شایسته می کند.

 

۲- اساتید و سیستم آموزش

در این مورد، طبق انتظاری که می شود داشت، پنج دانشکده ی اول آمریکا، همه مدعی آن هستند که بهترین اساتید را در اختیار دارند، اما امتیازی  که هر دانشکده ای سعی دارد خود را در آن بهتر نشان دهد، در دسترس بودن اساتید و رابطه ی آنها با دانشجویان است و بعد از آن امتیازهای دیگری را نیز نقل می کنند که اساتید دانشکده یا سیستم آموزشی را منحصر به فرد می کند.

 مثلا یکی از اصلی ترین نقاط ضعفی که برای دانشگاه هاروارد می شناسند، در دسترس نبودن اساتید آن است. اما دانشکده حقوق خواسته است با سیستم آموزشی که ایجاد کرده، از همان ابتدا این مشکل را برطرف کند. از سال اول، اساتید دانشجویان را به عنوان دستیار پژوهشی خود انتخاب می کنند.

نکته ی خواندنی دیگر در مورد سیستم آموزش دانشکده ی حقوق هاروارد این است که روش تدریس، روش سقراطی است. در این روش استاد مرتبا از یک دانشجو سوال می پرسد و سعی می کند روند سوال ها را طوری پیش ببرد که دانشجو خودش به پاسخ صحیح و نتیجه ی نهایی برسد. اساتید مزیت این کار را در این می بینند که دانشجو با مسائل به طور مستقیم درگیر شده و پاسخ مسئله را خودش و با فکر خودش به دست می آورد. البته این روش گاهی برای اساتید مهربان و سهل گیر هم سخت است، اینکه دانشجو مرتب در معرض سوال قرار بگیرد و حالت معذب و آماده نبودنش ممکن فضا را کمی سنگین کند. به هرحال اساتید نباید با او به تندی برخورد کنند یا نشان دهند که از دانشجو ناامید شده اند، اگر درک کنند که دانشجویی در پاسخ دادن کند است و یا آمادگی ندارد، سوالات از دیگری پرسیده می شود.

یکی دیگر از موارد کم نظیر در این دانشکده این است که محتویات درس اساتید ممکن است با یکدیگر کاملا متفاوت باشد، چرا که در این مورد خود اساتید تصمیم گیرنده اند. هر دانشجو با توجه به نیاز ها و اهدافی که دارد، استادی را انتخاب می کند که در کلاس او به این نیازها پاسخ داده شود. البته دانشجویانی که از این مزیت بهره مندند، تصور می کنید که برای انتخاب اساتید باید زحمت و تلاش مضاعفی داشته باشد. البته سال اول از این حالت مستثنی است.

بعد از این از اساتید استنفورد می گوییم که هر از چند گاهی دانشجویان نهار خود را در منزل آنان صرف می کنند! در سایت  Princeton Review’s Best که رنکینگ خود را طبق پرسشنامه هایی که دانشجویان پر می کنند انجام می دهد، از نظر دسترسی و رابطه دانشجو با اساتید، استنفورد رتبه ی پنجم را دارد و در رده بندی “جالب ترین  اساتید” رتبه ی اول! یکی از دانشجویان می گوید:” من با کسی که باعث توفق اعدام در لینوا است درس حقوق جزا دارم، و با او فقط با ۲۷ نفر دیگر در یک کلاس هستم.!”[۵]

موردی هم که دانشکده ی ییل در مورد نحوه ی کلاس داری خود ذکر می کند این است که در این دانشکده، کاملا رایج ا ست که دانشجویان تمام یادداشت های کلاس خود را از طریق شبکه کامپیوتری و سایتی که مخصوص آن است، با یکدیگر رد و بدل کنند و با یکدیگر درس بخوانند.

این روش من را به یاد مباحثه هایی می اندازد که از سال ها پیش در ایران رایج بوده است. با این روش دانشجو مطمئن می شود که هیچ نکته ای را از کلاس از دست نداده، ضمن اینکه برداشت و فهم دیگران از مطالب مشابه را دریافت می کند. اگر کمی تامل کنیم قطعا این روش فواید بسیار زیادی دارد که به وقت گیر بودنش و… می ارزد.

به طور حتم برای چنین روابط خاص دانشجو و استادی و شکل کلاس داری، باید سیستم ارزیابی هماهنگ با آن هم وجود داشته باشد. سیستم آموزش، اساتید، کلاس ها، تبادل اطلاعات دانشجویان با یکدیگر و… باید در یک هارمونی کامل قرار گرفته تا تصویر زیبایی را به نمایش بگذارند.

 

۳-  سیستم ارزیابی(نمره دهی)

برخی دانشکده های برتر مثل ییل و هاروارد، سیستم نمره دهی خود را از کمی به کیفی تغییر داده اند. این طور که دانشجویان برای برگه های امتحان pass/fail خواهند گرفت و برای فعالیت های کلاسی در طول ترم honors/pass/low pass/fail

برخی منتقدان از دانشگاه ییل – باسابقه ترین دانشکده در سیستم کیفی ارزیابی – که آن را بعد از اعتراض دانشجویان دهه ی شصت اتخاذ کرده- می گویند که این روش باعث غیر عادلانه شدن و رقابت ناصحیح دانشجویان می شود. از آنجا که ارزیابی دقیق نیست، دانشجویان سعی می کنند نور چشمی استاد باشند تا پروژه های بهتر،  توصیه نامه های بهتر، همکاری و تحقیقات برتر و… را نصیب خود کنند. خب… پاسخ دانشکده ی ییل را هم بخوانید: “با وجود دانشجوهای کاملا متفاوت با علایق و سلیقه های کاملا متمایز، تعداد کم دانشجویان و تنوع مشاغل و پست هایی که می توانند کسب کنند، آنان (دانشجویان) به این انتقاد شما خواهند خندید. جامعه ی دانشجویی دانشکده ی ییل یک جامعه ی بی نظیر است که بهترین ها را در پیش رو دارد.” [۶] این پاسخ برگرفته از تجارب و یادداشت های خود دانشجویان است.

دانشگاه استنفورد هم می گوید با وجود چنین سیستمی فضای دوستی و همکاری در کلاس بیشتر شده و نگاه داشتن دوستی ها در یک کلاس کوچک برای دانشجویان، پر اهمیت تر از کنارزدن دیگران برای کسب نمره است. [۷]

ملاحظه می نمایید که موفقیت یک دانشگاه از انتخاب دانشجویان شروع می شود و هر تصمیم و سیاست دانشکده در این راه موثر خواهد بود. بعد از مطالعه ی این مقاله، کلیاتی از بهترین های ایالات متحده آمریکا به دست آمد، شایسته است با دقت و ورود در جزئیات، مقایسه ومطالعه، بهترین روش را برای دانشکده های کشور عزیزمان برگزینیم و در این راه از تجارب بشری بهره مند شویم.

  

 

نویسنده: طاهر حبیب زاده
زمان انتشار: ۱۳۹۰/۱۲/۱۰ ساعت

بسمه تعالی

 

آنچه خود داشت؛

(چند مزیت آموزش حقوق در انگلیس که ما از آن غافلیم)

 

 

 

طاهر حبیب زاده
دانشجوی سال آخر دکتری حقوق (تجارت الکترونیک) دانشگاه منچستر انگلستان

 

اختصاصی تبصره : یک دوره تحصیل کارشناسی حقوق در ایران(دانشگاه علوم قضایی) و دو دوره ارشد و دکتری تحصیل حقوق در انگلیس تجربه مناسبی است و به من اجازه می دهد تا به چند مزیت سیستم آموزش حقوق در انگلیس در مقایسه با ایران اشاره و تاکید کنم که این مزایا برای ما قابل دسترس، بلکه گاهی جزئی از فرهنگ دینی و تاریخی ماست که مغفول مانده است.

 

۱- آموزش در ایران «استاد-کلاس» محور، و در انگلستان «دانشجو- پژوهش» محور است

در ایران دانشجو باید سر کلاس حاضر شود و استاد تدریس کند؛ این روند تا پایان مقطع دکتری ادامه دارد. این سیستم مشابه سیستم آموزش آمریکا است. ایراد بزرگ این سیستم این است که در نهایت (یعنی پس از اتمام دوره دکتری) از دانشجو محقق نمی سازد بلکه وی را یک «تئوری دان» خوب بار می آورد. این سیستم آموزشی این فرصت را به دانشجو نمی دهد تا به حوزه علمی خود به عنوان یک محقق نگاه کند و این عیب از سیستم آموزشی است نه دانشجو. در انگلستان آموزش غالبا «دانشجو-پژوهش محور» است و در مقطع دکتری این ویژگی پررنگ تر می شود. دانشجو است که باید دانش بجوید! استاد و کلاس نقش فرعی دارند. به همین دلیل گاهی کسانی که در دانشگاه های داخل به کلاس نشینی و جزوه نویسی خو کرده اند وقتی برای تکمیل تحصیلات به انگلستان می آیند چندان راضی نیستند. گویا فکر می کنند که در دانشگاه بی صاحب هستند! حتی جالب است بدانید که گاهی (در مقطع دکتری)، اگر تا آخر ترم سراغ استاد نروید کسی از شما نمی پرسد چه می کنید؟. البته خواهم گفت چرا. این تفاوت دو نظام آموزشی، در همه رشته ها صادق است و برای خود انگلیسی ها یک امر پذیرفته شده است. اساسا نظام آموزشی در هر کشور برای تربیت خودی ها تاسیس و اداره می شود. وقتی، به عنوان مثال، من ایرانی وارد این سیستم آموزش می شوم، ممکن است با سلیقه من تطبیق نداشته باشد مگر آنکه به اختیار، ورود به چنین سیستمی را بپذیرم.

 

۲- در ایران حجم داده های تزریقی در کارشناسی بالا و فرصت تحلیل کم است؛ درست عکس انگلستان

در دانشگاه های ما حجم مطالب در دوره کارشناسی به حدی است که تقریبا هیچ دانشجویی عملا فرصت ندارد برای تک تک دروس وقت خاصی برای تحلیل و تفکر اختصاص دهد. این توفیق، ممکن است نصیب معدود دروسی شود که بیشتر مورد علاقه دانشجو هستند. طبیعتا در چنین سیستمی دانشجو اغلب اوقات خود را در فضای دانشکده و کلاس ها صرف می کند و فرصتی برای خلوت با کتاب ها و آموخته های خود پیدا نمی کند. نتیجتا فضای دانشگاه در سال های پایانی برای دانشجو خسته کننده می شود. اما در دانشگاه های انگلستان تقریبا قضیه برعکس است. حجم مطالب تزریقی کمتر و در مقابل فرصت تحلیل و تجزیه زیاد است. اگر یک دانشجوی کارشناسی حقوق ایرانی را با یک دانشجوی کارشناسی حقوق انگلیسی مقایسه کنیم، دانش خام دانشجوی ایرانی بیشتر و در مقابل، قدرت تحلیل و تحقیق دانشجوی انگلیسی از دانشجوی ایرانی بالاتر است. توجه کنید که دانش خام در کتب موجود است و هر زمان می توان برای دانستن مجهولات به آنها مراجعه کرد، اما فرصت استفاده از دانشگاه برای تقویت قدرت استنباط اندک است؛ بنابراین سیستم آموزش انگلستان از این جهت کار آمد تر است. حتی در مراحل پیش از دانشگاه هم این قضیه صادق است؛ وقتی با بچه های ایرانی مقیم انگلیس که ۵ روز هفته به مدرسه انگلیسی و  آخر هر هفته، فقط یک روز برای آموختن دروس فارسی به مدرسه ایرانی می روند صحبت می کردم، نسبت به آن ۵ روز مدرسه انگلیسی رضایت بیشتری دارند؛ روشن است که مدرسه انگلیسی مثل مدرسه ایرانی انبوهی از مطالب را به دانش آموز تزریق نمی کند؛ به جای اینکه بگویند ده صفحه از کتاب جغرافیا بخوانید و آمارها را به زور در ذهن خود جای دهید، می گویند نقشه جهان را جلوی خود بگذارید و هر قاره را با یک رنگ رنگ کنید تا ببینید کدام قاره بزرگتر است. آیا این مطلب یادآور ضرب المثل مشهور حوزه های علمیه ما نیست که؛«الدّرس حرف، و التکرار الف»؟

 

 

۳- استفاده همزمان از دو عامل معلم ، متعلم، هر دو به یک میزان

خروجی آموزش، عملکرد متعلم یا دانشجوست. دانشجو، ویترین نظام آموزشی است و بنابراین در سیستم انگلیسی رها نمی شود؛ یادگیری مشارکتی، فعال و دوجانبه اقتضا می کند که دانشجو نیز به اندازه یا حتی بیش از استاد در فرایند آموزش نقش فعال داشته باشد؛  اگر دانشجو عملکرد علمی و عملی خوبی داشته باشد آنوقت است که می رویم سراغ اینکه شما کجا تحصیل کرده اید، مدرسان شما چه کسانی بوده اند و از این دست سوالات. بالعکس این قضیه هم تقریبا صادق است! به عنوان مثال یکی از دوستان هم دانشگاهی ام که در رشته فیزیک تحصیل می کند، می گفت تابستان گذشته برای دوره ای ده روزه به فرانسه رفتیم. حدود ۴۵ دانشجوی دکتری فیزیک از آلمان، کانادا، انگلیس و فرانسه و آمریکا برای بحث و بررسی پروژه ای دور هم جمع شده بودیم. فعالیت چشمگیر آن ۵ دانشجوی آلمانی نشان داد که آموزش فیزیک در آلمان کیفیت بالایی دارد.

خوب! برای درگیر کردن دانشجو چه باید کرد؟ در انگلیس در کنار کلاس درس، سمینار دروس نیز معمولا هر دو هفته یک بار برای هر درس برگزار می شود. دانشجویان بسته به تعداد، به دسته های کوچک ۶ الی ۱۲ نفری تقسیم می شوند. فرضا، اول ترم، استاد دو هفته حقوق جزا تدریس می کند. ادامه کلاس، ارائه سمینار و بحث حول تعداد(مثلا ۶) سؤالی است که استاد مطرح می کند. دانشجویان می فهمند آیا آنچه در این دو هفته آموخته اند می توانند پیاده کنند یا نه؟ در این سمینارها استاد درس جدیدی ارائه نمی کند بلکه از دانشجویان می خواهد که حول مسائل داده شده بحث کنند؛ استاد تنها ناظر و اداره کننده جلسه است. این شیوه تا پایان ترم برقرار است و برای هر درس در هر ترم معمولا ۴ الی ۶ سمینار برگزار می شود. سمیناری که برای درس حقوق قراردادها ارائه کردم یکی از بهترین تجارب علمی من بود. دانشجویان نیز از سمینارها استقبال می کنند و حتی اگر سر کلاس غایب باشند سر سمینار حاضرند. معتقدند در سمینار، حتی بهتر از کلاس درس مطالب را یاد می گیرند. این را مقایسه کنید با دانشکده های حقوق داخل. تنها مواجه دانشجو با سوالات حقوقی جلسه امتحان است؛ چهار ماه تدریس توسط استاد و تنها دوساعت حل مساله. وضعیت کارشناسی ارشد ارائه سمینار اهمیت بیشتری دارد؛ در عوض، استاد لیست بلند بالایی از منابع دم دست دانشجو می گذارد تا خود، تحقیق کند. یادم است در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه منچستر، استاد درس بیع بین المللی کالا منابع لازم برای مطالعه این درس ارائه داد که لیست منابع به تنهایی یک جزوه بود! در مقطع دکتری اصلا خبری از کلاس درس نیست. به فقره بعد رجوع کنید…

 

۴- در انگلستان تعامل استاد با دانشجو مثال زدنی است.

رابطه استاد با دانشجو باید از سر مِهر و احترام متقابل باشد. درس استاد پس از روزگاری اندک از یاد می رود و شاید بهتر از روش تدریس وی نیز در زمان دیگری آموخته شود، اما شخصیت و تاثیر استاد در وجود دانشجو برای همیشه در خاطرش می ماند. دیده ایم استاد به معنی کلی آن، حصاری دور خود می کشد تا مبادا دانشجو به وی نزدیک شود یا صمیمی گردد. در این جو دانشجو حتی جرات پرسیدن سوال حقوقی خود را هم ندارد. علی رغم وجود شمار زیادی از اساتید بزرگوار، برخی متاسفانه حتی آنقدر به دانشجو احترام نمی گذارند تا برای شنیدن نظرات وی اندکی بایستند و تامل کنند. دانشجو را می بینید که در پله های دانشکده به دنبال استاد در حال طرح مسئله و تبادل نظر است!!!

اهمیت ارتباط صمیمانه استاد و دانشجو در تعالیم دینی ما وجود دارد. سیستم آموزش حوزوی نیز-چنانکه مسموعات من اجازه می دهد- به خوبی از این امکان بهره می برد؛ تصور کنید در بسیاری از حوزه های علمیه، استاد نیز یکی از حجره نشین هاست و با شاگردانش حشر و نشر دارد. حال چرا این امتیاز در دانشگاه های ما نیست و اروپایی ها به خوبی از آن برخوردارند؟ باید گفت موضوع فرهنگی است و کمتر به ساختار برمی گردد. همین الان اساتید متواضع و متخلق در دانشکده های ما کم نیست اما غلبه با این گروه نیست. در انگلیس از این دست جملات زیاد می شنوم؛ «مشتاقم حرف شما را بشنوم چون ممکن است موضوعی در ذهن شما خطور کند که تا کنون در ذهن من که سی سال است در وادی حقوق تلاش می کنم خطور نکرده و همان یک موضوع فتح باب جدیدی باشد.». بر خلاف دانشکده های حقوق کشور ما، در انگلیس، استاد آخرین فردی است که از کلاس خارج می شود!!! این نوع تعامل محترمانه تنها مختص کلاس درس نیست. بلکه دانشجو در مسائل شخصی خود نیز استاد را مرجع رجوع خود می داند و بر نظراتش تکیه می کند.

در همین رابطه، ارتباط مستمر با استاد خیلی مهم است؛ شاید یافتن استاد بعد از کلاس دشوار باشد. بهرحال استاد که همیشه در دسترس نیست. چه بسا استاد، علاوه بر استادی یک دانشکده، استاد پروازی چندین دانشکده دیگر باشد یا سمت معاونت و مدیریت و ریاست بر چند سازمان دیگر را بر عهده داشته یا درگیر انبوه پرونده های دفتر وکالتش باشد!!!. البته که اساتید حقوق انگلیسی کمتر چنین مشغله هایی دارند. اما برای رفع این مشکل، تدابیر جدید اندیشیده شده است؛ استفاده از فضای مجازی. منظورم فقط ارتباط از طریق ایمیل نیست؛ اینجا، برای هر درس در شبکه داخلی اینترنتی دانشکده، فضایی اختصاص داده می شود که ورود به آن تنها از سوی استاد و دانشجویان همان درس مقدور است. یک کلاس مجازی؛ دانشجو وارد فضای همان درس می شود و سوال خود را می نویسد و استاد در همان فضا به نحوی که برای همه دانشجویان قابل رویت است پاسخ می دهد. مزیت در این است که نیازی به حضور فیزیکی استاد نیست هر جا باشد می تواند سوال دانشجوی خود را پاسخ دهد. طبیعتا سایر دانشجویان نیز در جریان این پرسش و پاسخ هستند و گاهی نتیجه، یک بحث داغ جمعی است. حتی در فاصله بین پایان ترم و امتحان نیز ممکن است دانشجویی سوالی داشته باشد که می تواند تا آخرین لحظه در همان فضا سوال خود را طرح و پاسخ را دریافت کند و دیگران نیز استفاده کنند.

در جمع باید بگویم در انگلستان استاد در خدمت دانشجوست نه دانشجو در خدمت استاد! تعجب آنجاست که برخی، علی رغم اینکه در دانشگاه های انگلیسی تحصیل می کنند و از نزدیک این سیستم آموزشی را تجربه می کنند، پس از برگشت به کشور کاملا برعکس عمل می کنند!

 

۵- دکتری حقوق، در انگلیس، فقط جای تحقیق و تبادل نظر است

بر خلاف مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، در دوره دکتری کلاس درس برگزار نمی شود. همه چیز دانشجو محور است. البته کلاس هایی مثل روش تحقیق به صورت هفتگی تشکیل می شود. یا برای دانشجویان خارجی که زبان انگلیسی شان لنگ می زند،  ممکن است هفته ای دو ساعت کلاس تقویت فونوتیک، رایتینگ و…برگزار شود. یا کلاس های آموزشی جنبی مانند روش مقاله نویسی، جستجو در بانک مقالات و کتب، نحوه اداره پروژه دکتری. همینطور، گاهی به توصیه استاد راهنما، باید در ورکشاپ های مرتبط به موضوع پایان نامه شرکت کنید. گیرم در دانشگاه های شهرهای دیگر یا حتی کشور دیگر برگزار شود. به اینها اضافه کنید محفل های دوستانه دانشجویان دکتری در زمان های تعیین شده که هر کسی از رساله خود می گوید. حضور در این محافل الزامی نیست ولی شانس بیاورید و مسئول جلسه شما را خجالت زده نکند که؛ فلانی! مدتی است شما را در جمع نمی بینم و البته شما منظور او را خوب می فهمید.

گفتم در دوره دکتری خبری از کلاس نیست ولی خیال نکنید همه چیز بی حساب و کتاب است! هر دو هفته یک بار یا نهایتا ماهی یکبار باید سری به استاد راهنما بزنید؛ البته دو هفته تعطیلات کریسمس یا مرخصی تعطیلات بهاری و اشانتیون های خاص استاد راهنما را قلم بگیرید؛ فی المثل، پارسال بخت یار من شد و برف سنگین اروپا به دادم رسید تا بتوانم چند هفته بیشتر در وطن بمانم. ایمیلی از استادم رسید که؛ طاهر! اینجا برف ما را زمین گیر کرده. تو هم اگر دلت می خواهد می توانی بیشتر ایران بمانی. چرا نظام آموزشی انگلیس اینقدر به دانشجوی دکتری آزادی عمل می دهد؟  این اعتقاد وجود دارد که وقتی کسی به این نقطه از سطح آکادمیک رسید باید بتواند روی پای خود بایستد و مستقلا تحقیق کند.

 

۶- استفاده از محیط و ابزار کمک آموزشی

چرا ابزارها و محیط کمک آموزشی فقط مختص رشته های فنی و علوم پایه و … باشد؟ علاوه بر توسعه آموزش به فضای مجازی(که در فقره بالا گفتم)، در انگلیس، دادگاه بخشی از کلاس درس است. جز یک مورد تجربه موفق دانشگاه علوم قضائی که بنده در زمان کارشناسی تجربه داشتم، سایر دانشکده های حقوق ما ارتباطی با محاکم ندارند و ممکن است دانشجو در چهار یا حتی شش سال دانشجویی یک بار هم محیط دادگاه را نبیند. در انگلستان عکس این قضیه صادق است. حضور در جلسات دادگاه ها نه تنها برای دانشجویان حقوق بلکه برای برای عموم مردم آزاد است. اگر در بازار از قدم زدن خسته شده اید می توانید در یکی از شعبات بنشینید هم محاکمه ببینید و هم رفع خستگی کنید! البته قبل از ورود به دادگاه بازرسی بدنی قوی وجود دارد. رعایت سکوت بسیار مهم است. محدودیت هایی هم وجود دارد. نمی توانید در جلسه صحبت کنید. یا از محکمه تصویر برداری کنید یا آنچه که در محکمه رخ می دهد را ضبط کنید. تحت هیچ شرایطی نباید موبایل شما روشن باشد. چند باری که در دادگاه حاضر شده ام نکات جالبی دیده ام. جای قاضی، منشیان، وکلای طرفین، اصحاب دعوی، هیات منصفه، بازدید کنندگان همه مشخص است و نظم خاصی بر دادگاه حاکم است. حتی افرادی که تعادل روانی ندارند و ممکن است نظم جلسه را به هم بزنند در اتاق دیگری نشانده می شوند و تصویر و صدای وی به داخل شعبه منتقل می شود بدون اینکه خودش در شعبه حاضر باشد. بعلاوه، دانشجویان برتر حقوق در دو سال آخر دانشجویی خود می توانند به عنوان دستیار قضایی در دادگاه مشغول شوند. کار آنها به مانند منشی دادگاه نوشتن اظهارات و این ها نیست بلکه در پرونده ها به قاضی کمک می کنند و حتی ممکن است آراء را تحت تاثیر قرار دهند!

 

 

۸- در انگلستان نظارت بر اساتید بیش از ایران است

در انگلستان در هر گرایش علمی و کرسی دانشگاهی تخصص به شدت مورد تاکید است. برای شما عجیب نیست که در ایران، گاهی استاد حقوق مدنی یک دانشگاه بزرگ، حقوق تجارت تدریس کند! اما در انگلستان این امر قابل تحمل نیست. استاد حقوق مدنی به جز سوالات مربوط به حوزه خودش به هیچ سوال دیگری پاسخ نمی دهد و شما را به فرد متخصص در آن حوزه ارجاع می دهد. چنین رفتاری یک فرهنگ است؛ مرادم از فرهنگ، عمومیت آن است. بعلاوه، انتخاب اساتید و نظارت بر آنها با حساب و کتاب بیشتری صورت می گیرد. دانشکده های حقوق در جذب کادر علمی به دو نکته مهم توجه دارند؛ سوابق دال بر تخصص فرد در آن حوزه، و داشتن برنامه روشن برای آینده علمی و آموزشی. در دانشگاه های ما، توجه اصلی هیات جذب معمولا به دو مطلب است؛ تعهد و سلامت اخلاقی(که دغدغه ای بجاست) و اینکه متقاضی هیات علمی تا به امروز چه کرده است؟ آیا از رزومه قوی برخوردار است؟ در کدام مرکز علمی تحصیل کرده و رشته تخصصی وی چه بوده است؟. در حالی که طرف دیگر قضیه که خیلی مهمتر است این است که از فرد متقاضی بخواهند طرحی ارائه کند که مثلا در ۵ سال آتی چه برنامه های علمی در نظر دارد؟ آیا برنامه عینی و روشنی برای نگارش کتب، مقالات، پروژه ها و تحولاتی علمی دارد؟؛ اگر تقاضای وی پذیرفته شد پروژه پژوهشی خاصی را دنبال می کند یا همان راهی را ادامه می دهد که تا بحال رفته؟. این ارزیابی باعث می شود که فرد با اخذ یک مرتبه یا کرسی از دانشکده حقوق، دچار روزمرگی نشود و تنها دغدغه اش، پر کردن ساعات کاری با تدریس چند درس مشخص نباشد؛ قبول کنید که دانشکده های ما صرفا(یا بیشتر) به این نگاه می کنندکه فرد متقاضی تا به حال چه کرده است؟ اما سوال نمی شود که از این به بعد چه کار می خواهد بکند؟!

 

۹- در انگلستان نخبگان حقوق می خوانند و در ایران حقوق خواندن اپیدمی شده است

در جوامع غربی از جمله انگلستان، غالبا نخبگان به سمت رشته های علوم انسانی می روند، بر خلاف کشور ما که دانش آموزان نخبه معمولا به رشته های فنی مهندسی، پزشکی و علوم پایه علاقمند هستند. در آماری که از جامعه آمریکا گرفته شده است بیشترین علاقمندی مردم به شغل وکالت بوده و رشته حقوق را یکی از سخت ترین رشته ها دانسته اند. طبیعتا شان یک وکیل و حقوقدان نیز بالاتر است. شاید ده سال قبل، در ایران نیز چنین وضعیتی در مورد حقوق( و نه سایر گرایش های علوم انسانی) وجود داشت اما در سالهای اخیر حقوق، گرایش مورد علاقه و البته در دسترس اکثر دیپلم گرفته های ایرانی است؛ وقتی می توان به راحتی تابلوی یک مدرسه را در یک شهر کوچک با تابلو دانشگاه….واحد…تعویض کرد، تاسیس گرایش حقوق هم کاری ندارد!!!. واقعا نمی دانم اگر وضعیت و حجم پذیرش رشته حقوق در دانشگاههای ایران را به یکی از همکلاسی های انگلیسی ام بگویم چه واکنشی نشان خواهد داد!!!

اجازه بدهید در مقام تحلیل بگویم این گرایش به حقوق در ایران، بیش از آنکه محصول درک ضرورت اجتماعی باشد، پیروی از یک مد است؛ همان اخلاق عمومی ما ایرانی ها. در انگلستان اصولا دانشگاه رفتن مد نیست، چه رسد به رشته هایی مثل حقوق که نخبگان جامعه به دنبال آن می روند. در رشته حقوق، اغلب به همان مدرک کارشناسی بسنده می کنند و همین میزان را برای رفع ضرورت و ورود به بازار کار کافی می دانند. کارشناسی ارشد، انتخاب کسانی است که به اطلاعات خاصی برای توفیق کاری نیازمند باشند؛ مثلا تجارت بین الملل برای کار روی پرونده های این حوزه. یا زمانی که اخذ درجه «بریستر»(شما بگویید وکیل پایه یک) منوط به داشتن مدرک مستر(ارشد) است. باور می کنید به ندرت تمایل به اخذ مدرک دکتری وجود دارد؟ صرفا کسانی که بخواهند کار آکادمیک و تحقیقاتی کنند دنبال این مدرکند؛ و ایران چطور؟

 

البته این مهمترین نکاتی بود که به ذهن من رسید و در حوصله این مطلب است؛ قطعا اگر بنا به ذکر معایب سیستم آموزش انگلیس یا محاسن ناگفته آموزش حقوق در ایران باشد، گفتنی بسیار است. اما به حکم «اطلبوا العلم ولو بالصین»، بیاموزیم و پیاده کنیم و دقت داشته باشیم که این روشها، داشته ها و ظرفیت های گرد گرفته و متروک فرهنگ خودی است؛ از بیگانه تمنا نکنیم!

تازه‌ترین مطالب
  • انتشار ترجمه مقالات برتر فلسفه حقوق توسط «ترجمان»
  • کتابخانه الکترونیکی «تبصره»
  • شماره جدید فصلنامه «مطالعات حقوق کیفری و جرم شناسی» + فایل مقالات
  • مقاله بفرستید: همایش ملی مساله شناسی قانون حمایت از آمران به معروف
  • نسخه صوتی همایش گپ و گفتی با حقوقی ها
  • شماره جدید فصلنامه «قضاوت» منتشر شد + فایل مقالات
  • دور جدید کارگاه‌های آموزشی پژوهشکده شورای نگهبان
  • معرفی کتاب: عالیجناب پازنر، هیولای حقوق‌دان (ترجمان)
  • کنفرانس ملی پدافند غیر عامل در قلمرو فضای سایبر
  • نشست علمی: همکاری های بین نهادی با تاکید بر نقش نهادهای رسمی
  • نشست علمی: بررسی موردی کودک آزاری در نظام آموزشی
  • همایش ملی رفع خشونت علیه زنان؛ چالش ها و راهکارها
  • نشست علمی: منع برده داری نوین
  • سومین جلسه از “کارگاه های آموزشی مهارت های کاربردی وکالت”
  • کارگاه مهارت های کاربردی حقوق جزا
  • نقد حقوقی فیلم «من مادر هستم»
  • نشست علمی: مبانی نظری و کاربردی دولت های محلی
  • نشست علمی: ارزیابی یک دهه فعالیت شورای حقوق بشر (۲۰۱۶_۲۰۰۶ )
  • ششمین نشست از سلسله نشست های مفاخر حقوق ایران
  • جایگاه معرفت شناختی حقوق؛ در جستجوی پارادایم عصری قانون
  • نشست علمی: “بررسی تازه ترین تحولات حقوق قراردادهای فرانسه”
  • کارگاه اصول و ساختار مقاله نویسی